1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: چهارشنبه 17 سبتامبر 2014. برابر با چهارشنبه, 26 شهریور 1393

نوشته‌ها‏

ناامیدی درماندگان

  پيکار برای سرنگونی جمهوری اسلامی لازم است ولی به آن نمی‌بايد بسنده کرد. خرافات سياسی در همان رديف هستند. پيش از همه می‌بايد نگران سطح پائين تفکر و سليقه بسياری مردمان بود. چند سال بايد در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان زيست و به پایین‌ترین سطح فرهنگی و سياسی خرسند ماند؟ انسان تا دسترسی به همگانی‌ترین رسانه‌ها که با پایین‌ترین مخرج مشترک سروکار دارند نيابد، نمی‌تواند ژرفای اين عوام‌زدگی را اندازه بگيرد. همين عوام‌زدگی است که سياست آن‌ها را نيز به چنين نزاری انداخته است. يک نسل آشنایی نزديک با شيوه زندگی، رفتار اجتماعی و فرهنگ سياسی غرب کمترين اثری در زنان و مردانی که در کپسول يک فرهنگ شکست‌خورده و عوامانه مانده‌اند نداشته است. ايرانيان مهاجر و تبعيدی هنوز نتوانسته‌اند يک اجتماع ايرانی غربی شده به وجود آورند. آن‌ها يا پاک از عوالم ايرانی بيرون می‌زنند تا از «اين هواهای عفن و آب‌های ناگوار دلشان نگيرد و جانشان ملول نشود» و یا همچنان در فضائی که با خود همراه آورده‌اند و بر امريکا و اروپا وصله کرده‌اند می‌زيند. اگر نمونه‌های فراوان ايرانيان غربی شده و ايرانی مانده نمی‌بودند چگونه می‌شد به چنين اجتماعی اميدوار بود؟ اما آن‌ها در رسانه‌ها حضور چندانی ندارند.

پیروزی خشم و کین

  کشتار شهریور ۶۷/88 زورآزمائی نابرابر دو نیروی سیاسی بود که اگرچه مأموریتشان تفاوت داشت ــ جامعه بی طبقه توحیدی در برابر جامعه بی طبقه سوسیالیستی ــ در خصلت انقلابی خود تفاوتی باهم نداشتند. دژخیم و قربانی به‌آسانی می‌توانستند جای خود را باهم عوض کنند. اگر یکی دست بالاتر نیافته بود دیگری به پیش‌دستی، همان را می‌کرد. این واقعیت را که بازماندگان احتمالاً ترجیح می‌دهند فراموش کنند در فتوای خمینی به نابود کردن متحدان پیشین خود که منافقین می‌نامد بهتر می‌توان دریافت. او می‌نویسد «رحم بر محاربین، ساده‌اندیشی است ... امیدوارم باخشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایند».

درسهای ۲۸ مرداد

  ما ایرانیان مانند همه مردم جهان رویدادها و روزهای مهم تاریخی داریم ولی رفتارمان با آن روزها و رویدادها مانند بقیه جهانیان، دست‌کم آن‌ها که به شمار می‌آیند و تنها به سبب فاجعه‌ها و فجایع خود یادآوری نمی‌شوند، نیست. از آنجا که برای اختلاف و کشمکش و بر سر و روی یکدیگر زدن، کم می‌آوریم تا فرصتی بدست آید جبهه تازه‌ای می‌گشاییم و روزهای تاریخی یکی از مهم‌ترین جبهه‌ها شده است. گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی با ادعای رهبری و رساندن ایران به کاروان دمکراسی، زنان و مردانی جدی، هیچ درجه همرائی بر اصول و برنامه‌های سیاسی و حتا راهکارهای مبارزه را هم‌ارز توافق بر روزها و شخصیت‌های تاریخی نمی‌دانند؛ چنان توافقی را شرط و نشانه باور داشتن به دمکراسی می‌شمارند و خم به ابرو نمی‌آورند. چنین رویکردی البته برای مردمی که عاشورا را حتا با معیارهای مذهبی و نه‌تنها تاریخی، پراهمیت‌ترین روز تاریخ جهان کرده‌اند عجبی نیست. ایرانی شیعه در کنار بقیه شیعیان باسعادت و نظرکرده جهان می‌تواند پاره‌ای روزهای بزرگ‌تر مذهبی از نگاه اکثریت مسلمانان جهان را نیز پس از عاشورا قرار دهد. چنین مردمی به واقعیت‌های مزاحم بیرون مجال اندکی می‌دهند. من دلم می‌خواهد این‌گونه بیندیشم پس (ایرانی) هستم.

لبه تيز حمله به جمهوری اسلامی

  جمهوری اسلامی نابودی اسرائيل و بيرون راندن يهوديان از آن سرزمين را (پس از آنکه از همه کشورهای عربی زادگاه خود رانده‌شده‌اند و در ايران نيز بازماندگان اندکشان پيوسته تحليل می‌روند) سياست رسمی خود اعلام کرده است. دومين مرد نيرومند رژيم تا آنجا رفته است که در سخنرانی نماز جمعه‌اش وعده کشتار پنج ميليون يهودی را اگرچه به بهای نابودی پنج ميليون مسلمان در يک مبادله اتمی داده است. موشک‌های دوربرد ايران برای فرستادن کلاهک اتمی به اسرائيل ساخته می‌شوند و سرداران پاسداران لاف می‌زنند که سرزمین‌های دورتری را می‌توانند هدف موشک‌های خود سازند.

بسوی یک سیاست لیبرال

  متمدن کردن بحث، درآمدی بر متمدن کردن جامعه ‏است، یعنی چیره شدن روحیه لیبرال بر فرهنگ ‏استبدادی و مطلق اندیش. اینکه میگوییم عقیده ‏فلان کس محترم است منظور، خود عقیده نیست ‏که می‌تواند بسیار سخیف و حتا جنایت‌کارانه باشد. ‏این حق او به داشتن هر عقیده است که محترم ‏است. با عقیده می‌باید مبارزه کرد ولی صاحب ‏عقیده را نباید نابود کرد. رسیدن به توحش یا تمدن، ‏از همین‌جا سر می‌گیرد. در دو سوی اختلاف بر سر ‏بزرگ‌ترین داوها و ژرف‌ترین تفاوت‌هاست که یا ‏می‌توان به توحش فروافتاد ـ چنانکه ما در بخش ‏بزرگ تاریخ همروزگار خود بوده‌ایم ـ یا به یک جامعه ‏امروزی کثرت‌گرا (پلورالیست) ارتقا یافت که منافع و ‏نظریات گوناگون باهم در رقابت و همزیستی‌اند. ‏نشانه‌های بحث متمدن پیش از همه شناختن حق ‏برابر همه طرف‌هاست، همه طرف‌هایی که به‌حق ‏برابر اعتقاد دارند. در بسیاری کشورها، با اعتبارنامه ‏خدشه‌ناپذیر دمکراتیک، تبلیغ درباره عقاید معینی ـــ ‏فاشیسم، بنیادگرائی و اصولاً مذهب سیاسی ــ در ‏قانونی که به شیوه دمکراتیک گزارده شده ممنوع ‏است. این ممنوعیت برای حفظ آزادی‌ها و حقوقی ‏است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است؛ ‏مکانیسم دفاعی دمکراسی در برابر سوءاستفاده ‏گرایش‌های سیاسی و مذهبی توتالیتر از ‏آزادی‌هایی است که کمر به نابودی‌شان بسته‌اند.‏

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما