31.3 C
تهران
دوشنبه, اردیبهشت ۲۷, ۱۴۰۰
بابک قطبی

سی‌سال جمهوری‌اسلامی

در این روزها رژیم جمهوری‌اسلامی وارد سی‌مین سال تولد نا‌میمون خود می‌شود. اگرچه در تاریخ یک ملت و یک کشور کهن سال مانند ایران، سی سال عمر چندانی نیست اما، برای یک انسان، بخصوص انسان ایرانی که سی سال در اسارت به سر برده و خسته از دین، خسته از سیاست و خسته از این همه ناهنجاری است، زمان زیادی می‌باشد.
سی‌سال پیش یک ملت بطوری باور نکردنی رای به نابودی خود داد. ملتی که اگر همه آزادی‌های سیاسی را نداشت از آزادی‌های اجتماعی بسیاری برخوردار بود. چطور میشود باور نمود ملتی که در ساختن تاریخ جهان سهم بزرگی داشته، زنان و مردانش از سرنوشت‌سازان دنیا بوده‌اند، یکباره به دام یبافتند و اسیر شوند. به یکبار صد و هشتاد درجه تغییر جهت داده و خواهان چیزی شود که بطور یقیین نه آن را می‌شناخت و نه آن را می‌خواست . آیا واقعن سی‌سال پیش مملکت ما آنقدر مغشوش و دستخوش هرج و مرج و بی‌عدالتی بود که مردمش خواهان چیزی شوند که امروز دارند؟ آیا سی سال پیش مردم آن چنان جادو زده و طلسم شده بودند که نمی‌توانستند خوب را از بد تشخیص دهند و یا واقعن نمی‌شد هم دین داشت هم جامعه‌ای با حداقل رفاه؟ چیزی که امروز وجود دارد بی‌دینی و بی‌عدالتی است.
چطور می‌توان باور کرد که سی‌سال پیش همه نیروها از چپ و راست، از میانه‌رو و تند‌رو، از روشنفکر و اندیشمند، از دانشگاهی و محصل، از خانه‌دار و کارمند همه و همه بدون لحظه‌ای تامل و درنگ دست به دست هم بدهند و یک ملت و یک فرهنگ را تا نابودی بکشانند و خود در طی سی سال با آن تا پای محو شدن بروند.
به وجدان خود رجوع کنیم، آیا واقعن قبل از بیست و دوم بهمن هزار و سیصد و پنچاه و هفت حکومت آنقدر منفور بود که ملت یک چنین بلایی را بر سر خود بیاورد؟ بر سر مردم ایران کلاهی به گشادی بی‌نهایت رفت و به قول معروف ” بازی خورد ” ملت ایران بازیچه یک اقلییت سازمان یافته شد. همان‌هایی که با تمام امکانات خود کمک کردند که پایین‌ترین و مفت خورترین قشر جامعه ایران، یعنی آخوند‌ها که، همانند‌های آنها در همه جامعه‌های در حال رشد با نام و عنوان دیگری وجود داشته و دارند، سرنوشت جان و مال مردم را به دست بگیرند.
همان‌هایی که فقط پس از چند روز دستشان از قدرت بریده شد، حالا بعد از سی سال در رسانه‌های خودشان با پرویی می‌گویند” ما قصد یک چنین حکومتی را نداشتیم “،” ما سکولار بودیم ” ،” ما طرفدار کارگران بودیم ” ، ” ما می‌خواستیم امپریالیسم امریکا را شکست دهیم ” ، ” ما می‌خواستیم دست کمونیست‌ها را کوتاه کنیم ” ،” ما می‌خواستیم زنان به جایگاه اصلی خودشان برگردند ” و ما می‌خواسنیم و ما می‌خواستیم و ما می‌خواستیم …………..
کارنامه جمهوری‌اسلامی در طی این سی سال چنان سیاه است که سیاهی مرکب در برابر آن به روشنی میزند. سی‌سال حکومت وحشت و ترور، سی‌سال سرکوب یک ملت و فرهنگش ، سی‌سال شکنجه و زندان و اعدام ، سی‌سال تاراج اموال مملکت، سی سال فقر ، سی سال بی‌آبرویی جهانی و همه در لوای شعار استقلال، آزادی، جمهوری‌اسلامی.
روی سخن با آن‌هایی است که انقلاب اسلامی را انقلاب بهمن یا انقلاب مردمی یا انقلاب مصادره شده و یا ده‌ها اسم دیگر که بر آن میگذارند می‌باشد . مسؤلیت انحطاط و تکه پاره شدن احتمالی ملت و فرهنگ ایران فقط با آخوند‌ها نیست بلکه شما هم نقش خود را دارید و چه بسا پر رنگ‌تر .

پست‌های مرتبط

شرحی بر «لیبرال‌دمکراسی در گفتمان حزب مشروطۀ ایران»

admin

حزب مشروطه ایران ( لیبرال دموکرات ) در این راه است

admin

در باره داریوش همایون چه می‌توان گفت که بزرگان قلم و اندیشه تاکنون نگفته باشند.

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر