1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 29 آوریل 2016. برابر با جمعه, 10 ارديبهشت 1395

نوشته‌ها‏

در راه جایگزین

  جایگزین جمهوری اسلامی نیروهایی هستند که لشگر کشی امریکا را برای رهانیدن خود از فساد و جنایت آخوند و سردار و بسیجی لازم ندارند. به آن‌ها هر کمکی را که بتوان می‌باید رسانید و اینجاست که نقش مبارزان بیرون می‌تواند برجسته شود. ما با ادعای رهبری دانشجو و کارگر و معلم ایرانی و نیروهای اجتماعی-سیاسی شگرفی که در حال شکل گرفتن هستند چیزی بر این مبارزه نخواهیم افزود. هر شخص یا گروهی می‌تواند با پیش انداختن خود در میدان غوغا چند گاهی سر و صدایی برپا کند ولی با ادعای بی امکانات نه امریکا و غرب را می‌توان پشت سرخود آورد، نه مردم ایران را. وسیله اصلی مبارزه در ایران است ــ در صف‌های تظاهراتی که سرکوب می‌شوند و اعتصاباتی که با بازداشت‌های جمعی می‌شکنند. رهبرانی که می‌باید در مبارزه و نه در دیدار‌ها و قول و قرار‌های ناپایدار سیاست‌بازان پدیدار شوند هم‌اکنون دارند بهای باورپذیری خود را بر تخت بیمارستان و در گوشه زندان با تن‌های درهم‌شکسته و زبان‌های بریده می‌پردازند. کار به مراحل تعیین‌کننده می‌رسد ولی اگر قرار باشد به رهایی مردم بینجامد بهتر خواهد بود فرصت‌طلبان، موقتاً هم شده، کمی میدان را به یاری‌رسانان بسپارند.

بیشتر بخوانید ...

خطر‌ها و فرصت‌ها

  اگر ايرانيان پس از دو دهه زندگی در دمکراسی‌های غربی هنوز بر سر تعريف «همه» يا حقوق برابر، يا اعتبار رأی اکثريت مشکل‌دارند و نمی‌توانند به هيچ ترتيبی جز به هرچه خود می‌خواهند رضايت‌ دهند؛ و اگر هر کار جمعی ميان دگرانديشان و چه‌بسا هم‌انديشان به انشعاب و تهمت‌زنی‌ها و «افشاگری»‌های آن‌چنانی می‌انجامد ناچار خوش‌بین‌ترین ناظران هم‌روی از آينده‌ای دستخوش چنين روحيه‌ها بر خواهند تافت. مردم در ايران می‌توانند بيش از این‌ها رشد کرده باشند و نشانه‌ها بر همين است. ولی برای پی بردن به ژرفای واپس‌ماندگی و ضعف سياسی جامعه ايرانی چه سنجه‌ای دست به نقدتر از رفتار بخش بزرگ‌تر جامعه سياسی بيرون می‌توان يافت؟

بیشتر بخوانید ...

مرحله تازه جنبش رفراندم

  حتی سیاست‌بازی و پويش قدرت نيز که دست از گريبان عموم سازمان‌های سياسی برنمی‌دارد با وفاداری به اعلاميه جهانی حقوق بشر سازگار‌تر خواهد بود. مصلحت‌اندیشی صرف نيز به سود تغيير گفتمان کار می‌کند. همين بس که کسان از پيله دوستان و همفکران به درآیند و جهان تازه‌ای را که بر ويرانه‌های گذشته، گذشته همگان، و با همان مصالح ساخته می‌شود ببينند. اماواگرها و ترفند‌های لفظی، ديگر بکار نمی‌آيد. بايد پا به اين جهان تازه گذاشت با هر کوله‌باری که از گذشته بخواهند با خود بکشند.

بیشتر بخوانید ...

اتحاد دانشجو و کارگر

  جنبش دانشجوئی كه از ۱۹۹۹/ ۱٣٧۸ لبه تيز حمله متقابل رژيم را تحمل کرده، به‌اندازه کافی از اصلاح‌طلبان نارو خورده است که ديگر به هيچ بخشی از حکومت اعتماد نکند. مخالفان وفاداری که در جبهه مشارکت و «مشروط خواهان» سهم خود را از غنائم می‌خواهند، همواره آماده بوده‌اند که از پشت‌ورو به دانشجويان خنجر بزنند. آن مخالفان وفادار را می‌بايد به «مخالفان» بيرون ارزانی داشت که زندگی‌های خود را می‌کنند و آرزوی تجديد «بهار آزادی» و همه خودی‌ها در کنار هم را می‌کشند. دانشجويان به دوم خرداد و بازماندگان ورشکسته‌اش نيازی ندارند. آينده آن‌ها در اتحاد با جنبش کارگری است که مانند جنبش دانشجوئی و جنبش فمينيستی درخشان ايران خودجوش و خود زاست و خاموش کردنی نيست.

بیشتر بخوانید ...

بازماندگی و واماندگی

  زمان خوشبختی و دشمن بزرگ آدمی است. خوشبختی است اگر بتواند با آن پيش آيد؛ دشمن است اگر بگذارد از او درگذرد. کسی که بازمان پيش می‌آيد به‌گونه‌ای از نو زاده می‌شود، سال‌های زندگی‌اش هرچند باشد. آنکه زمان از او درمی‌گذرد بی‌ربط irrelevant می‌شود که گونه‌ای درگذشتن است ــ تا آنجا که به حضور مؤثر ارتباط دارد. بدترين حالت آن است که زمان، هم به معنی لفظی و هم استعاری بگذرد، چنانکه برای يک نسل کامل سیاسی‌کاران ايرانی ــ با استثناهای فراوان ــ پیش‌آمده است.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون