حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
iraq Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
سی سال بعد

April 27, 2007

جمعه 7 اردیبهشت 2566

الاهه بقراط Bookmark and Share الاهه بقراط
 

همکاری من با کیهان خودمان، کیهان لندن، در رابطه با یک مطلب شکل گرفت که درست دوازده سال پیش، منتشر شد. کیهان (شماره 554 به تاریخ 14 اردیبهشت 1374) مطلبی چاپ کرده بود زیر عنوان «اگر چرخ تاریخ به عقب بر می گشت» که طی آن با کسانی این «اگر» را مطرح کرده و درباره فرض های احتمالی پاسخ شنیده بود. این پرسش و آن پاسخ ها که تلاش شده بود تا حد ممکن قانع کننده و واقعی باشند، مرا به فکر فرو برد که چرا انسان همواره تمایل دارد در افسوس گذشته (که هرگز نمی توان تغییرش داد) و در آرزوی آینده (که هرگز نمی توان پیش بینی اش کرد) زمان حال را (که همواره می توان در آن نقش داشت) بین گذشته و آینده سپری کند و به این ترتیب هم گرفتار گذشته بماند و هم در آرزوی آینده ناشناخته ای که همواره از کنارش گذشته است، زندگی اش به انتظاری پایان ناپذیر تبدیل شود. از همین رو، مطلب کوتاهی به نام «حکایت مکرر تاریخ» نوشتم که در آن از نگاه و زبان تاریخ که همواره و به آرامی در حال گذر است به فرض «اگر» پرداخته بود و اینگونه پایان می گرفت: تاریخ «با خود گفت: از کار این آدمها سر در نمی آورم، چرا به عقب برگرداندن بنده فکر می کنند؟! و در حالی که با تعجب سر تکان می داد، فکر کرد: «حتما چندین سال بعد دوباره کسانی از کسانی خواهند پرسید اگر بنده به عقب بر می گشتم یعنی به سال 74 آنها چه می کردند!» این فکر به نظرش خیلی بامزه آمد. لبخندی زد و آرام- آنچنان که همه فرصت کافی داشته باشند، به راه خود ادامه داد».

اگر...

گسترش سایه جنگ بر ایران، تأثیر قطعنامه های تحریم بر اقتصاد بی بنیه کشور، ورشکستگی تولیدات داخلی و اشغال بازارهای ایران توسط کالاهای ارزان چین و اجناس بنجل وارداتی از جمهوری های فدراتیو روسیه، تورم و بیکاری در کنار ناهنجاری های اجتماعی مانند گسترش اعتیاد، افزایش کودکان خیابانی، جرم و جنایت فزاینده، همگی چون کلافی سر در گم چنان وضعیت پیچیده ای را در ایران به وجود آورده است که اعتراضات لایه های مختلف اجتماعی از کارگران و آموزگاران تا دانشجویان و زنان نمی تواند حکومت را به هراس نیندازد و آن را وا ندارد تا هر حرکتی را به «براندازی» خود تعبیر نکند. به نظر من این تعبیر برای حکومت فقط اطلاق یک «تهمت» برای محکوم کردن معترضان نیست. بلکه هم چنین بیان هراس اوست. رژیمی که خود از «براندازی» خویش سخن می گوید، بی تردید در هر اعتراض اجتماعی، سایه سقوط را گسترده می بیند و شبها در کابوس سرنگونی، تدارک سرکوب فردا را می بیند.
سال 56 را به یاد می آورید؟ درست سی سال پس از آن سالی که آبستن اهریمن بود، سالی را از سر می گذرانیم که از خیلی جهات به سال 56 شبیه نیست. ایران در آن سال هنوز در اوج ثبات و استحکام به نظر می رسید. هیچ کشوری در جهان ایران را نه تنها خطری برای جهان نمی شمرد، بلکه این کشور یکی از عوامل مهم حفظ ثبات در منطقه حساس خاورمیانه و خلیج فارس شمرده می شد. سرمایه گذاری داخلی و خارجی در ایران که بنیاد رقابت اقتصادی و در نتیجه تولید و مصرف و رفاه به شمار می رود، در اوج خود بود. جز عده ای معدود از سالهای دور، میلیون ها ایرانی در تبعید و مهاجرت بسر نمی بردند و هزاران ایرانی دیگر برای خروج از کشور به آب و آتش نمی زدند. «فرار مغزها» مفهومی ناشناخته بود و کم بودند ایرانیانی که پس از تحصیل در کشورهای دیگر به میهن خود باز نمی گشتند. نرخ بیکاری چندان پایین بود که هزاران کارگر خارجی در ایران به کار مشغول بودند. اینها بود و البته بسیاری نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی یک کشور در حال رشد. درآمد نفت سبب رشد طبقه متوسط و مرفه شد لیکن همزمان بر فاصله بین ثروت و فقر نیز افزود. با این همه، اگر بر این مجموعه، آزادی سیاسی افزوده می شد، بی تردید نیروهای سیاسی متنوع از راست و چپ می توانستند با هم فکری و همکاری از این فاصله بکاهند و چه بسا مانع برخی رویدادها شوند. لیکن این «اگر» تنها زمانی ممکن می بود که اگرهای دیگری نیز واقعیت می یافتند: اگر فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق ده سال زودتر اتفاق می افتاد. اگر غرب و به ویژه آمریکا بنیادگرایان اسلامی را با توهم مقابله با «خطر سرخ» زیر بال و پر خود نمی گرفت. اگر سود کشورهای قدرتمند جهان با حمایت از حکومت های خودکامه تأمین نمی شد. اگر...

فرصت کافی

می گویند «اگر» در تحلیل تاریخی هیچ ارزشی ندارد. و درست می گویند. آنچه را گذشت، دیگر نمی توان تغییر داد و از همین رو اگر و مگر در تحلیل آنچه گذشته است به کار نمی آید. «اگر» و فرض اما در پژوهش های سیاسی و اجتماعی تنها ابزار ممکن در دست جامعه شناسی و علوم سیاسی برای ارائه فرضیه های مختلف و مقایسه است. آن هم به این دلیل ساده که در علوم انسانی بر عکس علوم طبیعی و ریاضی هیچ آزمایشگاهی وجود ندارد که بتوان در آن آزمون و خطا را مورد دقت و پژوهش قرار داد. آزمون و خطا در عرصه علوم انسانی همواره به طور مستقیم با زندگی نسلها و سرنوشت ملل و سرزمین ها مربوط است. نمی توان با شور انقلابی «خط امام» را اختراع کرد و چند سالی آزمود بعد دید که خطاست، بعد با وجدان آسوده هشت سال «استحاله» را آزمود و بعد دید که خطاست، بعد با وجدانی آسوده تر هشت سال دیگر «اصلاحات» را آزمود و باز هم دید که خطاست، بعد با وجدانی که گویا به خواب ابدی فرو رفته است، چند سالی دیگر ائتلاف یا اتحاد «اصلاح طلبان» و «خرد جمعی» رفسنجانی و خاتمی و کروبی را در مراسم رأی گیری مجلس اسلامی هشتم که پایان سال 86 به نمایش در خواهد آمد، آزمود. در این حالت دیگر اساسا نه آزمون «و» خطا، بلکه آزمون مکرر خطا به یک سرشت سیاسی تبدیل شده است.
باری، سی سالی که آن روزها در سال 56 برای ما آینده، و چه بسا دور، به شمار می رفت، امروز به حال ما تبدیل شده و به زودی به گذشته ای تبدیل خواهد شد که با هیچ جادویی نمی توان تغییرش داد. در سال 86 بر عکس سال 56، هر اندازه هم که حکومت در بوق تبلیغات توخالی بدمد، ایران مطلقا در اوج ثبات و استحکام نیست. «خطر» ایران برای جهان از سوی همه کشورها (به غیر از سوریه اسد و ونزوئلای چاوز) به رسمیت شناخته شده است وگرنه در طول نه ماه سه قطعنامه تهدید و تحریم را تصویب نمی کردند. ایران سالهاست نه تنها حافظ ثبات منطقه نیست، بلکه خود به عامل بی ثباتی و گسترش هرج و مرج خونین در خاور میانه و خلیج فارس تبدیل شده است. به دست آمدن تجهیزات نظامی ساخت ایران در افغانستان که توسط طالبان نیروهای ناتو را مورد هدف قرار می دهند، آخرین کشفی است که یک بار دیگر دست دراز رژیم ایران را در بحرانی نگاه داشتن وضعیت منطقه نشان می دهد. رقابت افتصادی در کشور به دلیل نبود امنیت برای سرمایه گذاری های داخلی و خارجی و در نتیجه فرار سرمایه به پایین ترین سطح ممکن رسیده است و ایرانیان به مصرف کننده بدون تولید واردات خارجی تبدیل شده اند. سالهاست میلیونها ایرانی در کشورهای مختلف بخشی از جامعه تبعیدیان و مهاجران را تشکیل می دهند. «فرار مغزها» مفهومی زاده شده در سی سال اخیر است، و نرخ بالای بیکاری در کنار دلایل دیگر، جامعه را بیش از پیش در ناهنجاری های اجتماعی و فروپاشی بنیادهای فرهنگی و اخلاقی فرو می برد.
امروز، سی سال پس از آن سال، که نطفه یک توهم بزرگ می رفت تا در زهدان تاریخ، حکومتی اهریمنی را به جای «آزادی و تجدد» به ملتی قالب کند که شور انقلاب چنان چشمانش را کور کرده بود که با سر به اعماق چاه جمکران فرود آمد، نه تنها هنوز می گوییم: زندانیان سیاسی را آزاد کنید! بلکه افزوده بر آن می گوییم: آموزگاران ما را آزاد کنید! می گوییم: زنان ما را آزاد کنید! دانشجویان ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید! دختران و پسران ما را آزاد کنید! از یک ملت دیگر چه کسی باقی می ماند؟!
ولی آیا واقعا چیزی نمی توان در سال 86 یافت که به سال 56 شبیه باشد؟ چرا! جامعه باردار تغییر است. «اگر» حکومت هنوز عقلی بجز عقل سرکوبگر داشته باشد، با بخشی از بودجه تقریبا هفت میلیارد دلاری تسلیحات نظامی که سال گذشته خرج کرد و با کمی از آن میلیون ها دلاری که خرج تروریست های لبنان و فلسطین و صدور اسلحه به عراق و افغانستان می کند، می تواند به خواست های صنفی کارگران و معلمان پاسخ دهد. این «اگر» در زمان حال و امری ممکن است. آیا رژیم ایران این را نمی داند؟ چرا می داند. ولی اگر چنین کند، با دانشجویان چه کند؟ با چهار نسل زنانی که از پیر و جوان نمی خواهند حجاب اجباری داشته باشند، چه کند؟ با زنانی که نمی خواهند هوو داشته باشند، چه کند؟ با اقلیت های قومی و مذهبی چه کند؟ با خیل عظیم بیکاران، معتادان، روسپیان، کودکان خیابانی، با جرم و جنایت چه کند؟ رژیم می داند کوتاه آمدن در برابر یک اعتراض، یعنی پیشروی بیشتر معترضان. می داند گشودن یک روزنه یعنی پیشروی کسانی که به یک روزنه قانع نیستند. از همین رو با سیاست کج دار و مریز در داخل، می گیرد، می بندد، آزاد می کند، توقیف می کند، رفع توقیف می کند، تهمت می زند، احضار می کند، و در خارج با برگ برنامه اتمی و سلاح تروریسم قمار می کند. نباید الزاما بازیگر ماهری بود تا بازنده نهایی را در این قمار خطرناک تشخیص داد.
امسال همان سی سال بعد از 56 است که گذشت. ما در مارپیچ تاریخ، نه گذشته را می توانیم تغییر دهیم، و نه آینده را می توانیم پیش بینی کنیم. حال را اما می توانیم دریابیم. حال را باید دریابیم تا سی سال بعد، در سال 1416 که در چشم به هم زدنی از راه خواهد رسید، هیچ ایرانی با افسوس به «اگر» نیندیشد. تاریخ، آرام به راه خود ادامه می دهد و فرصت کافی در اختیار همه می نهد.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
معرفی فرهنگی
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites