1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: جمعه 01 ژانویه 2016. برابر با جمعه, 11 دی 1394

نوشته‌ها‏

مرحله تازه جنبش رفراندم

  حتی سیاست‌بازی و پويش قدرت نيز که دست از گريبان عموم سازمان‌های سياسی برنمی‌دارد با وفاداری به اعلاميه جهانی حقوق بشر سازگار‌تر خواهد بود. مصلحت‌اندیشی صرف نيز به سود تغيير گفتمان کار می‌کند. همين بس که کسان از پيله دوستان و همفکران به درآیند و جهان تازه‌ای را که بر ويرانه‌های گذشته، گذشته همگان، و با همان مصالح ساخته می‌شود ببينند. اماواگرها و ترفند‌های لفظی، ديگر بکار نمی‌آيد. بايد پا به اين جهان تازه گذاشت با هر کوله‌باری که از گذشته بخواهند با خود بکشند.

بیشتر بخوانید ...

بازماندگی و واماندگی

  زمان خوشبختی و دشمن بزرگ آدمی است. خوشبختی است اگر بتواند با آن پيش آيد؛ دشمن است اگر بگذارد از او درگذرد. کسی که بازمان پيش می‌آيد به‌گونه‌ای از نو زاده می‌شود، سال‌های زندگی‌اش هرچند باشد. آنکه زمان از او درمی‌گذرد بی‌ربط irrelevant می‌شود که گونه‌ای درگذشتن است ــ تا آنجا که به حضور مؤثر ارتباط دارد. بدترين حالت آن است که زمان، هم به معنی لفظی و هم استعاری بگذرد، چنانکه برای يک نسل کامل سیاسی‌کاران ايرانی ــ با استثناهای فراوان ــ پیش‌آمده است.

بیشتر بخوانید ...

خرافات، سراسر بجای مذهب

  دين به دو نياز آدميان پاسخ می‌گويد: اخلاقيات که پايه اصلی است و معجزه که انسان پرورش نيافته بی آن نمی‌تواند جهان را بفهمد. منظور از اخلاقيات نه هر نظام رفتاری، مانند آخوندهای ايرانی است که ناپسندی جز در امور «ناموسی» آن‌هم نه برای خودشان، نمی‌شناسند، بلکه ethics است به معنی ارزش‌های تغییرناپذیر که انسانيت را به فضيلت اجتماعی برساند. منظور از معجزه توضيح دادن پرسش‌هایی است که در وهم نمی‌گنجند تا هنگامی‌که علم پاسخشان را بيابد. همه دين‌ها بر اين دو ساخته می‌شوند. حتی دین‌هایی که پیامشان سراسر اخلاقی است مانند آئين‌های زرتشتی، بودائی و بهایی، يا در دست توده‌های عوام به رهبری پايگان مذهبی به معجزه آراسته (گاه آلوده) شده‌اند يا، با گردن نهادن به نياز روحی توده عوام، نسب نامه خود را به پيشگوئی‌ها و معجزات می‌رسانند. در اين ميان مذاهبی هستند مانند هندوئيسم و شیعی گری که تعادل ميان اخلاق و معجزه را پاک به سود دومی بر هم زده‌اند و بيشتر در قلمرو ميتولوژی و فولکلور قرار می‌گيرند.

بیشتر بخوانید ...

اندکی دليری بايد

  ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنيم که همه‌چیز ممکن است، به‌شرط آنکه در راستای بد‌تری باشد. ديگر می‌توان هر سخنی را هراندازه جنایت‌کارانه باشد (و به قول تاليران «بد‌تر از جنايت، اشتباه») گفت و هر سياستی را هراندازه اشتباه باشد (در اين مورد بد‌تر از اشتباه، جنايت) در پيش گرفت. می‌توان در تعريف ناشايستگی بازهم پایین‌تر رفت و بالا‌ترين سمت‌های اجرائی را به ناآگاه‌ترین اوباش سپرد. می‌توان کار کشور را به استخاره و سر کتاب وا‌نهاد و پول مردم را در فرهنگ امامزاده ريخت. می‌توان مداحان را مهم‌ترين شخصيت‌های فرهنگی کرد. حتی می‌توان تا آنجا رفت که وظيفه هیئت‌وزیران را فراهم کردن شرايط ظهور قرارداد و خود را حکومت منتظر ناميد؛ می‌توان ايران را با سه هزار سالی افتخارات تاريخی، کشور امام زمان شمرد.

بیشتر بخوانید ...

«خط قرمز» مبارزه

  با فرازآمدن دوران «عمل‌گرائی» بسازوبفروشی و به‌ویژه دوران اصلاحات دوم خردادی، تکیه «مبارزه» بر مسئله همکاری با رژیم افتاد. بحث بر سر پادشاهی همچنان با قوت دنبال شد و سیل مرکبی که در سیاه نمائی یک دوره تاریخ ایران بر کاغذ‌ها روان می‌کردند بند نیامد. برعکس جنگیدن با پادشاهی توجیه تازه‌ای برای سیاست نزدیک شدن به دوستان «روز‌های قدسی ایثار» شد. (عبارتی که یکی از چپ‌گرایان در لحظات شاعرانه‌ترش در «شرح درد اشتیاق» بکار برده است.) آرزوی کنار آمدن با صاحبان اصلی انقلاب و تجدید «بهار آزادی» و ماه‌های دراز فرونشاندن تشنگی خون که در ١٨ شهریور به پایان اجتناب‌ناپذیرش رسید، فضای سینه انقلابیان «بهمن» را پر کرد. کشمکش این بار بر سر اصلاح‌پذیری رژیم بود؛ در عمل به معنی ادامه مبارزه یا سازش‌کاری.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون