حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
چه باید کرد؟

June 29, 2009

دوشنبه 8 تیر 2568

شاهین فاطمی Bookmark and Share شاهین فاطمی
 

هر کس مدعی شود که زمان و امکان رویدادهای دو هفته گذشته را می‌توانست پیش‌بینی کند دچار گزافه‌گویی شده است. درست زمانی که بیشتر «صاحب‌نظرها» آیۀ یأس می‌خواندند و ملت ایران را خسته و ناتوان از هر نوع خیزشی قلمداد می‌کردند یک بار دیگر ملت ایران همچون سمند (Phoenix) اسطوره‌ای از میان خاکسترهای سی‌سالۀ ناامیدی برخاست و افتخار آفرید. طی کمتر از دو هفته نام ایران و ایرانی بار دیگر با افتخار و غرور هم‌آواز شد.

به‌روایتی صدها نفر جان خود را فدا کردند و هزاران نفر با خون خود نوشتند «یا مرگ یا آزادی». ارباب احمدی‌نژاد ترس و ضعف خود را نتوانست پنهان کند و با زبان خود فرمان حمله سبعانۀ آدمخوارها را علیه مردم بی‌پناه صادر کرد. همان گونه که مبارزان آزادیخواه ایرانی سنگرهای بلندپایۀ اعتبار بین‌المللی را یکی پس از دیگری تسخیر کردند، همزمان با آن، نظام جمهوری اسلامی به فروترین سطح ارزش و احترام در افکار عمومی جهانیان رانده شد.

جنبش بزرگ ملت ایران در مسیر دستیابی به آزادی و دموکراسی، با این حرکت مردمی پا در مرحلۀ نوینی نهاد و با اعلام و اقدام به مبارزۀ مسالمت‌آمیز، به‌عنوان آخرین حلقه در زنجیرۀ کشورهائی قرار گرفت که در قرن بیستم با این شیوه مبارزه بر دشمنان غدّار خود چیره شده‌اند. بهره‌برداری از شیوه‌های مسالمت‌آمیز مبارزه در قرن بیستم بزرگترین موفقیتهای سیاسی را به‌بار آورده است.

همزمان با انقلاب مشروطیت ایران در سال 1905 میلادی، یک کشیش عیسوی به‌نام گئورگی گابون توانست با استفاده از این شیوه، استبداد تزاری را ناچار کند با برقراری نظامی مبتنی بر قانون اساسی و تشکیل مجلس ملی «دوما» در برابر ملت سر فرود آورد. در هندوستان در سالهای سی قرن بیستم، ماهاتما گاندی با رهبری یک مبارزۀ نافرمانی مدنی، امپراتوری بریتانیا را به‌زانو درآورد و سرانجام در کمتر از بیست سال به تداوم مبارزه، هند را آزاد کرد و بزرگترین دموکراسی جهان را پایه نهاد.

در سالهای چهل میلادی، زمانی که بسیاری از رهبران اروپا در برابر وحشیگری رژیم هیتلری راه سازش و تسلیم را برگزیده بودند، ملت دانمارک مردانه در برابر این جلاد خون‌آشام ایستادگی کرد و توانست با استفاده از یک اعتصاب عمومی در تابستان سال 1944 ماشین جنگی هیتلر را متوقف کند. در سالهای پنجاه و شصت میلادی دامنۀ مبارزۀ مسالمت‌آمیز برای احقاق حقوق انسانی و مدنی به آمریکا کشیده شد و مارتین لوتر کینگ، یک کشیش سیاهپوست آمریکائی با مبارزات مسالمت‌آمیز خود، در برابر «قانون» ناعادلانۀ برتری نژادی قیام کرد و سرانجام میلیونها آمریکایی سیاهپوست از قید اسارت نظام‌های نژادپرست رها شدند.

این شیوۀ رهایی‌بخش مبارزه در نیمۀ دوم قرن بیستم بیش از پیش برای آزادی ملت‌ها مورد استفاده قرار گرفت و خاطرۀ نتایج شگفت‌انگیز آن در لهستان علیه چکمه‌پوش‌های کمونیست، در آرژانتین و شیلی علیه ژنرال‌های نشان‌‌پهن و در فیلیپین در برابر دیکتاتوری فاسد فردیناند مارکوس هنوز از خاطره‌ها محو نشده است. آنهایی که در تظاهرات اخیر در تهران فریاد می‌زدند «ایران شیلی نمیشه» به‌خوبی از شباهت کودتای تهران با آنچه اگوستو پینوشه در شیلی انجام داد آگاه بودند. نباید فراموش کرد که بزرگترین جنایتها و انسان‌ربایی‌ها پس از پیروزی اولیه پینوشه و کشتن آلنده در آن کشور صورت پذیرفت. اگر امروز مبارزان ایرانی نتوانند با سرعت و شدت کودتای تهران را شکست دهند میزان قتل‌ها و آدم‌ربایی‌ها در ایران به همان شدت افزایش خواهد یافت.
قرن بیستم شاهد موفقیت‌های چشمگیری همانند فروپاشی دیوار برلین و آزادی کشورهای اروپای شرقی بوده است اما باید در کنار این پیروزی‌ها شکست آزادیخواهی و دموکراسی در چین را هم مورد مطالعه قرار داد
در روسیه خیزش مردمی بود در حالی که در چین جوانان و دانشجویان نتوانستند توده‌های مردم را در مبارزات خود مشارکت دهند.

در ایران هم آنچه در خرداد امسال روی داد با ماجرای 18 تیر ده سال پیش یک تفاوت اساسی داشت. این بار دانشجویان تنها نبودند. نهضت خرداد 88 در درجۀ اول، از پشتیبانی زنان مبارز ایران برخوردار بود و سپس توانست همۀ اقشار مردم در سراسر کشور و حتی ایرانی‌های دور از وطن را در این مبارزه مشارکت دهد. زمانی که مبارزه مردمی شد هرچه دستگاه حکومتی از خود خشونت بیشتر نشان دهد، تعداد بیشتری از مردم بی‌تفاوت به صفوف مبارزان خواهندپیوست. مشارکت هرچه بیشتر مردم زمانی میسر و مستمر خواهد بود که اهداف روشن باشد. در مورد تقلب انتخاباتی بسیار گفته شده است و امروز دیگر کسی نیست که بتواند با وجدانی آسوده از این عمل خیانت‌آمیز دفاع کند. اعتراض به این شیوۀ انتخابات بود که توانست این چنین مردم را به صفوف تظاهرکنندگان بکشاند. خواسته‌های تظاهرکنندگان نیز کاملا روشن و صریح بود. عدم توجه حکومت به خواسته‌های بسیار ساده و ابتدائی مردم، یکی از عوامل اصلی شدت گرفتن این مبارزه است. کشتار مردم بیگناه، تجاوز به حریم خصوصی و فردی آحاد ملت تا این حد و این شدت، حتی در همین نظام بی‌سابقه است.

در مسیر دو راهی تاریخ
امروز ملت ایران، چه آنهایی که در درونمرز اسیر این حکومت هستند و چه آنهایی که در جهان آزاد از نعمت آزادی برخوردارند، بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته‌اند. یکی از این دو راه به نفاق و دو دستگی منجر خواهد شد و دیگری می‌تواند ضامن پیروزی ملت شود. اگر هر کسی و هر دسته و حزب و گروهی بخواهد به‌سود خود در این آب گل‌آلود ماهیگیری کند، حرف خودش را بزند و یا دور عَلَم رهبر مورد علاقه‌اش سینه‌زنی کند، بی‌گمان این

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
معرفی فرهنگی
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites