حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
iraq Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
با غاصبان نباید مذاکره کرد

July 02, 2009

پنچ شنبه 11 تیر 2568

شاهین فاطمی Bookmark and Share شاهین فاطمی
 

طی سالها بحث و تبادل نظر میان مخالفان نظام جمهوری اسلامی انواع و اقسام تئوری‌ها و پیشگویی‌ها درباره نحوه شکست نهائی رژیم و سرانجام آن مطرح شده است. پاره‌ای معتقد بودند که جز با خشونت نمی‌توان بر این جماعت چیره شد. دیگران شیوه‌های مسالمت‌آمیز مبارزه را کارآتر دانسته پیرو مکتب مبارزه با وسائل غیر خشونت‌آمیز بوده‌اند. جماعتی دیگر چشم امید به دخالت اجنبی بسته در انتظار آن روزی بودند که با کمک دیگران «آزاد» شوند. اینها و بسیار دیگر راهکارهای گوناگون، هر یک طی این سی سال هواخواهان خود را داشته است. اما آنچه هرگز سخنی از آن به میان نیامده بود امکان راه حل دیگری بود که امروز مراحل نخستین آن آغاز شده است. هرگز کسی تصور نمی‌کرد که رژیم جمهوری اسلامی ایران دست به کار خودکشی شود. و این، واقعیتی است که امروز شاهد آن هستیم.

رژیم به دست خود خنجری را در سینه‌اش فرو کرد.

راجر کوهن (Roger Cohen) مفسر معروف روزنامه نیویورک تایمز که برای «نمایش انتخابات» به تهران دعوت شده بود و تا زمان نوشتن این سطور هنوز در تهران به سر می‌برد، در مقاله‌ای که اخیراً نوشته است، معتقد است که رهبر جمهوری اسلامی به اصطلاح عوامانه «از هول هلیم در دیگ افتاد» او می‌گوید متولیان رژیم و شخص رهبر هرگز انتظار آن را نداشتند که میرحسین موسوی بتواند در جلب انتخاب کنندگان موفق شود. از قرائن هم چنین بر می‌آید. چون همانگونه که همگان به خاطر دارند، پس از کاندیدا شدن محمد خاتمی بود که رهبر به بهانه تسلیت گوئی به خانه موسوی رفت و بنا بر شایعات او را تشویق به کاندیدا شدن کرد. ظاهراً در محاسبات بیت رهبری احتمال جلو افتادن خاتمی بر احمدی‌نژاد بسیار بیشتر از موسوی بود. با ورود موسوی به صحنه، خاتمی کنار کشید و تا اینجا بازی‌های سیاسی خامنه‌ای در مسیر دلخواه قرار داشت.

راجر کوهن معتقد است اشتباه حساب آنها زمانی آشکار شد که ناگهان میرحسین موسوی مورد توجه زنان و جوانان قرار گرفت و طی چند روز آخر هر ساعت هزارها نفر بر تعداد طرفداران او افزوده می‌شد. همه شواهدی که او در نوشته مورد استناد قرار داده است منتج به این نتیجه می‌شود که در آخرین ساعات آخرین روزها، یعنی زمانی که موفقیت میرحسین موسوی مسلم شد، در دستگاه آقای خامنه‌ای با ناشیگری بسیار واضح تصمیم به تقلب گرفتند. وی معتقد است که رژیم با اقدام به این تقلب آشکار و سپس سرکوب بی‌رحمانه مردم معترض، اقدام به خودکشی کرده است.

به گفته وی دستگاه رهبری و شخص رهبر نمی‌خواستند بهبود روابط با آمریکا توسط موسوی و هوادارانش انجام شود و برای این منظور با بی‌اعتنائی کامل به آراء مردم صندوق‌ها را عوض کردند. آنچه آنها انتظارش را نداشتند مقاومت سرسختانه مردم در برابر این گستاخی و خیانت به آراء آنها بود. مقاومت مردم از همان دقایق اعلام نتایج دروغین آغاز شد و تاریخ را متحول کرد. دو هفته‌ای که جهان را تکان داد، سرانجام تاریخ ایران را افتخاری نوین آفرید.

22 خرداد به نام سرآغاز ایرانی آزاد و دمکراتیک بر صفحات تاریخ نقش خواهد بست. حتی ما هم که هزاران فرسنگ از صحنه کارزار دوریم هنوز از بهت عظمت آن فارغ نشده‌ایم. این جنبش مردمی رعدآسا همچون صاعقه‌ای درخشید و در ظرف مدتی کمتر از یک ماه بیش از ده‌ها سال چرخه سیاست در ایران را به جلو راند. برای همه ایرانیان در سراسر گیتی اعاده حیثیت کرد و یکبار دیگر احساس اعتماد به نفس را در یکایک هموطنان ما زنده کرد. همدلی و همصدایی مردم از زن و مرد و پیر و جوان آنچنان شور و هیجانی برانگیخت تا دیگر کسی از دلسردی و سرخوردگی ملت ایران داستان نسازد. نقابهای زهد و ریا بیش از همیشه دریده شد و چهره مخوف و جنایتکار رژیم پیش از پیش برای خودی و بیگانه شناخته شد. یک محاسبه کاملاً ساده از نتایج این دو هفته جانفشانی و فداکاری به آسانی نشان خواهد داد که ملت ایران چگونه به این پیروزی چشمگیر نائل شده است.

عظمت حرکت مردم آنچنان نظام را به وحشت انداخت که از قرار گزارشهای پیاپی، سردمداران رژیم ناچار شده‌اند از لبنان و فلسطین قمه‌کش و آدمکش وارد کنند. آنها با این اقدام خود میزان هراسشان را از طغیان ملت به ثبوت رسانده‌اند و از سوی دیگر نگرانی خود را از پیوستن پاسداران به صفوف مردم نشان می‌دهند.

آنچه این روزها می‌‌شنویم و می‌خوانیم بخش بسیار اندکی از واقعیات روزمره زندگی در ایران است. زمانی که مسافرها به مقصد برسند و خبرنگاران و نویسندگان بتوانند از نزدیک شاهد و ناظر فجایع این حکومت شوند، دنیا خواهد دید که چگونه این جنایتکاران بی‌شرم با ملت خود رفتاری کرده اند که حتی نیروهای اشغالگر اجنبی از اعمال آن با دشمنان خود اجتناب می‌کنند. پاره‌ای از صحنه‌های وحشت آور این حوادث برای ابد بر صفحات تاریخ جهان ثبت شده است. میلیون‌ها نفر از مردم دنیا با استفاده از “YouTube” گوشه کوچکی از این فجایع را دیده و برای مشاهده دیگران ارسال کرده‌اند. باید به کسانی که از فروکش کردن موقت موج اعتراضات درونمرزی افسرده خاطر شده‌اند یادآوری کرد که آنچه تا‌کنون در این مبارزه نصیب مردم شده بسیار ارزشمندتر از آن است که در تصور زودگذر ناظران بگنجد.
این مبارزات موجب رسوائی بیش از پیش سران نظام و مدعیان دینداری و مذهب گرایی شد. مردم به چشم خود دیدند که چگونه سران حکومت دروغ می‌گویند و حقایق را دگرگونه بیان می‌کنند. براثر پیگیری مردم در مطالبه آراء خود، انتخاباتی که قرار بود مبنای مشروعیت و ثبات نظام شود سرانجام موجب بی‌آبرویی و رسوایی آنها شد. با شکسته شدن سد ممنوعیت تظاهرات خیابانی، پس از سی سال مردم ایران، به بارزترین شیوه مخالفت خود را با این حکومت در معرض مشاهده جهانیان قرار دادند.

راجر کوهن می‌نویسد رژیم هرگز انتظار چنین رویدادهائی را نداشت چون اگر چنین می‌پنداشت صدها خبرنگار و عکاس و مفسر سیاسی را از سراسر دنیا به تهران دعوت نمی‌کرد. آنها در نظر داشتند با حذف دیگر کاندیداها راه را آنچنان برای احمدی‌نژاد هموار کنند که وی بدون هیچگونه دردسری برای دوره دوم ریاست جمهوری انتخاب شود.

توصیه این مفسر سرشناس و شناخته شده به رئیس جمهور آمریکا بسیار جالب است. وی آقای اوباما را از هر گونه تماس و اظهار علاقه به مذاکره با این رژیم برحذر می‌دارد. وی معتقد است که این جماعت حقوق اساسی ملت ایران را غصب کرده‌اند و خطاب به آقای اوباما می‌گوید: «با غاصبان مذاکره نکنید!» او می‌گوید اوباما باید بگذارد خامنه‌ای و احمدی‌نژاد برای مدت مدیدی در انتظار و نگرانی بسر برند. وی در این مقاله یادآوری می‌کند که او یکی از مدافعان سرسخت شروع مذاکره میان دو حکومت بوده است اما در شرایط کنونی معتقد است ایران امروز، ایران یک ماه یا چند هفته پیش نیست.

وی معتقد است که حداقل شرایط برای از سرگیری مذاکرات باید برکناری احمدی‌نژاد باشد. وی می‌گوید اگر اوباما جز این کند به ملت ایران و آرمان های ایرانیان خیانت کرده است. به میلیونها ایرانی که با فدا کردن جان خود سعی کرده‌اند از رای خود دفاع کنند. میلیونها ایرانی که رای آنها را دزدیده‌اند و به حقوق آنها تجاوز کرده‌اند.

آیا موضع راستین این مفسر سرشناس مورد توجه کاخ سفید قرار خواهد گرفت و یا یکبار دیگر سرسپردگان نظام جمهوری اسلامی خواهند توانست سیاست خارجی آن کشور را به سود اربابان خود منحرف سازند. ما، میلیونها ایرانی که در جهان آزاد بسر می‌بریم، می‌توانیم در انعکاس فریاد حق طلبی هموطنان خود نقش مهمی ایفا کنیم. تنها با در انتظار «اخبار» نشستن نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد. در حالی که در درونمرز همه امکانات را از هموطنان ما سلب کرده‌اند، نقش ما ایرانیان خارج از کشور بیش از همیشه اثربخش و حیاتی شده است. مردم گرفتار در آن سرزمین آنچه را که می‌توانستند انجام داده‌اند اکنون نوبت ماست که نگذاریم این فریادهای حق طلبی یکبار دیگر خاموش شود.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
معرفی فرهنگی
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites