19.2 C
تهران
پنجشنبه, اردیبهشت ۱۶, ۱۴۰۰
مُحسن کُردی

خر مش رجب

انگلیسی ها مثلی دارند که میگوید «مردم هر کشوری لایق حکومتی هستند که بر آنها حکومت میکند». البته ما ایرانی ها همیشه «عذر» موجهی داریم و آن اینکه رژیم خیلی خون خواری بر ما حکومت میکند که در گیری با آن ممکن نیست. روی دیگر این قضیه را میتوان این گونه دید که ما ملتی هستیم که حاضر نیستیم برای آزادی مان از جان مایه بگذاریم. بهرحال رسیدن به آزادی هزینه ای دارد که باید پرداخت و اگر ما ملتی هستیم که حاضر به هزینه دادن نیستیم .. اگرچه مثل سایر مردم جهان شایستگی حکومت بهتری را داریم اما فعلا همین حکومت را تحمل میکنیم.

من نمیدانم چرا بر خلاف همیشه رعایت میکنم. خیلی راحت بگویم، لیاقت ما ملتی که حاضر به هزینه دادن نیستیم همین حکومت است. ما از عربها کمتر هستیم. شجاعت کمتری داریم. هم آن زمان که پابرهنه به کشورمان حمله کردند و آنرا در نوردیدند و شدند سید و آقای ما از ما شجاع تر بودند و هم امروز که خود را از یوغ فرمانروایان شان آزاد کردند.
شاه میخواست که بر قلبها حکومت کند و چنین نیز می پنداشت و بسیاری از مردم دوستش داشتند. اگر اندکی از اخلاق پدرش را داشت در همان انقلاب کم هزینه ما ملت را سرجای مان می نشاند. این از قدرت مردم نبود که او سقوط کرد از کوتاه آمدن خودش بود و عقب نشستن گام به گام اش. اگر یک تشر درست زده بود مردم به سوراخ ها میرفتند. اگر حقوق همین کارکنان اعتصابی شرکت نفت را قطع میکرد همه شان کاسه گدایی بدست به غلط کردم می افتادند. من چند تن از کارگران و کارمندان متوقع و شکم سیر شرکت نفت آن زمان را میشناختم. یک سال بعد از انقلاب آنچنان به گه خوردن و اظهار پشیمانی از اعتصاب شان در حمایت از خمینی و انقلاب اسلامی افتاده بودند که من حیرت میکردم. بجرات میگویم که آنقدر که آنها غم پول مفت شرکت نفت را که امروز از آنها دریغ میشد را داشتند غم آزادی بیان را که بخاطرش انقلاب کرده بودند را هرگز نداشتند. با آن سن کم که داشتم تعجب میکردم که چگونه آنها که آزادی برای شان مفهومی نداشت و بعکس بسیار مادی هم بودند اینچنین جو گیر شدند و آینده شان را به خطر انداختند. امروز نمیدانم وضع شرکت نفتی ها چطور است. هرگز چسناله ای از آنها نشنیده ام. بنظر میرسد که خوب سبیل شان را چرب میکنند تا به فکر خطر کردن و اعتصاب بخاطر مردم نیافتند. همان یک بار دست شان را برای اعصار آینده هم داغ کرد.

پس دست کم میتوانم ادعا کنم که شرکت نفتی ها لیاقت شان همین حکومت است. راستی چرا پزشکان صدای شان در نمی آید؟ خب.. آنها هم از برکت این انقلاب به نان و نوایی رسیده اند. زمان شاه کسی به ظاهر آنچنان اهمیت نمیداد. طلا و جواهر آویزان کردن کار کلفت ها و شهر ندیده ها بود. برعکس امروز. امروز از برکت این رژیم و اهمیتی که به ظاهر داده میشود و در جامعه هم تبلیغ میشود نان پزشکان بخصوص جراحان پلاستیک در روغن است. پس آنها هم لیاقت این حکومت را دارند. در مجموع هرکس شکمش سیر است مشکلی با رژیم ندارد و لیاقتش همین رژیم است. میتوان نتیجه گرفت کسانی که چسناله میکنند همه از گرسنه ها هستند و ناراضیان از وضع خویش. میتوان نتیجه گرفت که اگر آنها هم وضع شان درست بشود حتما خفقان خواهند گرفت و اعتراضی به رژیم نخواهند داشت.

از جمع معادله های بالا میتوان نتیجه گرفت که مشکل آزادی نیست. مشکل پول است و درآمد. در نتیجه خلایق هرچه لایق.
جلو جلو در پاسخ آنها که رگ گردن شان بخاطر کشته شدگان اخیر اعتراضات انتابات بیرون میزند باید عرض کنم که از جان مایه گذاشتن آن چند جوان اندک را به حساب کل جامعه نگذارند. مردم مقاومت نکردند. پس همان بهتر که میراث بران عرب پابرهنه زمان یزد گرد سوم همچنان بتازد و غارت کند و تجاوز کند و بسوزد که…. خلایق هرچه لایق.

میخواستم تمام کنم اما بازهم طاقت نیاوردم. راستش دلیل خشم بالا.. مطلبی بود که بر علیه رضاشاه و محمدرضاشاه در سایت ایران گلوبال خواندم. هربار که مطلبی بر علیه این دو پادشاه میخوانم خونم بجوش می آید. از نفهمی و نا آگاهی بیشتر منتقدین. یارو یک کتاب در مورد تاریخ معاصر ایران نخوانده است یا اگر هم خوانده است دستچین کرده و مطابق غیض و غرضش مطلب بیرون کشیده در حالی که در همان کتابهای مرجع که یاد کرده دقیقا توضیح داده که وضع جامعه ما چطور بوده و چرا رضاشاه و محمدرضاشاه آن کردند که دیدیم. چرا رضاشاه مخالفانش را در زندان میکشت؟ نظر اکثریت این است که او مرض داشت و به همه ظنین بود. دیکتاتور بود. یا مطابق آنچه که در مطلب ایران گلوبال نوشته بود رضاشاه حتا به نزدیک ترین کسانش مثل تیمورتاش هم رحم نمیکرد و نقل قولی از پزشکی که تیمورتاش را پس از مرگ کالبد شکافی کرده بود می آورد که تیمورتاش مسموم شده بود. حال این که چرا تیمورتاش زندانی شده بود و چرا رضاشاه آن رفتار را داشت و چرا تیمورتاش به فرمان رضاشاه مسموم شد اصلا مطرح نمیشود. از نظر آنها هیچ دلیلی نداشت بجز آنکه رضاشاه ذاتا دیکتاتور و خون آشام بود. اگر عقل به سر باشد نباید چنین سخنی را بپذیرد که کسی ذاتا دیکتاتور باشد. دیکتاتور شدن اشخاص در موقعیت هایی که دارند زاده شرایط جامعه شان است. جامعه هرج و مرج طلب ایران آن زمان خودش از خودش خسته شده بود و مطابق اکثریت کتابهای تاریخ معاصر که من خوانده ام اصلا مردم کسی مثل رضاخان را فریاد میزدند که از آسمان نازل شود. صادق زیبا کلام، همایون کاتوزیان و آبراهامیان اینها همه آثاری خواندنی در این مورد دارند که در همین جمهوری اسلامی چاپ شده.

پس از محمدرضاشاه هم آخوند اگر دیکتاتور شد برای آن بود که باز هم جامعه آخوند را فریاد کرد. تفاوت این بار با صد سال قبل اش در این بود که این بار روشنفکرها خودشان نمی خواستند چشم شان به حقیقت باز شود روشنفکر خودش فرش قرمز زیر پای آخوند انداخت. و این روشنفکر آنقدر هم شهامت ندارد که بپذیرد که اشتباه خودش بود. تقصیر را به گردن عالم و آدم و شاه و آمریکا و بی بی سی میاندازد بجز خودش که در خیابانها جیغ مرگ بر شاه میکشید. چقدر آن قطعه شعر عالی پیام (هالو) در مورد « دزد خر مش رجب» وصل حال اینهاست. . این شعر را تقدیم میکنم به آنهایی که در انقلاب بودند و انقلاب کردند و شهامت پذیرش مسئولیت شان در این مورد را ندارند و میگویند ما نکردیم. آمریکا کرد، انگلیس کرد، گوادالوپ کرد. پس شماها چه بودید؟ «آلت فعل»؟ یا مفعول؟
اولین درس ساختن آینده پند گرفتن از گذشته است. اگر گذشته را درست نگاه نکنید بازهم سرتان کلاه خواهد رفت.

شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
ربود از طویله خر مش رجب

رجب تا که شستش خبر دار شد
جهان پیش چشمش شب تار شد

درون طویله دو زانو نشست
زمین و زمان را دم فحش بست

یکی گفت تقصیر از آن توست
که قفل طویله نبستی درست

یکی گفت گیرید معمار را
بنا کرده کوتاه دیوار را

یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
که هر روز بر پا چنین صحنه هاست

یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر

و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
مسلم که آن دزد می زد به چاک

شنیدم که با غیض مشدی رجب
در آن بین می گفت : یاللعجب

که هر کس به نوعی ست در اشتباه
فقط دزد در این میان بی گناه

پست‌های مرتبط

چرا پهپاد آمریکا حکیم الله محسود را اکنون کشت؟

admin

آسیب‌پذیری ایرانیان در صحنه سیاسی بخاطر «عقده نیاز به تعریف و تمجید و احترام»

admin

شغال بیشه مازندران را ندرد جز سگ مازندرانی

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر