1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 03 جولای 2015. برابر با جمعه, 12 تیر 1394

نوشته‌ها‏

آغاز نبرد واقعی قدرت

  انتخابات رياست جمهوری، پيکار مردمی را بسيار پیش‌تر برد. اعتصابات و تحصن‌ها، به‌ویژه اعتصاب غذای دليرانه زندانيان سياسی و همرايی عموم سازمان‌های سياسی در تحريم انتخابات و برجسته شدن شعار «فراخوان ملی رفراندوم» زمينه را برای همکاری‌های تنگ‌تر در ميان آينده بين‌ترين عناصر مخالف رژيم فراهم کرده است. رشته‌های ناپيدای بی‌شماری مبارزان را به هم می‌پيوندد. مهم‌تر از همه دگرگشت بخش بسيار پراهمیت جريان اصلاحگر پيشين به جنبش برچيدن بساط حکومت آخوندی-حزب اللهی و حاکميت اسلامی است. ستون فقرات گرايش ملی مذهبی و اصلاح‌طلبی، دانشجويان و روشنفکران، از کژ راهه‌ی کار کردن از درون نظام به تنها راهی که در برابر مردم است روی آورده است. در اين نبرد واقعی قدرت که در ميان دو جناح جمهوری اسلامی درگرفته، طرف سومی هم هست: نيروی مخالفی با توانائی فزاينده که بی‌هیچ پرده‌پوشی و هراس برای تغيير رژيم، برای همه‌پرسی و قانون اساسی دمکراسی ليبرال آينده ايران، پيکار می‌کند و رهبرانش در ايران به‌آسانی آماده‌اند از جان خود مايه بگذارند.

بیشتر بخوانید ...

بحران نهائی

  مردم نه‌تنها به‌جان‌آمده‌اند بلکه آسیب‌پذیری رژيم در بيرون و نيازش به پشتيبانی در درون را خوب حس می‌کنند و طبيعی است اگر در پی بهره‌برداری از فرصت برآيند. ديگر اميد واهی اصلاحات و گزينش ميان بد و بد‌تر، به انتظار اندکی بهتر، هم مردمان را به کژ راهه نمی‌کشاند. شش سال است هرروز روشن‌تر می‌شود که ميان بد و بد‌تر در عمل تفاوتی نيست؛ بد‌تر دست بالاتر را پيدا می‌کند و بد برای رژيم مشروعيتی می‌خرد که در شرايط کنونی، عمر آن را دراز‌تر خواهد گردانيد. برای دستگاه حکومتی که برنامه انتخاباتی جدی‌ترين نامزدان ریاست‌جمهوری‌اش وعده مبهم حل کردن مسائل است و برای هيچ مشکلی راه‌حلی ندارد و رو به زورآزمائی سختی با امريکا می‌رود که به پيروزی آن نخواهد انجاميد، يک سرکوبی پردامنه و ریشه‌کن کردن مخالفان، یک‌ضرب شصت «تيانان من» وار که اين روز‌ها شانزدهمين سالگرد آن است، آرزویی برنيامدنی است. آزار و پيگرد برای مبارزان از همه دست همان «خاک گله و توتيای چشم گرگ» شده است؛ از آن استقبال می‌کنند.

بیشتر بخوانید ...

اسلحه انتخابات

  جمهوری اسلامی از آن ديکتاتوری‌هاست که انتخابات در آن معنائی دارد. بيشتر رژيم‌های ديکتاتوری ــ چه رسد به يک رژيم شبه توتاليتر که جمهوری اسلامی است ــ مشکل انتخاباتی خود را حل کرده‌اند. هرچند سال، بی‌هیچ نيازی به پرده‌پوشی، صندوق‌ها را تا صد در صد رأی‌های موافق پر می‌کنند و نه از مردمی که می‌ترسند و ديگر اهميت نيز نمی‌دهند، و نه از افکار عمومی جهانی که عادت کرده است، هيچ پرواری ندارند. جمهوری اسلامی هم تا 1997/۱۳۷۶ از همين آسودگی انتخاباتی برخوردار بود. در آن سال رئیس‌جمهوری که هر چه کرد نتوانست با تغيير قانون اساسی برای سومين بار پياپی در انتخابات ساختگی شرکت کند اشتباه پرهزینه‌ای کرد. او برای مشروعيت بخشيدن به رژيم پس از رسوایی ميکونوس، و برای جلوگيری از به قدرت رسيدن رقيبان به رأی‌دهندگان اطمينان داد که انتخابات آزاد خواهد بود. رأی‌دهندگان فرصت را از دست ندادند و در هجومی بسيار بيش از انتظار و تمايل خود آن سردار بسازوبفروشی، کاندیدایی را انتخاب کردند که آشکارا دلخواه ولایت‌فقیه نبود. شمار رأی‌دهندگان (۲۷ ميليون) و اکثريتی از آنان که به خاتمی رأی دادند (۲۲ ميليون) منظره سياسی را تغيير داد. اينکه او با آن اکثريت که چهار سال بعد نيز باز او را به کاخ رياست جمهوری فرستاد چه کرد يکی از صفحات شرم‌آور تاريخ اين جمهوری است. آنچه به اين گفتار ارتباط دارد نقش انتخابات در سياست ايران است که با آن انتخابات معنی يافت. شرکت کردن يا نکردن مردم و شمار آرائی که به برندگان از رئیس‌جمهوری تا نماينده مجلس و عضو انجمن ده در سه انتخابات بعدی داده شد رژيم را به صورتی در حلقه خود گرفت. فراوانی رأی‌دهندگان به‌حساب محبوبيت رژيم گذاشته شد و خود رهبر بارها آن را به رخ کشيد، امری که بر ساده‌انگاران در ميان مخالفان گران می‌آمد.

بیشتر بخوانید ...

به رژيم کمک نکنيم

  هیچ‌گاه تحريم انتخابات نمی‌توانست به اين اندازه برای رژيم اسلامی گران تمام شود. رأی ندادن مردم همه نظام را در بيرون و درون برهنه خواهد گذاشت. حتی اروپا نيز نخواهد توانست دم از ادامه درگيری سازنده بزند. زيرا اين بار، ديگر رئیس‌جمهوری هم نيست که نماينده يک ظرفيت اصلاحی، اگرچه تحقق‌ناپذیر، در رژيم باشد. رئیس‌جمهوری تازه وسیله‌ای برای فريب دادن جهانيان، نيمرخ خندانی برای نشان دادن به رسانه‌ها، نخواهد داشت. جمهوری اسلامی او در چشم فرانسه و آلمان نيز يک ديکتاتوری مافيائی، ترکيبی از بد‌ترين‌های افريقا و آسيای مرکزی، خواهد بود که دست تروريسم آن در همه‌جا کار می‌کند و در هر شرايطی به دنبال سلاح اتمی است. اگر مردم می‌خواهند مبارزان را در هر جا سرخورده کنند و پشتيبانی جهانيان را از دست بدهند راهی بهتر از شرکت در انتخابات ندارند.

بیشتر بخوانید ...

موانع دمکراسی و تفاهم ملی در ايران

  برای آنکه دمکراسی در ايران برقرار شود و پايدار بماند می‌بايد جايگزينان جمهوری اسلامی در همين مرحله مبارزه از خود تعهد به دمکراسی نشان دهند. تنها با يک مبارزه دمکراتيک می‌توان به دمکراسی رسيد. اگر نيروهای جايگزين جمهوری اسلامی از پرورش و تعهد دمکراسی بی‌بهره باشند انتظار يک جايگزين دمکراتيک برای رژيم نمی‌توان داشت. ما از خود ايران آگاهی کاملی نداريم و اميدواريم مخالفان بی‌شمار رژيم بر سر دمکراسی مشکلی نداشته باشند، ولی در بيرون ايران گروه‌های مخالف، بازماندگان نسل انقلاب، بيشتر قبايل سياسی هستند با همان بستگی‌ها و تعصبات قبيله‌ای و ناتوانی از رسيدن به همرائی، به‌اندازه‌ای که بسياری را می‌توان يافت که ادامه وضع موجود را بر هر جايگزينی که مطابق ميلشان نباشد ترجيح می‌دهند. در ميان جمهوری‌خواهان به‌ویژه کسانی يافت می‌شوند که نشستن در کمیته‌هایی برای پيشبرد انتخابات آزاد مجلس مؤسسان و همه‌پرسی برای قانون اساسی دمکراسی ليبرال پس از جمهوری اسلامی را نيز در کنار مشروطه خواهان نمی‌يارند. اين دمکرات‌های مترقی و آینده‌نگر ظاهراً اگر بتوانند، رستوران‌ها و اتوبوس‌ها را نيز مانند متحدان اسلامی پيشين‌شان جداسازی خواهند کرد. ترقی‌خواهی و آینده‌نگری آنان انسان را به ياد تجددخواهی ناصرالدین‌شاهی می‌اندازد.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما