|
جناب آقای کوفی عنان
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
با سلام
از اعظم بلایای مشترکه بین ملتهای جهان، ظلم و ستم و استبداد است. آنچه که زیبائی”های دنیا را بی”رنگ می”کند، خودکامگی و خودخواهی قدرتهاست. آنکه بر مثلث زر و زور و تزویر می”نشیند، می”خواهد همه چیز خلائق را انحصاری سازد، که در نهایت شامل روابط معنوی و ماورایی بین خداوند و مردم ”شده و فواصل درونی و قلبی را در منویّات متافیزیکی با اهل زمین، ایجاد می”نماید، و این بالاترین جنایتی است که انحصارطلبان و استعمارگران، مرتکب می”شوند. استکبار دینی، بسی نکبت”بارتر از استعمار اقتصادی و استثمار فرهنگی می”باشد، زیرا که در اولی، آدمی، به جای خدای جهان نشسته و نفسانیات خویش را به نام پروردگارعالمیان دیکته می”سازد و این دیکتاتور مذهبی، سلّولهای وجدانی بشرف تحت فشار را می”خشکاند و تاریخ را خدشه می”دهد و محبت الهی را از دلهای بندگانش زائل می”سازد.
جناب دبیر کل سازمان ملل متحد، امروز با چنین فاجعه”ای در ایران زمین روبرو هستیم. هر روز تیراژ بالایی از آمار مسلمین سنّتی، از حوزه اسلام قدیمی کم می”شوند و این ورشکستگی اعتقادی به خاطر انتساب خدا و قرآن و اسلام و پیامبر و امام، به مخلوقاتی است که نه پیامبرند و نه از ناحیه صاحب هستی، نیابت و وکالتی دارند! سرکوب رعیت ایرانی به بهانه عدم قبول و پیوست به دین دولتی، از بمباران هیروشیما و ناکازاکی وحشتناکتر است. چرا که در آنجا، بشریت، مظلوم شد و دراینجا، خدای بشر به جایگاه اتّهام رفت و به ناحق در دیدگاه تقویم معاصر، محاکمه گردید.
جناب دبیر کل، اکنون که برایتان نامه می”نویسم، در حصر امنیتی و فشار تبلیغی و تهاجم پلیسی قرار دارم و خانواده”ام در بمباران تنش”های روانی و تجاوزات عصبی، ساعات احتضار گونه”ای را سپری می”کنند. پیروانم به خاطر ارادت به خدای مستقل و جدای از سیاست، هر روز مورد هدف عناصر حکومتی قرار می”گیرند و ایشان را به بند مخوف دویست و نه اوین می”برند و شکنجه روحی و جسمی می”بینند. پدرم که از روحانیون سرشناس نیم قرن گذشته ایران است در چهارسال قبل به طرز مشکوکی در بیمارستان درگذشت و بلافاصله مسجدی که عمری در آن عبادت کرده و در گوشه”ای از آن به خاک سپرده شده بود، غصب گردید و مزارش را ویران کردند و زائرانش را به زندان بردند و متعهد به عدم مراجعه به مسجد نور میدان خراسان تهرآن کردند و بیش از پنجاه روز است که مرا در منزلم زندانی کرده”اند که در صورت خروج از خانه با دوربینهای مستقر در منازل اطراف، شناسایی و ترور شوم. گناه من، برگزاری جلسه”ای باشکوه در دو ماه قبل است که در آن ده”ها هزار نفر ایرانی از هر طیف و طبقه”ای شرکت کردند و یکدل، آفریدگارشان را صدا نمودند، آنچه که در فیلم و عکس پیداست، عظمت دیانت منهای سیاست را تجلی دادند و پس از آن، وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت به پرونده”سازی برایم پرداخت و ما را به ابرقدرتها انتساب داد تا آبرو و اعتبارم را زائل سازد. با این وجود، تسلیم شدن را ذلّت دانسته و عزم به مقابله در افشای ماهیت اینان کرده و در این راه، جان را بهاء نمودم.
برای خفقان مذهب”گرائی دور از سیاست، روزنامه”های داخلی را بایکوت نمودند و جهت جلوگیری از پژواک خبرگزاریهای جهانی که در جریان امور هستند، ماهواره”ها را جمع آوری می”کنند.
من به عنوان پیشوای مستقل دینی که طبق اسناد به جا مانده در تاریخ ایران، صاحب بزرگترین اجتماعات خودجوش ملی می”باشم، از شما تقاضای رسیدگی عاجل به جنایات دینی ایران دارم.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|