1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: پنج شنبه 03 سبتامبر 2015. برابر با پنج شنبه, 12 شهریور 1394

نوشته‌ها‏

عراق باید چشم‌ها را بگشاید

  دین به‌محض آنکه راهی به سیاست پیدا کند به اندیشه قدرت می‌افتد و قدرتی که یک سرش را به خداوند و در کشور شیعه به امام زمان پیوند دهند تا پایانش می‌رود. نمونه‌اش عراق است. شیعیان و آیت‌الله‌شان اگر ایستادگی کردان و جنبش زنان و دیگر عناصر عرفی گرا و زور امریکایان و خطر فرورفتن بیشتر عراق در آتش جنگ داخلی نمی‌بود جمهوری اسلامی خویش را برقرار می‌داشتند؛ و هرچند می‌گویند تکرار جمهوری اسلامی ایران را نمی‌خواهند گام در همان راه می‌گذاشتند که سرنوشت هر حکومتی است که به چنگال آخوند و عوام‌فریب و متعصب مذهبی گرفتار شود. آن‌ها که هنوز در ایران به دنبال بهره‌گیری از مذهب و آیت‌الله‌های خوب برای رهایی از آیت‌الله‌های بد هستند می‌توانند درس دیگری از عراق بگیرند. آن‌ها نیز که به یک قیاس ساده از احزاب دمکرات اسلامی دفاع می‌کنند و راه ورود به سیاست و سپس قدرت و قانون گزاری را بر اسلامیان می‌گشایند بهتر است جامعه‌ای مانند ایران را با آلمان و ایتالیا مقایسه نکنند. ما به چفت‌وبست‌های استوار‌تری برای دمکراسی خود نیاز داریم و در آلمان احزاب نژادپرست غیرقانونی هستند.

بیشتر بخوانید ...

جهان (مبارزه) ما در درون است

  اصلاح‌طلبی بی‌بنیاد و نمايشی، انحراف اصلی هر پيکار آزادی‌خواهانه است. اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی به‌ویژه دستخوش انحراف‌اند. طبيعت درنده رژيم اسلامی که می‌تواند هر ناروائی را در ردای تقدس مذهبی بپيچد؛ نوع آدم‌هایی که قدرت را در دست دارند و تا سرحد مرگ، مرگ ديگران، آن را نگه می‌دارند؛ فلسفه سياسی اسلام، به‌ویژه اسلام شيعی که به امام غايب و حسين مظلوم، بسته و از هنجارهای دمکراسی ليبرال بيرون است؛ و درآمد روزافزون نفت که اگر مسائل را نگشايد مشکلات فوری را برطرف می‌کند برضد اصلاحات دمکراتيک‌اند. تصادفی نيست که اصلاح‌طلبان «ايران برای همه خودی‌ها»ی دوم خردادی يا "مشروط خواهان" حکومت ولایت‌فقیه، خود بزرگ‌ترين دشمنان جامعه باز و نظام سياسی بريده از مذهب هستند.

بیشتر بخوانید ...

دگردیسی نظامی جمهوری اسلامی

  اما این‌همه در صورتی است که «فلک بگذارد که قراری گیرند.» در جمهوری اسلامی و در ایران به‌طورکلی از درازمدت سخن نمی‌توان گفت. ابر‌های تیره در همه سوی آسمان جمع می‌شوند. گروه تازه حکومتگر با اطمینان مطلقی که از ندانستن می‌آید، محدودیت‌هایش را کمتر از همه می‌شناسد و آن محدودیت‌ها می‌تواند کشنده باشد. رژیم اسلامی برای رهانیدن خود از گلزاری که در آن فروتر می‌رود به آخرین چاره دست‌زده است؛ به امام زمان متوسل شده است، چنانکه آخوندها می‌گویند و مردمی که گویا چاه جمکران را از پول انباشته‌اند می‌توانند شهادت دهند که جنین توسل‌هایی چه فرجامی خواهد داشت. رژیم‌های به خطر افتاده یا خود را دگرگون می‌کنند یا بیشتر، به اصل برمی‌گردند؛ اما اصل اگر درست می‌بود کار به چنین جا‌ها نمی‌کشید.

بیشتر بخوانید ...

مشروط و «مشروطه»

  ما در عصر آشفتگی مفاهيم و اصطلاحات زندگی می‌کنيم. ناهنجاری عمومی زندگی در جامعه‌ای زير فرمانروائی چنين گروهی به همه‌جا سرايت کرده است. همه‌چیز ممکن است و هیچ‌چیز مسلم نيست. در اين آشفته‌بازار هر کس هر چه می‌تواند می‌کند. استانداردها چنان پائين افتاده است (هنگامی‌که خامنه‌ای کسی را سجده کنند و رفسنجانی کسی را مدافع دمکراسی و حقوق بشر بنامند ديگر از چه استانداردی می‌توان سخن گفت؟) که هيچ درجه ناآگاهی و غرض‌ورزی خم به ابروی کسان نمی‌آورد. اصطلاحات سياسی، ازجمله به دليل سودمندی‌شان، يکی از آسان‌ترين قربانيان اين آشفته‌بازار هستند: حاکميت sovereignty بجای حکومت تا آنجا که از حاکميت راست سخن به ميان آمد؛ ملت با بار تاريخی سنگين آن بجای قوم که بزرگ‌ترين اشتراکش زبان است و اگر صرفاً به پيروی مد نباشد، به‌عنوان مقدمه تجزيه مفهوم ايران تا زمان تجزيه فيزيکی‌اش برسد بکار می‌رود؛ حاکميت ملی (استقلال) بجای حاکميت مردم (دمکراسی) که غلط مشهوری است ولی شناسنامه يک گرايش سياسی شده است؛ و اکنون «مشروط» بجای مشروطه که تازه‌ترين قربانی ناآگاهی است که تا غرض‌ورزی بالابرده شده است. اين مورد آخری به‌ویژه در آستانه صدمين سال انقلاب مشروطه نياز به اندکی شکافتن دارد.

بیشتر بخوانید ...

گناه اصلی تحریم

  شکست، چنانکه گفته‌اند، یتیم است ولی متهمان بسیار دارد و پدران اصلی معمولاً کمتر از دیگران سرزنش می‌شوند. پس از دور اول انتخابات که نخستین نامزد اصلاحگران به‌جایی نرسید و پس از دور دوم که رهاننده آنان بار دیگر با روسیاهی سزاوارش از میدان انتخاباتی بیرون رفت اکنون سازشکاران بیرون و درون، زبان ملامت بر تحریم کنندگان انتخابات گشوده‌اند که مسئول شکست اصلاحات و روی کار آمدن کسی هستند که نماینده راستین نسل دوم انقلاب شکوهمند خودشان است، همان انقلاب «بهمن» که هنوز تنها دستاورد و مایه خشنودی و سربلندی بسا زندگی‌های تباه است. در انتخابات ریاست جمهوری آنچه روی داد دنباله روندی بود که از انتخابات انجمن‌های شهر آغاز شد و در انتخابات مجلس به هزیمت اصلاحگران انجامید. توده رأی دهنگانی که دوم خرداد را بلندآوازه کرده بودند و مجلس را برای اصلاحگران برده بودند و باز با بی‌میلی و «امیدواری بر ضد امید» به یک رهبر سست‌عنصر و سرسپرده ولایت‌فقیه به‌عنوان پرچم‌دار اصلاحات رأی داده بودند از فرایند انتخاباتی بیرون رفتند و میدان را به جناح دیگر حکومت سپردند که اگر اصلاحگر نیست دست‌کم ادعایش را نمی‌کند. شکست دوگانه اصلاحگران در این انتخابات، نخست معین و سپس رفسنجانی، تفاوتی با آن دو بار ندارد و گناهش به گردن کسانی است که اصلاحات را نیز مانند آزادیخواهی از معنایش تهی کرده‌اند.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما