29.5 C
تهران
یکشنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰
دانیال خنده‌رو

پُل کالج

  پروفسور سید محمود حسابی ( ۱۲۸۱- ۱۳۷۱ )، چنین نقل می‌کند : جهت تاسیس دانشگاه تهران با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: «دانشگاه بسازید که چه بشود؟» من عرض کردم: «دکتر و مهندس‌ها که برای تحصیل به فرنگ می‌روند را در مملکت خودمان تربیت کنیم.» وی پاسخ داد: «تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است».

«متاثر از کوته فکری وزیر معارف از دفتر وزیر خارج شدم، دوستی که آزردگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت من می‌توانم از رضا شاه برایت وقت ملاقات بگیرم. وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید «که چه شود؟» عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید «که چه شود؟» و عرض کردم: «این جاده‌ها و راه‌آهن را آلمان‌ها می‌سازند مهندسین خودمان بسازند و …» شاه بسیار استقبال کرد و گفت: « بروید طرح‌تان را بنویسید من پیگیری می‌کنم». من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم. فردای آن روز از دربار به در خانه‌ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده‌اند که اعلیحضرت فرموده‌اند، کارتان را شروع کنید و طرح‌تان را نیز بنویسید. این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران بود و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد. «در ۱۵ بهمن ماه سال ۱۳۱۳ بود که کلنگ تأسیس دانشگاه تهران توسط رضاشاه در زمین‌های پردیس جلالیه تهران (در جنوب پارک لاله کنونی) به زمین زده شد و در جمعه ۲۴ اسفند همان سال رسماً دانشگاه تهران تاسیس گشت »

جنبش دانشجویی ایران با سپری شدن ۶۰ سال از حیات خود، دارای افت و خیزهای فراوانی بوده است. گاه با آرامش در پی ایجاد تغییرات بنیادین و گاه تحت تأثیر عوامل کمونیستی یا اسلامی با در پیش گرفتن حرکات‌های چریکی، مبارزه مسلحانه را دور از ذهن ندانسته و یا اقدام به تسخیر سفارت آمریکا نموده است.

دانشجو و قشر فرهیخته در هر جامعه‌ای نقش به سزایی در به روز سازی و مترقی کردن خواست‌های سیاسی اجتماعی یک جامعه داراست. دانشجو بودن یک نقش موقتی است و فرد دانشجو با گذر از پل کالج و اتمام دوران تحصیلات عالی، با پیوستن به جنبش‌های دیگری مانند جنبش زنان، کارگری، اجتماعی و یا به احزاب سیاسی به ادامه این نقش می‌پردازد. نمی‌توان از نقش جنبش‌های اجتماعی در گذار به دموکراسی و مطرح نمودن مطالبات مردمی به آسانی گذر کرد و آنرا نادیده نگریست. تعاریف متفاوتی از جنبش‌های اجتماعی، موجود می‌باشد ولی تمام این تعاریف در چندین اصل با هم مشترک‌اند: مجموعه‌ای از تلاشگران که به منظور پیشبرد منافع مشترک دور هم جمع می‌شوند، عدم وابستگی این گروه به حوزه‌های نهادهای رسمی و دولتی ( مردمی بودن )، استفاده از شبکه‌های غیر رسمی مانند فیسبوک یا توئیتر، باورها و هویت مشترک. مانند‌: اعتراضات مردم اوکراین در روزهای اخیر و باورمندی معترضان به وجود نقص در ساختار حکومتی کشور.

در سال ۱۳۲۰ با تشکیل حزب توده و مدتی پس از آن اتحادیه دانشجویی حزب توده که زیر نظر سازمان جوانان حزب توده بود، فعالیتش را در دانشگاه آغاز کرد. در سال ۱۳۲۷ و همزمان با غیرقانونی اعلام شدن حزب توده، اتحادیه دانشجویی هم امکان فعالیت قانونی را از دست داد. بدین جهت حزب توده اقدام به تشکیل سازمان دانشجویان دانشگاه تهران کرد. جریان‌های دانشجویی در دانشگاه در دوران قبل از انقلاب را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود:

چپ‌ها، ملی‌ها، مذهبی‌ها

می‌توان نخستین طلایه‌های اسلام‌گرایی در دانشگاه را به اوایل دهه بیست و تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی مربوط دانست. اوج این گرایش را در وقایع ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و حمایت دانشجویان اسلامی از خمینی می‌توان شاهد بود‌.

در دهه ۴۰، انتخاب جان اف کندی به ریاست جمهوری ایالات متحده و تأثیر آن بر ایران، منجر به تأسیس جنبش دانشجویی در خارج از کشور ( کنفدراسیون ) گردید. محمد رضا شاه که خود تحصیل کرده سوییس بود و با جنبش‌های دانشجویی در کشورهای اروپایی آشنایی داشت، علی الرغم مخالفت کنفدراسیون با نظام سلطنتی، آزادی‌های جنبش‌های دانشجویی را محدود نکرد.

این جنبش‌های دانشجویی با فعالیت‌های ایدئولوژیکی و حمایت‌های فکری از دیگر جنبش‌های مدنی سعی در به دست‌گیری رهبری انقلاب توسط دانشجویان نمودند. در این میان می‌توان از مهندس مهدی بازرگان، عباس امیر انتظام، عزت الله سحابی، صادق طباطبایی و ابولحسن بنی صدر نام برد.

در سال ۵۹ با تغییر انجمن‌های اسلامی دانشجویان به دفتر تحکیم وحدت شاهد اوج حرکت رادیکال اسلام‌گرایان در دانشگاه و سیاست خارجی می‌باشیم. سفارت آمریکا توسط دانشجویان موسوم به پیرو خط امام که هدایت آن غالباً با موسسین دفتر تحکیم بود، به اشغال در‌آمد.

با روشن شدن ماهیت جمهوری‌اسلامی و با خلاء قدرت، دانشگاه تبدیل به کانون نیروهای مخالف رژیم اسلامی و حکومت گردید. دولت اسلامی به فرمان روح الله خمینی و با کمک اعضای انجمن اسلامی اقدام به تصرف دانشگاه کرد، انقلاب فرهنگی کلید خورد و دانشگاه برای مدت سه سال تعطیل گشت. در پی انقلاب فرهنگی، بسیاری از اساتید و دانشجویان منتقد اخراج گردیده و منابع درسی بر اساس فقه اسلامی بازنگری شد. علی شریعتمداری، محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال‌الدین فارسی اعضای اولیه این ستاد بودند که ریاست این شورا را سید علی خامنه‌ای بر عهده داشت. در سال ۱۳۶۲سید میر حسین موسوی نیز به این ستاد اضافه گردید.

پس از اتمام جنگ هشت ساله، کشور ایران که اکثر جمعیت آنرا جوانان تشکیل می‌دادند با رشد چشمگیر تعداد دانشجو مواجه گردید. نسل جدید ایران که با آرمان‌های خمینی و افکار خشونت‌طلبانه و مبارزه مسلحانه (سازمان مجاهدین خلق ) فاصله‌ای بسیار داشتند در پی برآورده شدن خواست‌های آزادیخواهانه خود اقدام به تشکیل مجدد جنبش‌های دانشجویی نمودند. جمهوری‌اسلامی با واقف بودن به اهمیتی که لیبرالیسم در آینده سیاسی کشور می‌توانست ایفا کند، دست به سوء‌استفاده مجدد از جنبش‌های دانشجویی زد. سید محمد خاتمی در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد با برگزاری اولین برنامه انتخاباتی خود در دانشگاه شریف سعی در جلب حمایت قشر دانش آموخته جامعه کرد.
 
 دولت که خود را عاجز از برآورده نمودن این خواسته‌ها می‌دید، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ با سرکوب و کشتار دانشجویان سعی در خاموشی این جنبش کرد. بی‌عملی خاتمی در جریانات کوی دانشگاه و تهدید دانشجویان، باعث بروز اختلاف مابین نظام و جنبش دانشجویی گردید. پس از سخنان خامنه‌ای در محکومیت دانشجویان، سازمان تبلیغات اسلامی با اعلام راهپیمایی و ایراد سخنرانی توسط حسن روحانی راه را برای سرکوب دانشجویان آماده کرد.

با اسلامیزه شدن دانشگاه ( انقلاب فرهنگی ) و بوجود آمدن نهادهای همچون بسیج دانشجویی و وابستگی این نهاد به سپاه پاسداران، دانشجویان مصمم به بارز ساختن جدایی جنبش دانشجویی از بدنه حکومت نمودند. افرادی مانند مجید توکلی ( شرف جنبش دانشجویی ) و بسیاری دیگر از دانشجویان یا محروم از تحصیل و یا به حبس محکوم گشتند. از آخرین اقدامات در جهت اسلامیزه کردن می‌توان به دفن شهدای گمنام هشت سال جنگ در دانشگاه‌ها یاد کرد. با تمام مشکلات بوجود آمده از طرف رژیم و سرکوب‌های انجام گرفته، جنبش دانشجویی ایران همچنان شاداب و مستحکم به مبارزات آزادی‌خواهانه و دموکراتیک خود ادامه می‌دهد.

گُل زرد و گُل زرد و گُل زرد
بیا باهم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردان هست
ستم با مرد خواهد کرد نامرد

پست‌های مرتبط

نقدی به اپوزیسیون, آلترناتیوعدم مشارکت درانتخابات چیست؟

admin

قصاص، میراث شوم بربریت

admin

تکرار بیهوده تاریخ

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر