1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 30 سبتامبر 2016. برابر با جمعه, 09 مهر 1395

نوشته‌ها‏

انقلاب ناتمام ایران

  اهمیت انقلاب مشروطه برای ایران نوین بیش از آن است كه صفات و طرز عمل رهبران مشروطه آن را ناچیز سازد. اینكه فلان رهبر انقلابی بر جان خود بیمناك بود، یا دیگری سواد درستی نداشت، یا دیگری در پی منافع شخصی خود می‌گشت، یا دیگری با بیگانگان سر و سری داشت، یا دیگری خود را برتر از قانون می‌پنداشت و اینكه رهبران مشروطه درمجموع روشن‌بینی و قدرت عمل لازم را برای دفاع از انقلاب فاقد بودند، چیزی از ارزش جنبش مشروطه نمی‌کاهد. در شرایط آن روز ایران- و منتقدین انقلاب مشروطه می‌توانند حتی شرایط شصت‌ساله پس‌ازآن را نیز در شمار آورند- جنبش مشروطه یك حركت اصیل عمومی ملت ایران بود؛ نخستین جنبش ملی آزادیخواهانِ ایرانیان در طول تاریخ خود.

بیشتر بخوانید ...

بخشودن و فراموش نکردن

  ما نمی‌توانيم بدانيم که پيام آقای گنجی در ايران تا کجا‌ها را رفته و گرفته است، ولی در بيرون دست‌کم در يک حزب سياسی، در حزب مشروطه ايران، آن نخستين پيشنهاد سال‌های پيش به بحثی پرحرارت که از بار الکتريکی به انفجار می‌رسيد دامن زد و سرانجام به افزودن بندی در منشور حزب انجاميد: پذيرفتن دادگاه‌های بی کيفر برای سران و عاملان جنايات رژيم اسلامی؛ اعلام بخشودگی آن‌ها یک‌بار و بس و پس گرفتن آنچه از تاراج دارائی ملی بتوان يافت. آن‌ها که خواب انتقام می‌بينند هيچ از خود پرسيده‌اند که تاريخ ما را تا کی می‌بايد با خون نوشت؟

بیشتر بخوانید ...

دمکراسی و نقش رهبری

  رهبری در چهارچوب دمکراسی، حق نيست ــ چنانکه در فرهنگ غير دمکراتيک هست. هیچ‌کس به دليل آنکه نسبتی با ديگری دارد يا در طبقه اجتماعی معينی است يا لباس ويژه‌ای می‌پوشد حق رهبری به دست نمی‌آورد. رهبری دمکراتيک با مزيت شخصی به دست می‌آيد؛ پاداشی است که ديگران تا وقتی ميل داشته باشند به افرادی که چنان مزیت‌هایی دارند و بهر حال از پذيرش ديگران برخوردارند می‌دهند. درگذشته‌های غير دمکراتيک و جامه‌های واپس‌مانده امتيازات خانوادگی يا طبقاتی چنان «حق»ی را به افراد و گروه‌های معينی می‌داد و می‌دهد. اين البته بدان معنی نيست که نسبت خانوادگی يا امتيازات مالی، مانع پذيرفته شدن از سوی ديگران شود و برضد افراد بکار رود. هر چه باشد کسان می‌بايد موقعيت رهبری را از مردم، از افرادی که با آن‌ها سروکار دارند، بگيرند.

بیشتر بخوانید ...

نازنین و میلیون‌ها دیگر

  مستقیم‌ترین راه پیشرفت و امروزی شدن، دگرگونی رویکرد به زن در جامعه است. نگاه برابر به زن به غیر جنائی شدن فرهنگ کمک می‌کند. زنان با ورود در عرصه‌های گوناگون و شرکت در اداره جامعه روحیه انسانی‌تری به آن می‌دهند. درجایی که زنان نیز اختیارش را در دست داشته باشند کودک کشی مگر به‌عنوان جنایت که هست، نخواهد بود؛ اما این تنها مردان نیستند که می‌باید راه به زنان بدهند. خودزنان می‌باید پیشگام شوند و از پذیرفتن و حتی مشارکت در تبعیض‌ها و جنایاتی که فرهنگ مردسالار بر آنان روا می‌دارد سرباز زنند. آن شش هزار دختری که هرروز ناقص می‌شوند به دست مادران و زنان نزدیک خود به چنان روزی می‌افتند. زنان ایران تاکنون نمایش خوبی داده‌اند ولی این بس نیست. هنوز سنگر اصلی خرافات و تسلیم و رضا به فرهنگ مردسالارانه‌ای که نازنین‌ها را می‌کشد در توده زن ایرانی است.

بیشتر بخوانید ...

تمامیت ارضی بس نیست

  جایگزین جمهوری اسلامی آن نیرو‌های دمکرات و آزادیخواهی در طیف چپ و راست در هر جا هستند که نگهداری ایران (که اکنون مسئله مرکزی ایران است) برایشان بیش از رسیدن به قدرت اهمیت دارد و به همین دلیل بخت پیروزی‌شان نیز از فرصت‌طلبان و معامله‌گران بیشتر خواهد بود. سازمان‌های قومی، تنها در صورتی می‌توانند در چنان همکاری‌ها شرکت کنند که تعهدشان به ایران باشد و خواست‌های بر حق تمرکززدائی و حقوق فرهنگی را در چهارچوب ایران یگانه و یکپارچه، یک ملت و یک کشور و حقوق برابر همه ایرانیان، دنبال کنند. آن سازمان‌ها برخلاف حساب‌های شتاب‌زده پاره‌ای دست در کاران چنان وزنی ندارند که جایگزین بسازند ولی به‌اندازه کافی سنگین هستند که خیال اندیشان را غرق کنند.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون