1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 09 دسامبر 2016. برابر با جمعه, 19 آذر 1395

نوشته‌ها‏

جنگی ميان امريکا و جمهوری اسلامی

 جنگ در لبنان درواقع ميان جمهوری اسلامی و امريکاست و تا اينجا آخوند‌ها بازنده‌اند. صدها ميليون دلار سرمایه‌گذاری‌هایشان در مناطق حزب‌الله به ضرب بمب‌ها پست شده است. بسيار دور است که حزب‌الله ديگر دست‌گشاده‌اش را در لبنان بازيابد. تهديد هميشگی موشک‌باران اسرائيل از جنوب لبنان در عمل بی‌اثری خود را ثابت کرده است. از آن بيش از هزار موشک در ده‌روزه نخستين جنگ که بر شهرهای اسرائيل باريد خم بر ابروئی نيامد. شکاف ميان شيعی و سنی در جهان عرب ژرف‌تر شده است. در لبنان اراده بيرون راندن سوريه و جمهوری اسلامی از سياست آن کشور نيروی بيشتر می‌گيرد؛ و با همه فرياد‌های محافل مترقی در غرب و «خيابان» در جهان عرب، واقعيت پيکار جهانی ميان نيروهای ترور اسلامی از یک‌سو و نيرو‌های دمکراسی ليبرال ــ هر چه هم درجاهایی به بی‌رحمی و تجاوز آلوده ــ آشکار‌تر می‌شود. در این‌سو منظره همه انسان‌گرائی و آزادمنشی نيست، ولی در آن‌سو همه توحش و خشونت و واپس‌گرائی است. اکنون خطر واقعی: پس از شکست خوردن حمله گازانبری در غزه و جنوب لبنان و بی‌اثر ماندن سلاح موشکی رژيم اسلامی بر ضد اسرائيل، وسوسه حمله به ايران چه اندازه نيرومند‌تر خواهد شد؟

بیشتر بخوانید ...

کجا می‌توان بهم رسيد؟

افراد و گروه‌ها آزادند عقايد و آرزو‌های خود را داشته باشند؛ ولی اگر قرار نيست زور و خشونت، مناسبات آن‌ها را انتظام دهد می‌بايد به هنجار (نرم)‌های پذیرفته‌شده تن در دهند. سازمان‌های قومی و نويسندگانی که زمين و آسمان را به هم می‌بافند تا دعاوی خود را به کرسی بنشانند اگر حوصله خواندن تاريخ ندارند دست‌کم اسناد بين‌المللی را بخوانند و آنگاه ببينند در سوی ديگر بحث آيا جز موافقت بر مفاد آن اسناد چيز ديگری می‌توان يافت؟ ما آن هنجار‌ها را می‌پذيريم و تا آنجا که به حقوق شهروندی با تأکید بر حقوق افراد متعلق به اقوام ــ همچنان که حقوق زنان و اقليت‌های مذهبی ــ و تمرکززدائی ارتباط می‌يابد هيچ مشکلی باهم نداريم؛ اما هر حرکتی به‌سوی درهم شکستن يگانگی ملی ايران و تجزيه ملت به اقوام دارای حقوق سياسی و مليت‌های دارای حق تعيين سرنوشت که نهايت آن حقوق سياسی است، ناچار با واکنش‌های سزاوار چنان حرکت‌هایی روبرو خواهد شد. ايرانيان بسيار کم‌وکاستی‌ها دارند ولی در برابر مداخلات بيگانه و در دفاع از موجوديت ملی کوتاه نمی‌آيند.

بیشتر بخوانید ...

انقلاب ناتمام ایران

  اهمیت انقلاب مشروطه برای ایران نوین بیش از آن است كه صفات و طرز عمل رهبران مشروطه آن را ناچیز سازد. اینكه فلان رهبر انقلابی بر جان خود بیمناك بود، یا دیگری سواد درستی نداشت، یا دیگری در پی منافع شخصی خود می‌گشت، یا دیگری با بیگانگان سر و سری داشت، یا دیگری خود را برتر از قانون می‌پنداشت و اینكه رهبران مشروطه درمجموع روشن‌بینی و قدرت عمل لازم را برای دفاع از انقلاب فاقد بودند، چیزی از ارزش جنبش مشروطه نمی‌کاهد. در شرایط آن روز ایران- و منتقدین انقلاب مشروطه می‌توانند حتی شرایط شصت‌ساله پس‌ازآن را نیز در شمار آورند- جنبش مشروطه یك حركت اصیل عمومی ملت ایران بود؛ نخستین جنبش ملی آزادیخواهانِ ایرانیان در طول تاریخ خود.

بیشتر بخوانید ...

مصالحه حتی بر اصول؟

بررسی گفته‌ها و نوشته‌های راست و چپ در مسئله قومی خبر از هيچ تفاوت اصولی در موضوعات اساسی حقوق فرهنگی و اجتماعی و عدم تمرکز نمی‌دهد. بجز آنها که اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های آن و حقوق شهروندی را نيز دربرابر حقوق ملی بی ارزش می‌دانند ديگران همداستانند که ايرانی می‌بايد در ميهن خودش از حقوق برابر برخوردار باشد و بهر زبان که می‌خواهد بگويد و بنويسد و آموزش ببيند و نشر دهد؛ کسی در اين اختلاف ندارد که مردم هر محل می‌بايد امور خود را با ارگان‌های انتخابی‌شان اداره کنند و قدرت حکومتی توزيع يا تقسيم شود. آنچه گفت و شنود را به بن بست می‌کشاند وارد کردن حق تعيين سرنوشت يا حقوق سياسی برای اقوام بجای تاکيد بر حقوق فرهنگی و اجتماعی و سياسی افراد ايرانی، و اصرار بر بکار بردن دلخواسته arbitrary واژه‌های علمی و معمول در حقوق و روابط بين‌الملل است که جلو رسيدن به هر توافقی را بر پايه واقعيات موجود و بيشترين سود بيشترين مردمان می‌گيرد. در اينجا واژه‌ها و اصطلاحات بجای اصل موضوع می‌نشينند و گفت و شنود به بن بست می‌رسد. بحثی که بايست بر حقوق و راه‌های عملی رسيدن به آن تمرکز يابد به سخنان تکراری درباره اصطلاحاتی فروکاسته می‌شود که توافق برسر آنها ممکن نيست زيرا هرکس تعريف‌های خود را دارد.

بیشتر بخوانید ...

بخشودن و فراموش نکردن

  ما نمی‌توانيم بدانيم که پيام آقای گنجی در ايران تا کجا‌ها را رفته و گرفته است، ولی در بيرون دست‌کم در يک حزب سياسی، در حزب مشروطه ايران، آن نخستين پيشنهاد سال‌های پيش به بحثی پرحرارت که از بار الکتريکی به انفجار می‌رسيد دامن زد و سرانجام به افزودن بندی در منشور حزب انجاميد: پذيرفتن دادگاه‌های بی کيفر برای سران و عاملان جنايات رژيم اسلامی؛ اعلام بخشودگی آن‌ها یک‌بار و بس و پس گرفتن آنچه از تاراج دارائی ملی بتوان يافت. آن‌ها که خواب انتقام می‌بينند هيچ از خود پرسيده‌اند که تاريخ ما را تا کی می‌بايد با خون نوشت؟

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون