1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: دوشنبه 25 می 2015. برابر با دوشنبه, 04 خرداد 1394

نوشته‌ها‏

موانع دمکراسی و تفاهم ملی در ايران

  برای آنکه دمکراسی در ايران برقرار شود و پايدار بماند می‌بايد جايگزينان جمهوری اسلامی در همين مرحله مبارزه از خود تعهد به دمکراسی نشان دهند. تنها با يک مبارزه دمکراتيک می‌توان به دمکراسی رسيد. اگر نيروهای جايگزين جمهوری اسلامی از پرورش و تعهد دمکراسی بی‌بهره باشند انتظار يک جايگزين دمکراتيک برای رژيم نمی‌توان داشت. ما از خود ايران آگاهی کاملی نداريم و اميدواريم مخالفان بی‌شمار رژيم بر سر دمکراسی مشکلی نداشته باشند، ولی در بيرون ايران گروه‌های مخالف، بازماندگان نسل انقلاب، بيشتر قبايل سياسی هستند با همان بستگی‌ها و تعصبات قبيله‌ای و ناتوانی از رسيدن به همرائی، به‌اندازه‌ای که بسياری را می‌توان يافت که ادامه وضع موجود را بر هر جايگزينی که مطابق ميلشان نباشد ترجيح می‌دهند. در ميان جمهوری‌خواهان به‌ویژه کسانی يافت می‌شوند که نشستن در کمیته‌هایی برای پيشبرد انتخابات آزاد مجلس مؤسسان و همه‌پرسی برای قانون اساسی دمکراسی ليبرال پس از جمهوری اسلامی را نيز در کنار مشروطه خواهان نمی‌يارند. اين دمکرات‌های مترقی و آینده‌نگر ظاهراً اگر بتوانند، رستوران‌ها و اتوبوس‌ها را نيز مانند متحدان اسلامی پيشين‌شان جداسازی خواهند کرد. ترقی‌خواهی و آینده‌نگری آنان انسان را به ياد تجددخواهی ناصرالدین‌شاهی می‌اندازد.

بیشتر بخوانید ...

نياز حياتی به مردگان

  ما پانصد سالی سياست را در کفن کربلایی پيچيده‌ايم و آنگاه نيز که صدسالی پيش به مدرن کردن جامعه دست زديم کفن را نو کرديم و شهيد سياسی از شهادت کربلایی بدر آورديم. اکنون غوطه زنان در پارگين سياست کربلایی، در بزرگ‌ترین بحرانی که نسل کنونی به ياد دارد، اندکی بت‌شکنی و خلاف سياست، زيانی ندارد و مسلماً کار را بد‌تر از اينجا که باهم رسانده‌ايم نمی‌کند. ديگر می‌توان نه‌تنها دژخيم، خشونت را نيز محکوم کرد که از خود او قربانی‌ای ساخته است؛ و بر شهيد سوگوار شد ولی او را صرفاً به آن دليل بزرگ نداشت چراکه او نه‌تنها قربانی دژخيم، قربانی خشونت خود نيز بوده است. کيش خشونت بد است زيرا تفاوت اصلی دژخيم و قربانی را از ميان می‌برد و آن را موضوع ارزشداوری می‌کند: کدام طرف «حقانيت» داشته است؟ اما هر کس حق را به‌جانب خود می‌داند و نمی‌تواند دريابد که حق‌به‌جانبی بس نيست. آن بمب انسانی که خود را در نانوائی يا مسجد بغداد همراه گروهی ديگر می‌کشد به‌اندازه هر شهيد ديگری برای همگنانش مقدس است.

بیشتر بخوانید ...

تکان تازه به فراخوان ملی

  بیانیه ۵۶۵ نفری باآنکه از سوی جمهوری‌خواهان رادیکال همچون سلاحی برضد فراخوان بکار می‌رود تحول مثبتی است. از سوئی همان پیام فراخوان را در جامه‌ای که برای عناصری در درون ایران تناسب بیشتری دارد می‌پوشاند و از سوی دیگر ریزش ملی مذهبیان و پیوستنشان به گرایش عرفی گرا را آسان می‌کند، روندی که هم‌اکنون در بیانیه می‌بینیم. پیام بیانیه سرمایه‌ای برای پیکار مدنی مردم ایران خواهد بود و نباید اجازه داد میان هواداران فراخوان و بیانیه شکافی بیفتد. این‌گونه که پیش می‌رود بیانیه پیشرفت خود را کرده است و میدان اصلی همچنان در دست فراخوان خواهد بود. پیام فراگیر‌تر و کامل‌تر فراخوان همچنان تنها چاره عملی برای مرحله انتقال حاکمیت از رژیم اسلامی و تنها شعار متحد کننده همه گرایش‌ها و گروه‌ها خواهد ماند.

بیشتر بخوانید ...

سوگواری و هیستری

  آخوند‌ها از عزاداری، از عادت مردمان به عنان‌گسیختگی هیستریک احساسات، حتی اگر آلوده تظاهر باشد نان خورده‌اند و به قدرت رسیده‌اند. می‌باید این وسیله را از دستشان گرفت ــ آنچه جوانان تهرانی آغاز کرده‌اند با عاشورا بکنند. در فرهنگ‌های دیگر نیز کسانی هستند که مرگشان صد‌ها میلیون تن را به کلیسا‌ها و میدان‌های شهر‌ها می‌کشاند. اگر شیعیان کربلا دارند عیسی و صلیب او در مسیحیت سهم محوری‌تری دارد. موضوع آن است که مسیحیت توانسته است هیستری را کنار بگذارد و آخوند بازی به هیستری زنده است. شریعتی می‌گفت «بی حسین شراب و نماز یکی است.» چنان «معلم»ی سزاوار شاگردانش باد.

بیشتر بخوانید ...

نسیمی که تندباد دگرگونی است

  هستند کسانی که به‌درستی می‌گویند جمهوری اسلامی هیچ‌یک از رژیم‌هایی که با نافرمانی مدنی سرنگون شدند نیست و با سرکوبگری بی‌رحمانه، هر جنبش مدنی را در خون و زندان خفه خواهد کرد. چنین احتمالی بسیار قوی است و به فرا آمد مبارزه‌ای که درگیر شده است نمی‌توان بیش‌ازاندازه خوش‌بین بود. همه‌چیز بستگی به نیرومندی جنبش مدنی، فشاری که از همه سو بر رژیم وارد می‌شود و تا حدودی، کمکی که ایرانیان آزاد می‌توانند به آزادی میهن خود بکنند بستگی می‌یابد. عمده آن است که از آشفتگی سرگردانی‌های بیست‌وچند ساله راهکار درستی، تنها راهکاری که هم عملی است، هم کمترین خطر را برای کشور بلازده ما خواهد داشت، پیداشده است؛ زمینه‌ای برای همفکری، گاه همکاری کسان و گروه‌هایی که درواقع مشکل اصولی باهم ندارند فراهم است؛ و مهم‌تر از همه مردم در ایران، به رهبری روشنفکرانی که دیگر به‌خوبی می‌دانند چه می‌خواهند، ابتکار پیکاری را که اساساً پیکار آن‌هاست در دست دارند. بسیاری از پرسش‌هایی که مانند چکش بر هر سر که سودای کشور را داشت می‌خورد، پاسخ خود را یافته است.

بیشتر بخوانید ...

کتابهای دکتر داريوش همايون

 

 

 

 

 

 

 

حمایت شما از ما