1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 22 آگوست 2014. برابر با جمعه, 31 مرداد 1393

نوشته‌ها‏

درسهای ۲۸ مرداد

  ما ایرانیان مانند همه مردم جهان رویدادها و روزهای مهم تاریخی داریم ولی رفتارمان با آن روزها و رویدادها مانند بقیه جهانیان، دست‌کم آن‌ها که به شمار می‌آیند و تنها به سبب فاجعه‌ها و فجایع خود یادآوری نمی‌شوند، نیست. از آنجا که برای اختلاف و کشمکش و بر سر و روی یکدیگر زدن، کم می‌آوریم تا فرصتی بدست آید جبهه تازه‌ای می‌گشاییم و روزهای تاریخی یکی از مهم‌ترین جبهه‌ها شده است. گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی با ادعای رهبری و رساندن ایران به کاروان دمکراسی، زنان و مردانی جدی، هیچ درجه همرائی بر اصول و برنامه‌های سیاسی و حتا راهکارهای مبارزه را هم‌ارز توافق بر روزها و شخصیت‌های تاریخی نمی‌دانند؛ چنان توافقی را شرط و نشانه باور داشتن به دمکراسی می‌شمارند و خم به ابرو نمی‌آورند. چنین رویکردی البته برای مردمی که عاشورا را حتا با معیارهای مذهبی و نه‌تنها تاریخی، پراهمیت‌ترین روز تاریخ جهان کرده‌اند عجبی نیست. ایرانی شیعه در کنار بقیه شیعیان باسعادت و نظرکرده جهان می‌تواند پاره‌ای روزهای بزرگ‌تر مذهبی از نگاه اکثریت مسلمانان جهان را نیز پس از عاشورا قرار دهد. چنین مردمی به واقعیت‌های مزاحم بیرون مجال اندکی می‌دهند. من دلم می‌خواهد این‌گونه بیندیشم پس (ایرانی) هستم.

بسوی یک سیاست لیبرال

  متمدن کردن بحث، درآمدی بر متمدن کردن جامعه ‏است، یعنی چیره شدن روحیه لیبرال بر فرهنگ ‏استبدادی و مطلق اندیش. اینکه میگوییم عقیده ‏فلان کس محترم است منظور، خود عقیده نیست ‏که می‌تواند بسیار سخیف و حتا جنایت‌کارانه باشد. ‏این حق او به داشتن هر عقیده است که محترم ‏است. با عقیده می‌باید مبارزه کرد ولی صاحب ‏عقیده را نباید نابود کرد. رسیدن به توحش یا تمدن، ‏از همین‌جا سر می‌گیرد. در دو سوی اختلاف بر سر ‏بزرگ‌ترین داوها و ژرف‌ترین تفاوت‌هاست که یا ‏می‌توان به توحش فروافتاد ـ چنانکه ما در بخش ‏بزرگ تاریخ همروزگار خود بوده‌ایم ـ یا به یک جامعه ‏امروزی کثرت‌گرا (پلورالیست) ارتقا یافت که منافع و ‏نظریات گوناگون باهم در رقابت و همزیستی‌اند. ‏نشانه‌های بحث متمدن پیش از همه شناختن حق ‏برابر همه طرف‌هاست، همه طرف‌هایی که به‌حق ‏برابر اعتقاد دارند. در بسیاری کشورها، با اعتبارنامه ‏خدشه‌ناپذیر دمکراتیک، تبلیغ درباره عقاید معینی ـــ ‏فاشیسم، بنیادگرائی و اصولاً مذهب سیاسی ــ در ‏قانونی که به شیوه دمکراتیک گزارده شده ممنوع ‏است. این ممنوعیت برای حفظ آزادی‌ها و حقوقی ‏است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است؛ ‏مکانیسم دفاعی دمکراسی در برابر سوءاستفاده ‏گرایش‌های سیاسی و مذهبی توتالیتر از ‏آزادی‌هایی است که کمر به نابودی‌شان بسته‌اند.‏

عراق، میدان تازه جهاد

  القاعده از ناچاری یا شناخت فرصت، خود را به ‏عراق انداخته است و بجای امریکا هر چه مستقیم ‏تر با اکثریتی از عراقیان رویارو می‌شود. جلوگیری از ‏بازسازی کشور و برگزاری انتخابات، و دنبال کردن ‏یک برنامه عمل بی ارتباط به منافع ملی عراق، و ‏تاکتیکهای بیرحمانه کشتار عراقیان، استراتژی ‏مایوسانه‌ای است که تنها می‌تواند به اشتباهات ‏بزرگ امریکائیان (تا کنون) و حکومت موقت عراق (از ‏این پس) متکی باشد. اگر حکومت علاوی بتواند ‏درجه‌ای از اعتماد عراقیان را به کارائی و درستکاری ‏خود جلب کند روزهای القاعده در عراق شمرده ‏خواهد بود. کمکهای بیدریغ جمهوری اسلامی به ‏مقاومت در عراق عامل مهمی در زنده نگهداشتن ‏آن است ولی در اینجا نیز مسابقه با زمان است. ‏امریکائیان کی فرصت خواهند یافت به آنچه ‏خاستگاه بسیاری مشکلات خود در افغانستان و ‏عراق می‌شمارند بپردازند؟ آیا القاعده و ‏‏"مقاومت"ی که طبیعتش غیر عراقی‌تر می‌شود ‏زمان خواهد یافت که عراق را از هم بپاشاند؟ و آیا ‏پس از آنکه جمهوری اسلامی با فشار و تهدید ‏برهنه امریکا روبرو شد القاعده را به حال خود رها ‏نخواهد کرد؟

یك روز تاریخى و یك روز یاد ماندنى

  روزهاى تاریخى مانند زیبایی، در چشم بیننده‌اند. ‏كسان مى‌توانند نظرهاى متفاوت خود را درباره ‏روزهاى تاریخى داشته باشند و در پایان، تاریخ ‏داورى خواهد كرد. ماه مرداد براى ایرانیان یادآور دو ‏روز مهم است، چهاردهم و بیست و هشتم. از ‏پنجاه سال پیش رقابتى میان این دو روز بر سر ‏جایی كه در خودآگاهى ملى ایرانیان دارند درگرفته ‏است كه معانى سیاسى و فرهنگى مهم دارد. تا ‏‏۱۳۳۲ هر چه در مرداد بود به روز پیروزى (مرحله ‏نخستین) انقلاب مشروطه برمی‌گشت؛ روزى كه ‏شاه قاجار، در آستانه مرگ به توصیه صدر اعظم ‏خود به پیكار مردمى گردن نهاد و فرمان مشروطیت ‏را امضاء كرد. تا ۱۳۳۲/۱۹۵۳ چهارده مرداد در نگرش ‏تاریخى سراسر سیاسى شده ایران تنها روزى بود ‏كه همه در بزرگداشت آن هم‌داستان بودند. از چپ ‏و راست گروهى نبود كه آن را مهم‌ترین روز تاریخ ‏همروزگار ما نشمارد. اما از آن پس ۲۸ مرداد براى ‏گروه‌هاى مخالف پادشاهى اهمیت روزافزون یافته ‏است و از انقلاب اسلامى به بعد عملاً جا را بر ۱۴ ‏مرداد تنگ كرده است.‏

حزبی در سُنت راست میانه لیبرال

احزاب لیبرال یا راست میانه برابری را بیشتر در ‏فرصت می‌دانند تا در سهم. به نظر آنها جامعه ‏مسئول آن است که تا جائی که امکانات اجازه ‏می‌دهد به افراد فرصت دهد که به حد توانائیهای ‏خود برسند (از فراهم کردن امکانات آموزشی و ‏بازآموزی تا پرورش بدنی و فکری و هنری.) از آن به ‏بعدش با خود افراد است که هر چه می‌توانند پیش ‏بروند. سهم افراد نمی‌تواند برابر باشد و در ناکجا ‏آباد کمونیستی هم به آن نرسیدند. این وظیفه هر ‏فرد است که زندگی و رفاه خود و خانواده‌اش را ‏فراهم کند و جامعه روزی رسان فرد نیست. احزاب ‏لیبرال (راست میانه) با تشویق سرمایه‌گزاری و ‏پائین آوردن مالیاتها به رشد اقتصادی بالاتری دست ‏می‌یابند که سودش به درجات گوناگون به همه ‏می‌رسد. البته در نخستین مراحل، کار دشوار است ‏و کسانی که به گرفتن کمکهای دولتی یا حمایت ‏بیش از اندازه قانونی عادت کرده‌اند زیر بار نمی‌روند؛ ‏و چه بسا که احزاب لیبرال را به شکست انتخاباتی ‏می‌اندازند. در هر دولت رفاه ناگزیر برای کاستن از ‏تکانه تغییر، می‌باید اقدامات اصلاحی را گام به گام ‏پیش برد.‏

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما