1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 02 آگوست 2015. برابر با یکشنبه, 11 مرداد 1394

نوشته‌ها‏

دگردیسی نظامی جمهوری اسلامی

  اما این‌همه در صورتی است که «فلک بگذارد که قراری گیرند.» در جمهوری اسلامی و در ایران به‌طورکلی از درازمدت سخن نمی‌توان گفت. ابر‌های تیره در همه سوی آسمان جمع می‌شوند. گروه تازه حکومتگر با اطمینان مطلقی که از ندانستن می‌آید، محدودیت‌هایش را کمتر از همه می‌شناسد و آن محدودیت‌ها می‌تواند کشنده باشد. رژیم اسلامی برای رهانیدن خود از گلزاری که در آن فروتر می‌رود به آخرین چاره دست‌زده است؛ به امام زمان متوسل شده است، چنانکه آخوندها می‌گویند و مردمی که گویا چاه جمکران را از پول انباشته‌اند می‌توانند شهادت دهند که جنین توسل‌هایی چه فرجامی خواهد داشت. رژیم‌های به خطر افتاده یا خود را دگرگون می‌کنند یا بیشتر، به اصل برمی‌گردند؛ اما اصل اگر درست می‌بود کار به چنین جا‌ها نمی‌کشید.

بیشتر بخوانید ...

گناه اصلی تحریم

  شکست، چنانکه گفته‌اند، یتیم است ولی متهمان بسیار دارد و پدران اصلی معمولاً کمتر از دیگران سرزنش می‌شوند. پس از دور اول انتخابات که نخستین نامزد اصلاحگران به‌جایی نرسید و پس از دور دوم که رهاننده آنان بار دیگر با روسیاهی سزاوارش از میدان انتخاباتی بیرون رفت اکنون سازشکاران بیرون و درون، زبان ملامت بر تحریم کنندگان انتخابات گشوده‌اند که مسئول شکست اصلاحات و روی کار آمدن کسی هستند که نماینده راستین نسل دوم انقلاب شکوهمند خودشان است، همان انقلاب «بهمن» که هنوز تنها دستاورد و مایه خشنودی و سربلندی بسا زندگی‌های تباه است. در انتخابات ریاست جمهوری آنچه روی داد دنباله روندی بود که از انتخابات انجمن‌های شهر آغاز شد و در انتخابات مجلس به هزیمت اصلاحگران انجامید. توده رأی دهنگانی که دوم خرداد را بلندآوازه کرده بودند و مجلس را برای اصلاحگران برده بودند و باز با بی‌میلی و «امیدواری بر ضد امید» به یک رهبر سست‌عنصر و سرسپرده ولایت‌فقیه به‌عنوان پرچم‌دار اصلاحات رأی داده بودند از فرایند انتخاباتی بیرون رفتند و میدان را به جناح دیگر حکومت سپردند که اگر اصلاحگر نیست دست‌کم ادعایش را نمی‌کند. شکست دوگانه اصلاحگران در این انتخابات، نخست معین و سپس رفسنجانی، تفاوتی با آن دو بار ندارد و گناهش به گردن کسانی است که اصلاحات را نیز مانند آزادیخواهی از معنایش تهی کرده‌اند.

بیشتر بخوانید ...

آغاز نبرد واقعی قدرت

  انتخابات رياست جمهوری، پيکار مردمی را بسيار پیش‌تر برد. اعتصابات و تحصن‌ها، به‌ویژه اعتصاب غذای دليرانه زندانيان سياسی و همرايی عموم سازمان‌های سياسی در تحريم انتخابات و برجسته شدن شعار «فراخوان ملی رفراندوم» زمينه را برای همکاری‌های تنگ‌تر در ميان آينده بين‌ترين عناصر مخالف رژيم فراهم کرده است. رشته‌های ناپيدای بی‌شماری مبارزان را به هم می‌پيوندد. مهم‌تر از همه دگرگشت بخش بسيار پراهمیت جريان اصلاحگر پيشين به جنبش برچيدن بساط حکومت آخوندی-حزب اللهی و حاکميت اسلامی است. ستون فقرات گرايش ملی مذهبی و اصلاح‌طلبی، دانشجويان و روشنفکران، از کژ راهه‌ی کار کردن از درون نظام به تنها راهی که در برابر مردم است روی آورده است. در اين نبرد واقعی قدرت که در ميان دو جناح جمهوری اسلامی درگرفته، طرف سومی هم هست: نيروی مخالفی با توانائی فزاينده که بی‌هیچ پرده‌پوشی و هراس برای تغيير رژيم، برای همه‌پرسی و قانون اساسی دمکراسی ليبرال آينده ايران، پيکار می‌کند و رهبرانش در ايران به‌آسانی آماده‌اند از جان خود مايه بگذارند.

بیشتر بخوانید ...

ایران در میان اروپا و امریکا

  در یک زمینه بسیار مهم که به بحث ما نیز ارتباط دارد امید آن هست که در حکومت آینده مخالفت با امریکا جایش را به همکاری تازه و بیشتری بدهد که هم برای تعدیل سیاست‌های آن کشور لازم است و هم امن‌تر کردن جهان برای دمکراسی. امروز "خاورمیانه بزرگ" در وضعی است از پاره‌ای نظر‌ها قابل قیاس با اروپای پس از جنگ دوم جهانی. منطقه‌ای است هم مستعد افتادن به گودال سیاه black hole بنیادگرائی اسلامی و هم به یاری مؤثر جهان بیرون، آماده گام نهادن در سپهر دمکراسی و حقوق بشر. شش دهه‌ای پیش آمریکائیان با برنامه‌ای شگرف به یاری جامعه‌های اروپائی آمدند تا اقتصاد و سیاست خود را نوسازی کنند. از نهادهای حکومتی تا جامعه مدنی تا صنایع جایی نماند که از کمک‌های سخاوتمندانه برخوردار نشد. اکنون امریکا به همان دلایل منافع ملی با برنامه‌ای بسیار کوچک‌تر ولی به همان اندازه لازم برای رهانیدن مردمان این منطقه از حکومت‌های خودکامه و فاسد و تروریست مانند جمهوری اسلامی پیشگام شده است کشوری باتجربه آلمان دست‌کمش این است که از این برنامه پشتیبانی و بدان کمک کند. تا آنجا که به ایرانیان ارتباط دارد از بابت پشتیبانی امریکا هیچ مشکلی نیست. اگر قدرت‌های جهانی زمان و امپراتوری‌هایی که آفتاب بر پرچمشان غروب نمی‌کرد زمانی از کمک‌های مالی امریکا استقبال کردند ایرانیان می‌توانند پشتیبانی سیاسی و تبلیغاتی امریکا را غنیمت شمرند و جامعه مدنی ایران می‌تواند مانند آن‌همه کشور‌ها از آسیای مرکزی و قفقاز گرفته تا اروپای خاوری چنان پشتیبانی را عاملی اضافی در پیکار با گروهی آخوند انتخاب‌نشده گرداند.

بیشتر بخوانید ...

بحران نهائی

  مردم نه‌تنها به‌جان‌آمده‌اند بلکه آسیب‌پذیری رژيم در بيرون و نيازش به پشتيبانی در درون را خوب حس می‌کنند و طبيعی است اگر در پی بهره‌برداری از فرصت برآيند. ديگر اميد واهی اصلاحات و گزينش ميان بد و بد‌تر، به انتظار اندکی بهتر، هم مردمان را به کژ راهه نمی‌کشاند. شش سال است هرروز روشن‌تر می‌شود که ميان بد و بد‌تر در عمل تفاوتی نيست؛ بد‌تر دست بالاتر را پيدا می‌کند و بد برای رژيم مشروعيتی می‌خرد که در شرايط کنونی، عمر آن را دراز‌تر خواهد گردانيد. برای دستگاه حکومتی که برنامه انتخاباتی جدی‌ترين نامزدان ریاست‌جمهوری‌اش وعده مبهم حل کردن مسائل است و برای هيچ مشکلی راه‌حلی ندارد و رو به زورآزمائی سختی با امريکا می‌رود که به پيروزی آن نخواهد انجاميد، يک سرکوبی پردامنه و ریشه‌کن کردن مخالفان، یک‌ضرب شصت «تيانان من» وار که اين روز‌ها شانزدهمين سالگرد آن است، آرزویی برنيامدنی است. آزار و پيگرد برای مبارزان از همه دست همان «خاک گله و توتيای چشم گرگ» شده است؛ از آن استقبال می‌کنند.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما