1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 18 آوریل 2014. برابر با جمعه, 29 فروردين 1393

نوشته‌ها‏

بشردوستی سیاسی شده ما

  پاره‌ای از ما نه در اندیشه فلسطین‌اند نه رواندا و سودان. آنها دست کم این استدلال را می‌آورند که از مصیبت هر روزه ایرانیان به دیگران نمی‌توانند پرداخت و جز خود ایرانیان کسی نیست که به مردم ایران برسد. ولی آن روشنفکران ایرانی کاتولیک‌تر از پاپ چه می‌گویند؟ سود آنها و ملت ما چیست که چنان جهان را از نظرگاه (پرسپکتیو) عربی ببینند که حتا غم خود را نخورند و شب و روز ذکر فلسطین بگیرند؟ اگر موضوع احساسات بشری است که در رواندا و سودان نیز انسان‌ها زندگی می‌کنند

جدائى دين از حكومت بس نيست

  چسبيدن به مذهب در سياست و بهره‌بردارى سياسى از مذهب پنجاه سال فرصت داشته است كه آبروى خودش را چه در دست نظام شاهنشاهى، چه روشنفكر چپ و جهان سومى، و چه ملى و ملى مذهبى ببرد. آن مخالفان چپگراى رژيم كه هنوز در انديشه بهره‌گيرى از «نيروى مذهبيان در ايران‌اند بهتر است اين بار محض تغيير، به روندهاى آينده و نه رويدادهاى گذشته بنگرند و به مخالفان ديگر در يك همرائى consensus عرفيگرا براى ساختن جامعه‌اى دمكرات با پسوند ليبرال به معنى در چهارچوب اعلاميه جهانى حقوق بشر و نه هيچ پسوند ديگر بپيوندند. پيام روشن مبارزانى كه اصلاح رژيم را ناممكن و چاره را در يك نظام غير مذهبى مى‌بينند نمى‌بايد بى‌پژواك بماند.

خاور میانه و جهان سوم ذهن ما

  به هیچ نام، کمتر از همه به نام عادت و سُنت و پیشینه، نمی‌باید در جهانی که هر روز بر ما تنگ‌تر می‌آید بمانیم. روحیه و جهان‌بینی و نظام ارزش‌های ما می‌باید ما را به کجاها برسانند تا بازنگری‌شان کنیم؟ تا کی می‌توان درهای اندیشه را بر ذهن سنگ شده بست؛ به زمین و زمان دشنام داد و دستی در بهبود خود بر نیاورد؟

ژاپن اسلامى در برابر جهان دشمن

  جمهورى اسلامى در زير نام استقلال با همه توان مى‌كوشد از سوئى تماس ايرانيان را با جهان بيرون محدود كند و جلو «هجوم فرهنگى» را بگيرد، و از سوى ديگر بجاى وارد كردن تكنولوژى و مديريت مدرن كه ناچار بخش مهمى از آن همراه سرمايه مى‌آيد، سيل واردات كالاهاى خارجى را به بازار سرازير كند. براى ملت ما همين اندازه مبارزه با جهانگرائى بس است و روشنفكران چپگرا بهتر است غرب ستيزى خود را در جاى ديگر مصرف كنند. همسوئى با حوزه و حجره بيست سى سالى پيش به فاجعه امروز انجاميد و بهتر است ديگر ادامه نيابد.

مردم هر چه سزاوارشان

  ايران امروز به بسياری آلودگيهای سياسی و اجتماعی که می‌گويند افتاده است و بزرگترين‌اش حکومتی که مردم و جهانيان از بس به پليديش عادت کرده‌اند ديگر کمتر آن را احساس می‌کنند. در اين هم که مردم، خود بيست و پنج سالی پيش چنين حکومتی خواستند و همه اين سالها را با آن سر کرده‌اند ترديد نمی‌توان داشت. ولی آيا ايرانی سزاوار چنين سرنوشتی است؟ وقتی می‌گوئيم «مردم هر چه سزاوارشان» می پذيريم که «خود کرده»‌ايم. ولی پس از آن می‌بايد بپرسيم که «تدبير چيست؟» و روشن است که تدبير آنچه خود کرده‌ايم بر خود ماست. می‌توان مانند سرخوردگان، چند ميليون به گرداب روسپيگری و اعتياد افتاده را به چند ده ميليون رساند و اميد از همه برداشت؛ و می‌توان «مردم هر چه سزاوارشان» را در تنگ‌ترين معنی، و هميشگی دانستن وضع موجود نگرفت. در موقعيت بشری بُن‌بست نيست. هميشه راهی می‌توان يافت. ما در جزيره‌ای دورافتاده بسر نمی‌بريم و مردم ما مانند هر جامعه ديگری گوناگونند، از بد‌ترين تا بهترين. نه دنيا ما را به حال خود می‌گذارد، نه مردم ايران به آن روزگار نوميد کننده افتاده‌اند که اگر در هائيتی‌های جهان نيز وضع ياس‌آور موجود با جنبش اقليتی از مردم، نه همه آن فرو رفتگان در فساد جامعه، دگرگون می‌شود، در ايران نيز چنين احتمالی می‌توان داد. در ايران نيز اقليتی از مردم هستند که تنها به خود و پيرامون کوچک خود نمی‌انديشند و آن آلودگيها را ندارند.

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما