|
گذشته ای كه امروز نگون بخت را برای كشورمان تدارك دید و در شرایطی كه كشور می توانست با اصلاحات در سطح مدیریت و تجدیدنظر در برخی از برنامه های اجرایی، به اقتدار ملی و جایگاه شایسته ای در جهان دست یابد، به چاه ویلی افتاده است كه در خوشبینانه ترین حالت، بیرون آمدن از آن اهتمامی ملی و هزینه ای بالا را می طلبد
داریوش همایون را به استناد نوشته ها و گفته هایش پایبند عقلانیتی می شناسیم كه با همه ملالت ها و آواره گی ها و تبعیدهای تحمیلی، تا جایی كه توانسته از اصول انسانی خارج نشده و منافع ملی را مقدم بر آلام شخصی دانسته است؛ در مواقعی كه پای ایران زمین در میان بوده، داریوش همایون از درخواستهای شخصی و قهرهای كودكانه ای كه كثیری از نخبگان سیاسی و فرهنگی را آلوده است، خود را پالوده و در طول بیش از شش دهه ای كه در وطن و خارج پشت سر گذاشته، جریانی را نمایندگی كرده است كه تبار به نیك مردانی در سیاست و فرهنگ ایرانی می برد؛ بزرگانی چون قوام السلطنه كه تا پای آبروی خویش برای حفظ تمامیت ارضی ایران پیش رفت. فروغی كه در معادلات تقسیم جهانی توسط قدرتهای بزرگ، با تدبیر عقلانی سرزمینمان را حراست كرد. باز هم می توان نمونه هایی را یادآوری كرد كه در حافظه تاریخی ایران زمین نقش بسته اند و اگر منصفانه به كنشها و ایده های آنان نگریسته شود، وجود فعلی ایران زمین را مدیون همتها و حمیتهایشان هستیم.
تلاش قابل تقدیر داریوش همایون در سالهای گذشته كه در كارنامه اش بیش از یكصد و هشتاد مقاله را دارد، نوشته تازه اش را كه در سامانه تلاش آنلاین منتشر شده است، برای خوانندگان اهل فرهنگ و كسانی كه با سلایق مختلف سیاسی و فكری، دغدغه ایران زمین و عظمت نوین و بازسازی شده اش را دارند قابل توجه می كند؛ داریوش همایون همانطور كه در نوشته اش می نویسد «گردش بیزاری آور در تاریخ نزدیك» را برای عبرت ایرانیان به اجمال بازگو می كند و شاید در نظر دارد كه ایرانیان هم «گذشته بد» را به «دیگران» واگذارند. گذشته ای كه امروز نگون بخت را برای كشورمان تدارك دید و در شرایطی كه كشور می توانست با اصلاحات در سطح مدیریت و تجدیدنظر در برخی از برنامه های اجرایی، به اقتدار ملی و جایگاه شایسته ای در جهان دست یابد، به چاه ویلی افتاده است كه در خوشبینانه ترین حالت، بیرون آمدن از آن اهتمامی ملی و هزینه ای بالا را می طلبد كه برآمده از عبرت آموزی از كنشهای گذشته باشد و دل در گرو بازسازی امروز در آستانه ورود فعالانه به آینده؛ با این پشتوانه های فكری و اندیشگی كه در دیگر آثار داریوش همایون و بخصوص در كتاب قابل تأمل «صد سال كشاكش با تجدد» از آنها خبر داریم، او ما را به گذار خردمندانه از گذشته و درك و دریافت واقع بینانه شرایط فعلی برای ساختن آینده ای انسانی و فراتر از گرفتاریهای حزبی و ایدئولوژیك فرا می خواند و همانطور كه خودش هم بر حساس بودن این كار آگاه است، از دشواری آن هشدار می دهد و در مطلبی دیگر – سوادی آزاد كردن گذشته – را افتی در فرایند نوسازی اندیشه ها و بازسازی كنشهای سیاسی و اجتماعی می خواند.
با همه ارزشی كه نوشتارهای تازه داریوش همایون در پروسه فرهنگ سازی برای تمرین دموكراسی و رسیدن به مؤلفه های سیاست دموكراتیك و رهایی از بن بستی كه عارض كشورمان شده است، نكته ای را در حاشیه نوشته های همایون نباید از یاد برد كه واگذاری گذشته اعم از بد و خوبش به دیگران، نیازمند مراحلی است كه ركن اصلی آن را باید در دگرگونی درونی و طلب واقعی رسیدن به نیازهای طبیعی انسانی و بر حق شناختن آنها، جای داد و از این منظر به رویدادهای گذشته نگریست و فراتر از آن در اندیشه جدی و واقعی ساختن آینده ای متفاوت از گذشته های خوب و بد، قرار داد. بی تردید نمونه هایی كه داریوش همایون از برخوردهای ملل مختلف با گذشته های غیر قابل دفاع آنها در مقاله خود آورده است، مبتنی بر همان پروسه ای است كه دموكراسی را پیش از اینكه در شكل نظام سیاسی اجرایی به ارمغان آورده باشد، آزاد اندیشی و پای بندی به اصول بنیادین حقوق بشر را پایه اساسی برخورد خردمندانه با گذشته و ساختن آینده می شناسد و بر فرهنگ سازی در جامعه ای كه بهره ای ناچیز از تمرین دموكراسی را تجربه كرده است، شرایط اولیه واگذاری گذشته بد به دیگران می شمارد.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|