26.5 C
تهران
چهارشنبه, اردیبهشت ۲۹, ۱۴۰۰
دکتر حمید تفضلی

«دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند»

اعدام دل آرا دارابی بار دیگر بربریت در ایران اسلامی را به نمایش کشید.

در ایران دختر جوانی به نام دل آرا دارابی در صبحگاه روز یازده اردیبهشت در یکی از زندان های رشت به دار آویخته شد. خانم دارابی در روز اعدام فقط بیست و دوسال از عمر شیرین خود را پشت سر گذاشته بود. ما به خانواده این دختر جوان تسلیت می گوییم و برای آنها صبر و بردباری آرزو می کنیم.
مطبوعات گزارش می دهند که دل آرا دارابی در سال ٢٠٠٣، زمانی که فقط هفده سال داشته است، با کمک به دوست خود در سرقت و مجروح کردن یکی از افراد ثروتمند فامیل خویش مرتکب جرم شده است. در زمان دستگیری دارابی به امید نجات دوست خود، که ظاهرا تنها مجرم بوده است، به جرم نکردۀ خویش اعتراف کرده بود. به او گفته بودند که اگر اعتراف کند تبرئه خواهد شد. ایران جزو کشورهایی است که قطعنامه کنوانسیون ژنو را امضا کرده است و بر اساس آن موظف به رعایت حق مجرمانی که اعتراف می کنند، می باشد. از طرف دیگر مشخص نیست که دارابی آیا واقعا جرمی مرتکب شده است یا نه. حتی اگر او جرمی هم مرتکب شده باشد، در زمان ارتکاب به آن جرم، او فقط هفده سال داشته است، یعنی سن او بر اساس قطعنامه کنوانسیون ژنو زیر سن قانونی است و به همین سبب او شامل معافیت های قانونی می شده است.
پس از اعتراف، بر دل آرا دارابی مشخص شده بود که او را به عبارتی گول زده اند. دارابی به اعتراف خود اعتراض کرد و آنرا پس خواست. او در واقع از حق خود استفاده کرد و سه سال برای رسید به حق زندگی خود مبارزه کرد. متاسفانه بهای این نبرد را با از دست دادن زندگی خود پرداخت. حکم اعدام دارابی را به وکیل او اطلاع نداده بودند. دادگاههای که موظف به رسیدگی به پروندۀ دارابی بودند، در کار خود غرض ورزی کردند و دادگاه محلی به حکم دادگاه اصلی مبنی بر مدت دوماهه ای که برای رسیدگی به پروندۀ دارابی جهت ثابت کردن بی گناهی او در نظر گرفته شده بود، اهمییت نداد. حاصل این بی قانونی و قدرتنمایی اعدام دل آرا دارابی است. اینکه آیا دل آرا دارابی مجرم بوده است یا نه، در این نوشته نمی گنجد. آنچه مهم است اصل بی گناهی هر انسان است. انسان ها بی گناهند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. حتی اگر دل آرا دارابی گناهکار می بود، به خاطر سن کم شامل امتیازاتی قرار می گرفت که بر اساس منشور حقوق بشر به او تعلق گرفته است. وظیفۀ یک دادگاه در وحله اول مشخص کردن مجرم بودن یا نبودن و متهم بودن یا نبودن یک انسان است. اما در مورد دل آرا دارابی حتی معین نشده است که آیا او واقعا مجرم و متهم بوده است یا نه. اعدام دارابی باردیگر صعف فرهنگی ما را نشان داد و مشخص کرد که حقوق بشر در ایران زیر پا گذاشته می شود و انسان هیچ حرمتی ندارد و برای زندگی یک انسان هیچ ارزشی در نظر گرفته نمی شود.
با اعدام دل آرا دارابی بر اساس گزارشات سازمان حقوق بشر تا کنون در سال جاری١۴٠ انسان به دار آویخته شده اند. این آمار نشان دهنده این است که در ایران هر روز، بیشتر از یک انسان به دار آویخته می شود. تنها کشوری که در این مورد با ایران رقابت می کند چین است. اما ایران در مورد اعدام مجرمین زیر سن قانونی در سطح دنیا رکورددار است. در هیچ کشوری به اندازۀ ایران بچه ها و نوجوانان به اعدام محکوم نمی شوند. این نشانی از بی فرهنگی قانونی در ایران است. عجب که مردم ما ساکت نشتسته اند!
ارگان های مختلف وابسته به سازمان حقوق بشر چندین بار اشاره به این کرده بودند که پروندۀ دل آرا دارابی نقص ها و کمبود هایی دارد و نمی توان بر اساس این پرونده حکمی صادر کرد. اما برای قدرتنمایی های دادگاه های جمهوری اسلامی ایران، انسان های جوانی چون دارابی ارزشی ندارند. بر اساس تخمین های سازمان حقوق بشر ١٣٠ جوان دیگر در زندان های ایران در انتظار به دارآویخته شدن خویش هستند.
جمهوری اسلامی در پس اختلافات بر سر انرژی اتمی و منحرف کردن دید جهان، همچنان به زیرپا گذاشتن حقوق بشر در ایران و به اعدام و کشتار مشغول است. جهان در حال حاضر درگیر مسایل بین المللی دیگر، همچون دسترسی ایران به انرژی اتمی است، تا این که بخواهد به حقوق بشر در ایران بپردازد. جمهوری اسلامی از این موارد کمال سو استفاده ها را می کند. ارتباط این گونه کشت و کشتارها با دست رسی ایران به انرژی اتمی روشن است: بمب اتمی به جمهوری اسلامی قدرت آنرا می دهد که هر چه می خواهد بکند. اگر امروز در ایران بدون بمب اتم، در یکسال ١۴٠ انسان به دار آویخته می شوند، در ایران دارای بمب اتم، این رقم چندین برابر خواهد شد. اگر امروز بهاییان و نوجوانان اعدام می شوند، فردا هر که با جمهوری اسلامی مخالفت کند، بهای آن را با زندگی خود خواهد پرداخت. جمهوری اسلامی ایران هیچ علاقه ای به مصالحه و گفتگو با غرب ندارد. چون به محض وارد شدن به میدان گفتگو باید ماهیت ضدبشر خود را کنار بگذارد. آنچه که غرب باید به آن دست بزند، تضغیف این حکومت از لحاظ مالی است و حمایت از گروههای دموکرات و طرفدار حقوق بشر.
مردم ما که دستیابی به انرژی اتمی و بمب اتم را در حکم پرستیژ و حق ایران می دانند، باید چشم های خود را بازکنند. تا آنزمان که انرژی اتمی واقعا حق ایران بشود، ما باید سعی در بدست آوردن حقوق بسیاری باشیم. مهمترین این حقوق، همان حق زندگی است، که در جمهوری اسلامی ایران یک شبه از انسان گرفته می شود. انرژی اتمی حق ایران است و آبروی ایرانی ها. آیا زندگی کردن و داشتن امنیت جانی و مالی نیز حق ایران ها است؟

پست‌های مرتبط

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی

admin

چشم‌اندازی به هویّت و ملیّت

admin

۷ آبان ۱۳۹۵:‌ پیامی در یک کُنش

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر