17 C
تهران
شنبه, اردیبهشت ۱۸, ۱۴۰۰
شایان آریا

آموزش فرهنگ نفرت و شهادت؛ هشداری در باره کتابهای درسی گفتگوی تلاش با شایان آریا

بهترین میزان برای درک نیات درونی یک نظام مخصوصا یک نظام بسته و غیردموکرات در خاورمیانه سیستم آموزشی این نظامهاست. تحقیق و بررسی نظامهای آموزش دریچه ای است که از درون آن میتوان به اهداف و نیات یک نظام حکومتی پی برد و آئینه ای است که نیات درونی یک نظام و تصویر و تصوری که یک نظام از خودش دارد و رسالتی را که برای خودش قائل است را به روشنی نشان میدهد.

تلاش ـ اخیراً در مورد محتوای کتابهای درسی و سیاستی که رژیم اسلامی درآموزش کودکان و نوجوانان کشورمان در پیش گرفته است، هشدارهای بسیاری شنیده می شود و ما از طریق شما اطلاع حاصل کردیم که یک مؤسسه آمریکائی(CENTER FOR MONITORING THE IMPACT OF PEACE – C.M.I.P.) کتابهای درسی و برنامه آموزشی در ایران را مورد تحقیق و بررسی قرار داده و گزارش جامعی در این زمینه منتشر ساخته است. ابتدا برای آگاهی خوانندگان ما در معرفی این مؤسسه و فعالیت های آن توضیحاتی بفرمائید. آیا پژوهش های این مؤسسه تا کنون مختص به ایران بوده است یا کشورهای دیگر را نیز در بر می گیرد؟ تهیه و انتشار گزارش مربوط به ایران چه زمانی صورت گرفته است؟

شایان آریا ـ در ابتدا لازم است که از شما و استقبالی که از این موضوع فرمودید سپاسگزاری کنم هر چند از مسئولان مجله تلاش انتظاری جز این هم نمی رفت. و اما مسائلی که مطرح فرمودید. تذکر یک نکته لازم است و آن اینکه این موسسه آمریکائی به آن معنی نیست. موسسهای است که در آمریکا، اسرائیل و در بعضی از شهرهای اروپا مانند پاریس و بروکسل و دفاتری دارد. این موسسه در سال ۱۹۹۸ به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی توسط دکتریوحنا منور (رئیس فعلی این موسسه) و چند تن دیگر به منظور بسط و گسترش فرهنگ پذیرش و احترام به «غیر خود» به منظور رسیدن به صلح و تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز و رفع اختلافات بدون درگیری و خشونت بین مردمان کشورهای گوناگون مخصوصا خاورمیانه تشکیل شد. به همین منظور این موسسه کتابهای درسی کشورهای گوناگون مخصوصا در خاورمیانه را مورد بررسی قرار میدهد تا ببیند در سیستمهای آموزشی به کودکان و نسلها آینده چگونه روحیه ای آموزش داده میشود و آیا این اموزشها با استانداردهای بین المللی همسوئی دارد یا نه؟ چرا که به اعتقاد آن موسسه، از نسلهای آینده نمیتوان انتظار صلح و دوستی و همزستی مسالمت آمیز داشت تا زمانی که به آنان در مدارس و در دوران کودکی جنگ و کینه و نفرت آموزش داده می شود.
تحققات این موسسه مختص به ایران نبوده و نیست. اتفاقا ایران آخرین کشوری است که در باره آن تحقیقاتی انجام داده اند. قبل از ایران کتب درسی در اسرائیل و حکومت خودگردان فلسطین و سوریه و عربستان سعودی و مصر را مورد بررسی قرار داده و گزارشهائی در باره این کشورها منتشر کرده اند که متن آنها را در سایت این موسسه میتوانید مطالعه کنید.
تحقیقات این موسسه در رابطه با ایران در اواخر سال ۲۰۰۶به پایان رسید و از اوایل سال ۲۰۰۷ اقدام به ارائه گزارش این تحقیقات به مقامات اروپائی و آمریکائی گردید.

تلاش ـ چرا و از چه زاویه ای این مؤسسه توجه خود را روی کتابهای آموزشی متمرکز نموده است؟ آیا وجه مشترکی میان کتابهای درسی و برنامه های آموزشی کشورهای مورد بررسی وجود دارد؟

شایان آریا ـ همانطور که عرض کردم اعتقاد این موسسه بر این است که سیاستمداران می توانند همواره از صلح و دوستی و همزستی مسالمت آمیز در مصاحبه ها و سخنرانیهای خود با مقامات خارجی در کشورهای دیگر و در سطوح بین المللی صحبت کنند. ولی تا زمانی که به فرزندان و نسلهای آینده خود چیزی جز کینه و نفرت و جنگ نمی آموزند صلح دست نیافتنی خواهد ماند. به فرض هم که قرارداد و تعهدنامه ای امضا شود پایدار نخواهند ماند و دیر یا زود توسط نسلهای آینده زیر پا گذاشته خواهند شد.
به اعتقاد این موسسه بهترین میزان برای درک نیات درونی یک نظام مخصوصا یک نظام بسته و غیردموکرات در خاورمیانه سیستم آموزشی این نظامهاست. تحقیق و بررسی نظامهای آموزش دریچه ای است که از درون آن میتوان به اهداف و نیات یک نظام حکومتی پی برد و آئینه ای است که نیات درونی یک نظام و تصویر و تصوری که یک نظام از خودش دارد و رسالتی را که برای خودش قائل است را به روشنی نشان میدهد. از این رو توجه این موسسه بر روی کتابهای درسی و آموزشی در کشورهای گوناگون است.

تلاش ـ در جمعبندی و نتیجه گیری که از بررسی کتب درسی و برنامه آموزشی ایران شده است بر دو زمینه اصلی تکیه می شود؛ یک در زمینه تربیت کودکان و نوجوانان در رفتار و برخورد به «دیگران» دوم درک و نوع برخورد آنان به امر صلح. ابتدا بفرمائید مطابق آنچه که در کتابهای درسی آمده است، از «دیگران» چه کسانی مورد نظر هستند و چه تصویری از آنها به نسل های آینده ما ارائه می گردد؟

شایان آریا ـ دیگران به طور کلی کسانی هستند که با آنچه نظام جمهوری اسلامی خودی تصور می کند متفاوتند. حال این دیگران می توانند مسلمانانی باشند که به لحاظ سیاسی با اهداف و رسالت نظام بیگانه و مخالفند و یا غیر مسلمانانی باشند که از لحاظ مذهبی با اسلام بیگانه اند و یا کسانی که هر دو این شرایط را توامان دارا هستند، مانند کشورهای خارجی که نه مسلمانند و نه از لحاظ سیاسی با نظام همخوانی دارند.
طرز برخورد کتابها به گونه ای است که اصولا غیر خودی را دشمن تصور می کند. هرچند شدت و ضعف برخورد با گروه های گوناگون متفاوت است. برخی را مثل غیر مسلمانان گمراه و از صراط مستقیم منحرف معرفی می کنند و بعضی مانند بهائیان را اصولا توطئه ای از سوی قدرتهای استعماری برای ایجاد تفرقه بین مسلمین معرفی میکنند.
آنچه جالب است این که جمهوری اسلامی خود را بعد از حکومت ده ساله پیغمبر اسلام درمدینه درصدر اسلام و حکومت کوتاه مدت حضرت علی تنها حکومت اسلامی قلمداد می کند که با اراده خداوند و با انقلاب اسلامی روی کار آمده و به همین خاطر هم برای خود یک رسالت جهانی قائل است که اسلام را آنطور که بوده و باید باشد در سطح جهان بسط و گسترش دهد. به همین خاطر هم مخالفان خود یعنی همان غیر خودی ها را نه تنها مخالف خود که مخالفان اسلام به کودکان معرفی می کند. و چون این مخالفان تنها مخالفان سیاسی حکومت نیستند بلکه مخالفان اسلام اند مبارزه با آنان و جنگیدن با آنان و تلاش برای نابودی و شکست آنان امری واجب (واجب شرعی) به کودکان قبولانده می شود. در همین راستا کشورهای جهان غرب و در صدر آنان آمریکا و اسرائیل را دشمنانی معرفی می کند که مبارزه با آنان و نابودی آنها یک وظیفه ملی مذهبی است. آن را به کودکان وظیفه ای معرفی میکند که از جانب خداوند به آنان داده شده.
به هر حال تصویری که از غیر خودی به کودکان ارائه می شود تصویر درستی نیست. از این طریق ذهنیتی به کودکان ارائه داده می شود که در بهترین صورت می توان آن را به یک نگاه تحقیر آمیز(آنچه که در مورد ادیان دیگر به غیر از بهائیان صورت می گیرد) توصیف کرد و در بدترین صورت می توان گفت که نگاهی است سراسر کینه و نفرت و انتقام جوئی. نگاهی است که کودکان را تشویق به جنگ و شکست و نابودی آنان می کند.

تلاش ـ براساس آنچه که فرمودید و برمبنای تصویری که از آمریکا، اسرائیل و اصولاً غرب به کودکان ما تلقین می شود، انتظار چه نوع تفکر و رفتاری در قبال «دیگران» از نسل های پرورش یافته بر پایه این برنامه آموزشی می رود؟

شایان آریا ـ یک تصویر غیر واقعی و وهم انگیز و سراسر ترس و وحشت و مالامال از کینه و نفرت. تصویری که در آن همه آنان که خودی نیستند و «دیگران» به حساب می آیند دشمن به حساب می آیند. آنهم نه دشمنی که بشود با آنان اختلافات را حل کرد. بلکه دشمنی که در پی نابودی «ما» هستند و تا نابودی «ما» از پای نخواهند نشست و برای بقای «ما» هیچ چاره ای جز نابودی آنان وجود ندارد و این یک جنگ و درگیری است که حیات و ممات و دنیا و آخرت و همه چیز «ما» به آن بستگی دارد. این «دیگران» یا در پی نابودی منابع مالی و زندگی دنیوی «ما» هستند یا در پی نابودی اعتقادات و دین و فرهنگ و ارزشهای «ما» و در هر دو حال پیروزی آنان چیزی جز مرگ و نابودی «ما» یا در این دنیا و یا در آخرت نیست. خوب با چنین ذهنیتی همزیستی مسالمت آمیز و رفع اختلافات با «دیگران» مشکل میشود.

تلاش ـ در نوع نگرش و تفکری که در این کتابها ارائه می شود ـ و در این گزارش نیز بدان استناد و برآن تکیه شده است ـ گفته های آیت الله خمینی رهبر انقلاب و بنیانگزار حکومت اسلامی نقش اساسی دارد. در نقل قولهایی که از وی در کتابهای مختلف و در سطوح گوناگون بویژه در کلاسهای بالاتر دبیرستانی آمده اند، به کرات و به طور دائم بر مسئله تحت ستم و سرکوب بودن «ما»، مورد چپاول و غارت قرار گرفتمان از سوی کشورهای قدرتمند شرق و غرب، تکیه شده است. در این گزارش گفته می شود که تنها ایرانیها مورد خطاب نیستند و آیت الله خمینی بنام اسلام و کل کشورهای اسلامی سخن می گوید. از نظر پژوهشگران این گزارش، برقراری پیوند میان سرنوشت ایرانیان و همه مسلمانان از سوی رهبر جمهوری اسلامی و پیروان وی به چه انگیزه ای صورت می گیرد؟

شایان آریا ـ به نظر من این مسئله از چند جهت صورت می گیرد. اولین انگیزه و اصلی ترین آن مشروعیت بخشیدن به نظام است. همانطور که قبلا هم اشاره کردم این نظام خود را جانشین حکومت پیغمبر اسلام معرفی میکند و می خواهد این ذهنیت را در کودکان و نوجوانان بوجود آورد که برای اولین بار بعد از حکومت پیامبر اسلام حکومتی اسلامی شکل گرفته و مسئولیت بسط و گسترش احکام اسلام در جهان از جانب خداوند بر عهده این نظام گذاشته شده. مثلا برای نمونه یک مورد که در کتاب فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی سال هفتم آمده جالب است:
«اینک وظیفه ماست که برای تداوم انقلاب اسلامی با تمام قدرت قیام خویش را علیه مستکبران ادامه دهیم و تا تحقق همه ی احکام اسلام و گسترش پیام رهائی بخش «لا اله الا الله» در تمام جهان از پا ننشینیم.»
به خوبی میشود دید که در نمونه هائی از این قبیل سه هدف دنبال می شود اول اینکه چهره ای زشت از دشمنان به کودکان و نوجوانان ارائه شود و به آنان تلقین شود که هر که با نظام مخالف است مستکبر است و در نتیجه جنگ و درگیری با آنان وظیفه ای طبیعی و انسانی است! در درجه دوم سعی می شود رسالتی الهی و جهانی را برای نظام درذهن کودکان و نوجوانان بوجود بیاورند. بدون چنین ذهنیتی نمی توانند از جوانان بخواهند تا خود را در راه این نظام فدا کنند. اگر هدف فقط ایران باشد خوب دیر یا زود با افزایش مشکلات ایران جوانان از خود سوال خواهند کرد که چرا فداکاری هایشان اوضاع را بدتر کرده؟ با جهانی کردن اهداف انقلاب اسلامی نظام می تواند همه سختی ها و مشکلات را و مسائلی را که جوانان و جامعه ایران با آن روبروست را توجیه کند وبا یادآوری اینکه هدف جهانی و والا تر از مرز و بوم ایران است از آنان بخواهند که همه مشکلات را تحمل کنند چرا که هیچ کار با ارزشی بدون فداکاری و تحمل مشکلات میسر نیست. در همین زمینه هم جالب است که می بینید در این نمونه و نمونه های دیگر هیچگونه زمانبندی برای این پیروزی وجود ندارد. این تلاش و کوشش و این درگیری با مستکبران تا پیروزی کامل در آینده ای نامعلوم باید ادامه داشته باشد.

تلاش ـ صرف نظر از اینکه شهادت و شهادت طلبی از بنیان های فکری دنیا ستیز حکومت اسلامی است، اما تبلیغ و پرورش این روحیه در کتابهای درسی و در میان جوانان ایرانی، در پی چه اهدافی صورت می گیرد؟

شایان آریا ـ هدف نظام از این کار مشخص است. اینها می خواهند نسلی را پرورش دهند که به راحتی بتوانند از این نسل در درجه اول برای بقای نظام و حکومتشان و در درجه دوم برای پیشبرد اهداف ایئولوژیک خود استفاده کنند. نسلی که مغزشوئی شده باشد و حاضر به خودکشی دسته جمعی باشد، نسلی است که کورکورانه رهبران خود را دنبال می کند و از آنها بازخواست نخواهد کرد و اهدافش را زیر سئوال نخواهد برد. رهبران این نظام هم خواهند توانست به راحتی هر طور که خواستند از آنها استفاده ابزاری کنند. این نظام نظامی است تمامییت خواه که می خواهد بر مردمی حکومت کند که مانند عروسکهای کوکی باشند و هر طور که آنها می خواهند بتوانند از آنها استفاده کنند.

تلاش ــ به نظر شما چنین گزارش یا گزارشهای مشابهی در افکار عمومی کشورها و ملتهائی که در مضمون کتابهای درسی ایران در قلمرو «دیگران» قرار می گیرند، چه بازتابی می یابد ؟ به عبارت دیگر تصویری که آنها از مردم ایران و نسل جوانمان در ذهن خود می پرورانند چگونه خواهد بود؟

شایان آریا ـ این سوال شما را از چند جهت می توان مورد توجه قرار داد. در رابطه با نگاه به نظام ایران حتما بازتاب خوبی نداشته ونخواهد داشت و نوع نگاه به جمهوری اسلامی را در این کشورها تغییرمی دهد. ببینید در کشورهای آزاد و دموکرات بر حقوق اقلیت ها و نحوه نگاه اکثریت به آنان حساس هستند چرا که تجربیات تلخی در این زمینه ها پشت سر گذاشته اند و به هیچ عنوان مایل نیستند ببینند که «دیگران» هرکه می خواهند باشند مورد بی مهری های سیستماتیک مخصوصا از جانب حکومتها قرار گیرند و به قول معروف «دیمونایز» شوند.
از طرفی هم البته ممکن است در برخی مجامع نوع نگاه به مردم ایران را تغییر دهد و به ایرانیان به چشم مشتی موجودات فناتیک و خطرناک نگاه شود. اینجاست که وظیفه ما ایرانیان ایجاب می کند که به جهانیان نشان دهیم و بفهمانیم که اولا ما با این نظام نیستیم و با اهدافش کاری نداریم و نوع نگاه ما متفاوت است و دوم اینکه با تلاش برای آگاهی رساندن به مجامع بین المللی به دیگران بفهمانیم که ما هم به اندازه آنان و بیشتر از آنان از اقدامات و تلاشهای نظام جمهوری اسلامی در رابطه با مغزشوئی کودکانمان نگرانیم. ما باید از جهان آزاد بخواهیم که جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد تا به تعهدات بین المللی خود در رابطه با کودکان مانند کنوانسیون حقوق کودکان که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۹۹ عضو آن است عمل کند. اگر سکوت کنیم و در این راه قدم بر نداریم خوب طبیعی است که کسانی ممکن است این سکوت ما را و این بی عملی و بی تفاوتی ما را در این زمینه حمل بر تائید و یا حمل بر همراهی ایرانیان با رژیم تلقی کنند.

تلاش ـ تغییر مضمون کتابهای درسی و آموزشی در حکومت اسلامی در سطوح مختلف از دبستان و دبیرستان گرفته تا دانشگاههای امر تازه ای نیست. انقلاب فرهنگی و اهداف آن علاوه بر قصد «پاکسازی» محیط های آموزشی از استادان، معلمان و دانشجویان و دانش آموزان، از همان ابتدا ارائه و تلقین مضامینی در چهارچوب تفکر و هدفهای انقلاب اسلامی از صدور انقلاب گرفته تا داعیه رهبری مسلمانان جهان در ستیز با جهان غرب، بوده است. این اهداف در تمام طول عمر رژیم اسلامی پی گرفته شده، حتا در دوره هائی که نظام آموزشی زیر دست وزرای دوم خردادی قرار داشت. توجه به تاریخ تجدید چاپ برخی از کتابهای درسی این واقعیت را هم به اثبات می رساند. آیا فکر نمی کنید تهیه و انتشار چنین گزارشی با تأخیر زیادی همراه بوده است؟ بدون آن که بخواهیم تردیدی در صحت تشخیص محققین این مؤسسه در باره ضدیت روح برنامه آموزشی جمهوری اسلامی با صلح و همزیستی مسالمت آمیز ملتها و کشورهای جهان داشته باشیم، اما مایلیم نظر شما و همکارانتان را در باره تصادفی یا غیر تصادفی بودن مقارن بودن زمان انتشار این گزارش با افزایش بحران اخیر بر سر تلاشهای هسته ای حکومت اسلامی و مواضع سخت دولت آمریکا در قبال آن جویا شویم.

شایان آریا ـ کاملا حق با شماست که این مسئله از همان ابتدای انقلاب اسلامی و روی کار آمدن این حکومت در جریان بوده ولی گناه تاخیر در تهیه چنین گزارش تحقیقی در درجه اول متوجه خود ما ایرانیان است. اگر کمبود و کم کاری در این زمینه بوده از جانب خود ما ایرانیان بوده و هست. همانطور که عرض کردم این موسسه تحقیقاتی صرفا برای بررسی سیستم آموزشی ایران بوجود نیامده و قبل از ایران به بررسی کتب درسی در دیگر کشورها از جمله اسرائیل و کشورهای عرب پرداخته است. اینکه انتشار این گزارش در زمانی صورت می گیرد که با مسئله اتمی ایران و رویاروئی جامعه بین المللی با برنامه های اتمی و ماجراجوئی های بین المللی جمهوری اسلامی در ایران همزمان شده کاملا تصادفی است. می توانست اینطور نشود. در درجه دوم تهیه ۱۱۵ کتاب و راهنمای معلمان و فرستادنشان به این مرکز تحقیقی و بررسی و ترجمه آنها وتهیه گزارش و غیره برای یک موسسه خارجی کارسهل و ساده ای نبوده و نیست. کاری است سترگ . شما تصور کنید که مثلا دست اندرکاران موسسه تلاش بخواهند یک تحقیق علمی ازتمامی کتب درسی در آلمان بکنند و بعد آنها را به فارسی ترجمه کنند و گزارشی تحقیقی برای ایرانیان بنویسند. کاری خواهد بود بسیار عظیم و زمان بر. حال آلمان کشوری است بازو دموکرات که به راحتی می توان به این کتابها دسترسی داشت. مسئله ایران کمی متفاوت است. به هر حال این موسسه مدتها قبل از حاد شدن مسئله اتمی ایران بر روی این کتابها کار می کرده و مدتها طول کشیده تا این گزارش تهیه شود. همزمان شدن آن با مسائل دیگر از قبیل مسئله اتمی کاملا تصادفی است.
به هر حال از دید من این وظیفه ما ایرانیان بود که چنین تحقیقی را انجام میدادیم و به جهانیان نشان میدادیم که در سیستم آموزشی کشورمان در جمهوری اسلامی چه می گذرد. چون خودمان این کار را به هزار و یک علت نکرده ایم باید خوشحال باشیم که این موسسه این کار را انجام داده و باید به هر شکل که می توانیم به آنان کمک کنیم.

تلاش ـ از نظر پژوهشگران این مؤسسه حکومت اسلامی ـ پس از سی سال پیگیری ـ تا چه میزان در برنامه و رسیدن به اهداف خود موفق بوده است؟ در این رابطه پاسخ و ارزیابی این پژوهشگران از گرایشات فزاینده و گسترده نسل جوان ایران به غرب بویژه در میان تحصیل کردگان آن چیست؟

شایان آریا ـ همه ما می دانیم که جمهوری اسلامی در مغزشوئی کودکان و نو جوانان ایران تا حد زیادی خوشبختانه شکست خورده. مسئولین این موسسه هم از این مطلب تا حد زیادی آگاه هستند واز آن ابراز خوشنودی می کنند. ولی موفقیت و یا عدم موفقیت اقدامات نظام طرف توجه این تحقیق نبوده است و آن بحث جداگانه ای می طلبد. هدف این موسسه همانطور که قبلا هم به آن اشاره کردم آن است که ببینند نظامهای آموزشی کشورهای گوناگون به نسلهای آینده چه می آموزند و چگونه دنیائی را برای آنان ترسیم می کنند وآنها را به کدام سمت و سو می برند. میزان موفقیت و یا عدم موفقیت بحثی است البته جداگانه. این تحقیق آئینه ایست که در برابر نظام جمهوری اسلامی گرفته شده و در آن شما می توانید به نیات درونی رژیم پی ببرید. نیات درونی نظام مهم است.
از طرفی ما باید این مسئله را هم مورد توجه قرار دهیم و آن اینکه در امر مغزشوئی احتیاجی به موفقیت صد درصدی نیست. شما اگر به جمعیت ایران نگاه کنید و به ترکیب سنی آن بنگرید می بینید که اکثریت آنرا جوانان زیر ۳۷ تا ۴۰ سال تشکیل می دهند. این بدان معنی است که تا به حال اکثریت جمعیت ایران از این سیستم آموزشی ایران عبور کرده اند و مورد اینگونه مغزشوئی ها قرار گرفته اند. حتی اگر یک درصد بسیار کمی هم تحت تاثیر قرار گرفته باشند در عرض این سالها جامعه و کشور ما با یک جمعیتی کم و بیش قابل توجه روبرو است که اینها به هر حال مشکل دارند و مشکل آفرین هستند. ما نباید تصور کنیم که اتفاقات ناگواری که در جامعه ما رخ می دهد از قتلهای زنجیره ای مانند اتفاقی که در کرمان افتاد تا اذیت و آزاری که جوانان و نوجوانان ایران هر روز به بهانه ها ی گوناگون از بد حجابی و بد لباسی بگیرید تا مسائل سیاسی همه در خلاء بوجود می آیند. نه به نظر من همه اینها از اثرات مستقیم و غیر مستقیم سیستم آموزشی جمهوری اسلامی است که ذهنیتی را به جوانان و نوجوانان ایران منتقل می کند که به غیر خودی و کسانی که لزوما مانند آنان فکرنمی کنند و عمل نمی کنند نه به چشم انسانهائی با عقاید و اعتقادات متفاوت بلکه به چشم دشمن بنگرند و به خودشان حق دهند که هر کار دلشان خواست با آنان بکنند. از اذیت و آزار و تحقیر بگیرید تا حذف فیزیکی این «دیگران» همه و همه مشکلاتی است که جامعه ما در طول این سالها با ان مواجه بوده. و به نظر من همه را می توان به این سیستم آموزشی ربط داد.

تلاش ـ با سپاس بی پایان از همکاری شما. ما امیدواریم بتوانیم به همت شما متن کامل این گزارش را در اختیار خوانندگانمان قرار دهیم که در اصل هشداریست به ایرانیانی که برای کشور آرزوی سربلندی، ترقی و آزادی و زندگی در صلح وهمزیستی مسالمت جویانه با همه کشورهای جهان را داشته و در این راه تلاش می کنند. بی تردید، همانگونه که اشاره داشتید، بی توجهی و سکوت امروز ما موجب خواهد شد، رژیم اسلامی جوانان و کشور و آینده مان را هر چه بیشتر از «جاده فهم و خرد بیرون برده» و این بی شک «پیامدهای سنگینی» برای ما به همراه خواهد داشت.

پست‌های مرتبط

تلاش بیهوده حجاریان

admin

گذشته‌ای که باید فراموش می‌شد ولى نشد!

admin

سى و پنجمین سالروز درگذشت اعلیحضرت فقید محمدرضا شاه پهلوى شاهنشاه آریامهر

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر