|
مرداد ۳۲؛ کودتا؟ يا خيزش خودجوش مردم؟
گزارش سفارت آمريکا از تهران در روز ۲۸ مرداد : "يک شورش غيرمنتظره و نيرومند عليه دکتر مصدّق در جريان است ... نه تنها اطرافيان مصدّق، بلکه شاهی ها هم از اين پيروزی آسان و سريع - که تا حدودی زيادی خودجوش است - شگفت زده اند."
* اسناد سرّیِ وزارت امورخارجــهء آمريکا و گزارش مأموران سازمان سيا در تهران، شواهد اصيلی هستند که ناباوری و شگفتی آمريکائی ها را از وقايعی که در روز ۲۸ مرداد ۳۲ در برابر ديدگان شان می گذشت، نشان می دهند.
* اين اسناد، بر افسانه سرائی ها و گزافه بافی های کرميت روزولت (که خيزش خودجوشِ مردم تهران را به حسابِ «عوامل خود» منظور کرده)، قلم بطلان می کشنـد.
- آيا در ۲۸ مرداد ۳۲، طرحی برای کودتا عليه دولت مصدّق وجود داشت؟
- اگر آری! پس چرا دکتر مصدّق - با وجود اصرارِ دکتر حسين فاطمی وديگر يارانش- در برابر کودتا، هيچ مقاومتی نکرد؟
- اگر نه! چه علل يا عواملی باعث سقوط دولت مصدّق گرديد؟
- آيا فلسفة سياسی دکتر مصدّق – چنانکه می گويند – مبتنی بر ليبراليسم يا ليبرال – دموکراسی بود؟
- با آغاز حکومت مصدّق، کمک های مالی آمريکا به ايران از ۵۰۰ هزار دلار به ۲۳ ميليون دلار افزايش يافت. آنچنان که اگر کمک های مالی آمريکا نمی بود، دولت دکتر مصدّق – چه بسا – بسيار زودتر سقوط می کرد. نياز مالی دولت دکتر مصدّق به اين کمک های مالی، آنقــدر بود که حتّی يک روز قبل از ۲۸ مرداد ۳۲، مصدّق (در ملاقات با هندرسون) خواستار يک وام ۱۰ ميليون دلاری ديگر از آمريکا شده بود، بنابراين: چگونه است که آمريکا تا روزی که به دولت دکتر مصدّق کمک های مالی و تسليحاتی می کرد، به قول دکتر مصـدق «نزديک ترين و بهترين دوست ايران» بشمار می رفت، امّا با قطع کمک های مالی آمريکا، وقوع رويدادهای ۲۸ مرداد و سقوط دولت مصدّق، آمريکا به «امپرياليسم جهانخوار» بَـدَل شده است؟!
- و سرانجام: «اگر ۲۸ مرداد نبود»، آيا دکتر مصدّق - با توجّه به ساختار سياسی - فرهنگی و محدودیّت های تاريخی جامعه، قادر به استقرار آزادی، دموکراسی و جامعــهء مدنی در ایـران بود؟
اين ها سئوالاتی است که شيفتگان دکتر مصدّق و مخالفان وی را - پس از گذشت ۵۰ سال - هنوز درگيرِ ِخود ساخته و بحث هائی را بوجود آورده که عموماً آلوده به تهمت و توهين و تکرار است و از اين رو؛ داشتنِ درکی روشن از رويدادهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد را - خصوصاً برای نسل جوان و دانشجويان ما - دشوار ساخته است. اين تهمت ها و توهين ها، نشانــهء ديگری از عَصَبیّت تاريخی، توسعه نيافتگی ذهنی و طفولیّت فکریِ «مردان سياسیِ» ما است که تاريخ و رويدادهای گذشته را نه «چراغ» ی برای راهِ آينده، بلکه چونان «چُماق» ی برای توهين، ارعاب اخلاقی و سرکوب آزادی انـديشــه و تحقيق بکار می گيرند!
بطوريکه پيشتر گفتيم: خوشبختانه در سال های اخير، محقّقانی مانند مارک گازيوروسکی (Mark Gasiorowski)، مالکولم برن (Malcolm Byrne)، استفن دوريل (Stephen Dorril)، دکتر فخرالدين عظيمی و ديگران به ضعف ها و اشتباهات دکتر مصدّق و خصوصاً به «نقش کليدی ايرانيان که به صورتی روزافزون در مقابل دکتر مصدّق صف آرائی کردند» اشاره نمـوده اند.
امروزه، اسناد سرّی وزارت امورخارجـهء آمريکا (در آرشيو ملّی آمريکا) و نيز انتشار گزارش سرّی سازمان سيا دربارهء چگونگی سرنگونی حکومت دکتر مصدّق، افسانه سازی ها ولاف و گزاف های کرميت روزولت (مسئول اصلی عمليات سازمان سيا در ايران) را آشکار ساخته بطوريکه گفته های وی در کتاب «ضدکودتا» (Contercoup) که تظاهرات خودجوش مردم در ۲۸ مرداد را به حساب عوامل خود واريز کرده، حتّی برای دوستداران صديق دکتر مصدّق نيز ارزش و اعتباری ندارد. (۱) تعارض اين اسنـاد با آنچــه که کرميت روزولت مدّعی آنست، نشان از شيوهء رايجی دارد که در بسياری موارد، افراد - بمنظور بزرگنمائی عملکرد ِ خود و بالا بردن سطح عمليات خويش در راه انجام مسئوليت ها و مأموريت های محّوله - بدان مبادرت می کنند تا بدين ترتيب موفقیّت حاصله را يکسره، نتيجـهء درايت، ابتکار و خلاقيت خويش وانمود کننـــد. گاه، اين شيوهء بزرگنمائی، آنچنان پيش می رود که با مستندات قطعی، تعارض يافته و به افسانه يا به «عملیّات محیّرالعقول» پهـلــو می زنــد.
انتشار اسناد وزارت امورخارجــهء آمريکا و نيز - خصوصاً- گزارش عمليات سازمان سيا در سرنگونی دولت مصدّق، ما را به کم و کيف رويدادهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۳۲ آشنا می کند. اين اسناد و مدارک اگر با روايت های شاهدان حاضر در صحنه، جمع شوند، می توانند تصويری واقعی از چگونگی رويدادهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد و چگونگی سقوط دولت مصدّق بدست دهند. در اين باره، ما اين اسناد و روايت ها را به ۵ بخش تقسيم می کنيم:
۱- اسناد وزارت خارجــهء آمريکا
۲- گزارش مُجريان و طرّاحان کودتا (سازمان سيا) از حوادث ۲۸ مرداد
۳- گزارش دقيق و لحظه به لحظــهء دکتر غلامحسين صديقی (وزير کشور دولت مصدّق) از حوادث ۲۸ مرداد
۴- روايت يکی از کادرهای فعاّل حزب توده در صحنــهء ۲۸ مرداد
۵- روايت يکی از اعضاء حزب زحمتکشان (دکتر بقائی) حاضر در رويدادهای ۲۸ مرداد.
فصل مشترک همــهء اين روايات ۵ گانــهء مختلف، تأکيد آنها بر خيزش خودبخودی مردم تهران در روز ۲۸ مرداد است بطوريکه هم سلطنت طلبان، هم هواداران مصدّق و هم طرّاحان کودتا را غافلگير و شگفت زده کرده بود و گويا در برابر اين خيزش ِ مردمی بود که مصدّق – بعنوان يک سياستمدار مردم دوست – از مقابله با آن خودداری کرده بود!
* * *
گفتيم که به دنبال امتناع دکتر مصدّق از پذيرش فرمان عزل و اعلام راديوئیِ آن بعنوان «کودتای نافرجام گارد شاهنشاهی» در بامداد ۲۵ مرداد، و سپس مقالات تُنــد و سخنرانی های توهين آميز دکتر حسين فاطمی نسبت به شاه و پخش آن مقالات و اخبار از طريق راديو، و در نتيجه: آگاهی مردم تهران از «رفتن شاه» و خصوصاً شعارهای ضدسلطنتیِ حزب توده و اقدامات تُند و تحريک آميز اعضاء اين حزب در تخريب مجسمه های رضا شاه و محمد رضا شاه و به زير کشيدن عکس های خاندان سلطنتی از مغازه ها و ادارات دولتی، و نيز اقدام آنان به تعويض نام خيابان ها، همه و همه، باعث نگرانی و هراس بازاريان، پيشه وران و مردم کوچه و بازار و نيروهای مذهبی (به رهبری آيت الله کاشانی) گرديد. از طرف ديگر: حذف نام شاه از دعای صبحگاهی و ممنوع کردن سرود شاهنشاهی در مراسم پادگان ها، احساسات سُنّتیِ شاهدوستـی بسياری از سربازان، درجه داران و نيروهای ارتشی و انتظامی را جريحه دار ساخت. مجموعــهء اين عوامل، باعث گرديد تا از شامگاه ۲۷ مرداد، فضای روانی جامعه، به نفع شاه و بازگشت او به ايران، تغيير يابد.
اسناد سرّی وزارت خارجــهء آمريکا در رابطه با ۲۸ مرداد ۳۲
اسناد سرّی وزارت امورخارجــهء آمريکا (در آرشيو ملّی آمريکا) شاهدان اصيلی هستند که ناباوری و شگفتی مأموران سيا را از وقايعی که در برابر ديدگان شان می گذشت، به روشنی نشان می دهند اين اسناد، شامل گزارش های ساعت به ساعتِ سفارت آمريکا از تهران به واشنگتن دربارهء وقايع ۲۸ مرداد می باشند که تعدادی از آن ها، نمونه وار، در اختيار خوانندگان قرار می گيرند. تا آنجا که نگارنده می داند، در ميان محقّقان و مترجمان ايرانی، اين اسناد برای نخستين بار توسط آقای بابک اميرخسروی و دوستانش گردآوری، ترجمه و منتشر شده اند، از اين رو، به احترامِ حقيقت جوئیِ ايشان و بعنوان رعايتِ «تقدّم فضل»، اين اسنادِ بسيار مهم و روشنگر را - با تغييرات کوچکی در ويرايش بعضی کلمات و عبارات - از کتاب ِ «نظر از درون به نقش حزب تودهء ايران» (صفحات ۷۲۵-۷۳۵) نقل می کنيم. اهمیّت اين اسناد زمانی دو چندان می شود که بدانيم اين اسناد از طرف يک کادر جوان و فعّال حزب توده در روز ۲۸ مرداد ۳۲ و سپس يکی از اعضاء برجستة کميتــهء مرکزی حزب توده (از مخالفان خط و مشی کيانوری) و از دوستداران صديق دکتر مصدّق، انتشار يافته اند.
حقيقت جوئی آقای اميرخسروی، مصداق روشن سخنِ آن فرزانــهء معروف است که در هجوم تهمت های «مدّعيان آزادی و دموکراسی»، گفت:
- «زندگی، کوتاه ست امّا حقيقت، دورتر می رود و بيشتر عُمر می کند، بگذار تا حقيقت را بگويم!».
- ظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد)، تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
اندکی پس از ساعت يازده، سفارت اطلاع يافت که مقرّ روزنامه های باختر امروز و شورش و حزب ايران به آتش کشيده شده اند. دانشجويان دانشکده افسری نيز عليه دولت دست به اعتصاب زده اند.
تظاهرات هواداران شاه در حوالی مجلس از سوی بازاريان وابسته به کاشانی و ساير رهبران دينیِ کم اهميت تر، حمايت می گردد. جمعيت قابل ملاحظه ای از طرفداران شاه هم اکنون بسوی بازار در حرکت اند.
هيچگونه گزارشی در مورد اينکه نيروهای انتظامی در پيشگيری و يا ممانعت از تظاهرکنندگانِ طرفدار شاه دخالت کرده باشند نرسيده است.
هندرسون
- ساعت ۲ بعدازظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد)، تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
گزارش رسيده است که جمعیّتی در حدود ۳۰۰۰ نفر که خواستار بازگشت شاه هستند در حوالی خانــهء مصدّق مورد حمله و تيراندازی نيروهای انتظامی قرار گرفته اند. اقدامات قبلی در پراکنده کردن اين جمعیّت موجب شده است که عده ای از سربازان به آنها بپيوندند. اين جمعیّت بار ديگر در برابر ستاد ارتش به هم پيوستند و مجدداً هدف تيراندازی قرار گرفتند. در برابر وزارت خارجه نيز زد و خورد در جريان است.
طرز برخورد نيروهای انتظامی هنوز حاکی از دو دل بودن آنهاست، اما تعداد نظاميان و افسرانی که منفرداً به هواداران شاه می پيوندند در حال ازدياد است. کاميون هائی حامل سربازان در سطح شهر ديده شده اند که در حال عبور فرياد می زنند «زنده باد شاه». يک کاميون، مجسمــهء از جا کنده شدهء رضاشاه را حمل می کرد در حالی که جمعیّتی آنرا تعقيب می نمود و بنظر می رسيد که می خواهند آنرا مجدداً نصب کنند. تمام انتشارات غيرتوده ای هوادارِ حکومت (مصدّق) متلاشی و به آتش کشيده شده اند. در ميان اينها می توان از روزنامه های نيروی سوم و شهباز که متمايل به حزب توده هستنــد، نام برد.
جمعیّت زيادی در حوالی ادارهء راديو ديده می شود. ظاهراً آنها مصمّم هستند که ادارهء راديو را اشغال کنند. جادهء شرق شميران (جاده قديم) که به ايستگاه راديو منتهی می شود از طرف هواداران شاه مسدوده شده است.
سفارت هنوز نتوانسته است تشکيلات و برنامه ای برای اين فعاليت کشف کند*. اما بنظر می رسد که جمعیّت برای هدفهای معیّنی جمع شده اند.
هندرسون
*- گزارش های سفير هندرسون به وزارت خارجه آمريکا، بالاترين تکذيب بر ادعاهای واهیِ کرميت روزولت در کتاب «ضد کودتا» است که تظاهرات و عمليات ۲۸ مرداد را به حساب و اشارهء عوامل خود واريز می کند. چگونه باورکردنی است که او کودتايی را تدارک ببيند که سفير آمريکا از آن تا اين حدّ بی خبر باشد؟ می دانيم که هندرسون از شرکت کنندگان نشست ۴ تيرماه ۱۳۳۲ در واشنگتن است که گزارش و موضع او در تصميم دولت آمريکا دربارهء کودتای نظامی تعيين کننده بوده است. (بابک اميرخسروی)
- ساعت ۴ بعداز ظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
(وزارت) پست و تلگراف و مرکز تبليغات، اشغال شده اند. طبق گزارشهای رسيده، به شهرستان ها نيز تلگراف می شود تا آنها نيز تشويق شوند تظاهرات مشابه ای در هواداری از شاه انجام دهند.
کارمندان سفارت، کاميونهای متعدّدِ حامل نظاميان و غيرنظاميان را به همراه ۶ تانک در خيابانها ديده اند که عکس هايی از شاه را حمل می کرده اند.
راديوی تهران پس از اشغال، برای مدت کوتاهی تنها به پخش موسيقیِ از پيش ضبط شده پرداخت و سپس در سکوت فرو رفت.
تيمسار دفتری [خواهرزادهء دکتر مصدّق] از قرار گزارش رسيده به فرماندهی نظامی تهران و رياست پليس منصوب شده است. از قرار معلوم، تيمسار دفتری سعی می کند از گاردِ گمرک که قبلاً از طرف مصدّق به رياست آن منصوب شده بود استعفا کند. اين مطلب را مرکز استراق سمعِ سفارت از مخابرات تلفنی بدست آورده است.
هندرسون
- ساعت ۵ بعد از ظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
طبق گزارشات مختلف، از جمله گزارش اعضاء سفارت و ساير مقاماتِ رسمی آمريکايی، در شهر حالت يک تعطيلی عمومی حکمفرماست. تمام وسائل نقليه، چراغ های خود را بــه نشانهء پيروزی شاه، روشن کرده اند. مـردم در پياده روها برای افراد شخصی که در کاميونهای سربازان بنفع شاه تظاهرات می کنند، دست می زنند و آنان را مورد حمايت و تشويق قرار می دهنــد. تئاتر سعدی که اغلب مرکز رفت و آمد توده ای هاست به آتش کشيده شده است. با آنکه هواداران شاه موفق به پيروزی هايی شده اند، خانــهء مصدّق و مرکز ستاد ارتش هنوز در دست هواداران مصدّق است.
هندرسون
- ساعت ۷ بعدازظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
به لندن تحت شمارهء ۱۴ و به رُم، تحت شمارهء ۹ تکرار گرديد.
وزارت خارجــه، لطفاً اين گزارش و ساير تلگراف های مورد نظر را برای مسکو هم تکرار کنيد.
طی روز، تظاهرات به نفع شاه در تمام شهر تهران گسترش يافته است. کاميونهای پُر از تظاهرکنندگان در حالی که مورد استقبال عابرين پياده قرار می گيرند در سطح شهر در گردش اند. از قرار، اکثريت خُردکنندهء مشهودِ سلطنت طلب، گروههای چپ گرا را مرعوب و مجبور به سکوت کرده است. انتشارات غيرتوده ای، اما هوادارِ حکومت (مصدّق) متلاشی و به آتش کشيده شده اند. راديوی تهران توسط چندين هزار نفر از طرفداران زاهدی اشغال شده است. در برنامــهء بعد از ظهر، زاهدی طی نطق کوتاهی، مسئوليت نخست وزيری را که از طرف شاه به او سپرده شده است قبول کرد. راديو همچنان اعلام کرد که شاه بلادرنگ به کشور بازخواهد گشت.
عملکرد نيروهای انتظامی که درابتداء نامعلوم به نظر می رسيد، به تدريج - با پيوستن تدريجی سربازان، افسران و نيروهای پليس به تظاهرکنندگانِ هوادار شاه - روشن شده است. تعداد زيادی از کاميون های ممّلوِ از سربازان و حداقل ۶ تانک در صفوف تظاهرکنندگان به نفع شاه در خيابانها ديده شده اند.
خانــهء مصدّق، طبق گزارش رسيده در ساعت ۵ بعد از ظهر مورد حمله قرار گرفته است. صدای تيراندازی گاه به سفارت نيز می رسد. ميراشرافی از راديوی تهران اعلام کرد که فاطمی به دست مردم تکه تکه شده است. هم چنين طبق گزارش های رسيده، سنجابی کشته و يا مجروح شده است. اين اظهارات فعلاً بايد با احتياط تلقّی شوند. ستاد ارتش که قبلاً با تهاجم ناکام روبرو شده بود هنوز در دست هواداران مصدّق می باشد. مرکز پليس نيز هنوز در دست مصدّقی هاست. تيمسار دفتری از قرار معلوم از طرف مصدّق به فرماندهی حکومت نظامی و رياست پليس تهران منصوب شده است. تا آنجا که گزارش رسيده است هنوز هيچ لشگر و يا تيپی رسماً به شاه نپيوسته، اما سربازان، افسران و چندين تانک به طور انفرادی از زاهدی پشتيبانی می کنند. سرهنگ بختيار از قرار معلوم برای حمايت از زاهدی از کرمانشاه به سوی تهران در حرکت است.
شايد وزارت خارجه از سفارت در رُم بخواهد که اين اطلاعات را به شاه برسانند.
هندرسون
- ساعت ۸ بعد از ظهر روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) تلگراف شمارهء ۷۸۸.۰۰/۸-۱۹۵۳
از: تهران به: وزير خارجه
اطلاعات موثّق حاکی از آن است که نيروهای وابسته به زاهدی ستاد ارتش و ساير ادارات امنیّتی را در کنترل دارند. خانــهء مصدّق که در محاصره قرار داشت، اشغال و توسط هواداران شاه غارت شده است، اما هنوز اطلاع دقيقی دربارهء مخفيگاه مصدّق در دست نيست.
راديوی تهران اطلاع داده است که حکومت نظامی تهران، رفت و آمد را از ساعت ۸ شب تا ۵ صبح ممنوع اعلام کرده و از مردم خواسته است که برای برقراری نظم با ارتش همکاری کنند.
اکنون تاييد شده است که تيمسار دفتری حاکمِ نظامی زاهدی است. بنابراين يا گزارش قبلی سفارت (شمارهء ۴۰۰-۱۹ اوت) اشتباه بوده است و يا تيمسار دفتری در آخرين دقايق تغيير موضع داده است.
هندرسون
- سند شمارهء ۳۴۹، از کتابخانه آيزنهاور، مراسلات آيزنهاور، دوسيه ويت مان Whitmon، يادداشت توسط جانشين رياست سيا، کابل (Cabell) به رئيس جمهور، واشنگتن
تاريخ ندارد. *
*(توضيح بابک اميرخسروی: از مضمون اين گزارش پيداست که در غوغای روز ۲۸ مرداد ارسال شده است. ويژگی اين تلگرام در اين است که تنها خبری است که از طريق «سيا» مخابره می شود و با توجّه به مضمون آن، به نظر می رسد که اين، همان تلگرافی باشد که (کرميت روزولت در کتاب «ضدکودتا» با باد در غبغب چنين ياد می کند: «پيام ۱۸ اوت شما رسيد. خوشحالم که به اطلاع برسانم ر. ن. زيگلر (اسم مستعار زاهدی) به سلامت، و ساوی (اسم مستعار شاه) با پيروزی به ايران باز می گردد).
محرمانه
«يک شورش غيرمنتظره و نيرومند مردم و نظاميان عليه نخست وزير مصدّق باعث شده است که شهر تـهران تقريباً بکلّی به تصرف نيروهای موافق شاه و نخست وزيرِ انتصابی وی يعنی زاهدی درآيد.
گزارش های رسيده مبنی بر اين است که مصدّق و رئيس ستاد ارتشِ وی، سرتيپ رياحی هنوز در مقرهای فرماندهی خود پنهان شده اند، ولی بی خبر و بدون ارتباط هستند، چون وسايل ارتباطی در دست نيروهای سلطنت طلب است. بيشتر شهر تحت کنترل نيروهای شاهی است، هر چند گزارش می رسد که اينجا و آنجا شماری از طرفداران مصدّق درخيابانها هستند. نيروهای سلطنت طلب از همــهء رسانه های گروهی برای ترغيب مردم و ارتش به طرفداری از شاه برخوردار می باشند.
اخبار راديو مبنی بر آنست که استان استراتژيک آذربايجان در دست شاهی ها است. ولی راديو اصفهان در يک بخش کـه صدای آن ضبط شد، خود را همچنان وفادار مصدّق اعلام کرده است، در اين اوضاع آشفته، بنظر می رسد که لحن و متن همــهء اعلاميه ها ضد کمونيستی است. از توده ای ها هيچگونه فعاليت و واکنشی در اين ساعات خطير مشاهده نمی شود. اگر شاهی ها برای چيره شدن و قبضه کردن اوضاع عمل کنند، مسلماً توده ای ها نيرومندترين و قهرآميزترين مخالفان آنها خواهند بود.
منابع ما، گزارشات مطبوعات و راديوها را - مبنی بر اينکه کنترل شهر تـهران در دست شاهی هاست و زاهدی به شهر برگشته و در فراخوان راديوئی به مردم قول اصلاحات اقتصادی و اجتماعی داده است - تأييد کرده اند. منابع خبریِ ما گزارش می دهند که خيابان های تـهران، ممّلوِ از انبوه مردمی است که در تظاهرات خود خواستار بازگشت شاه می باشند.
امضاء سی. پی. کابل
www.mirfetros.com
زيرنويس:
۱- ظاهراً تيتر کتاب روزولت (ضد کودتا)،الهام بخش کسانی شده تا شتابزده، مدّعی شوند که «مصدّق عليه شاه کودتا کرده است» !!
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|
|