22.9 C
تهران
شنبه, اردیبهشت ۱۸, ۱۴۰۰
الاهه بقراط

خطر اسلام؟ ‏

تنوع گفتمان‌ها در تعبیر و تفسیر قرآن و چندمعنایی ‏که حافظ بر آن تسلط داشت، سبب رنجش و خشم ‏نمی‌شد بلکه جزو بدیهیات زندگی روزانه به شمار ‏می‌رفت. مسلمانان این چندمعنایی را نخست در ‏روند مدرنیزه شدن خود نابود کردند چرا که در چالش ‏روزانه با غربی که برتر از آنها بود، این نیاز به وجود ‏آمد که می‌بایست حقیقت قوی‌تری به میدان آورده ‏شود.‏

‎*****‎

هر بار که درگیری و جنگ در کشورهای ‏مسلمان‌نشین شدت می‌گیرد، رسانه‌های غربی ‏نیز به انواع و اقسام روشنگری و تحلیل و نظر ‏می‌پردازند. هر کسی بر اساس جایگاهی که به ‏جهان می‌نگرد، می‌تواند با آنها موافق باشد یا ‏نباشد. به نظر من اما آنچه به خوبی احساس ‏می‌شود، درک سطحی است که سیاست و ‏رسانه‌ها در غرب، با وجود اطلاعات گسترده تاریخی ‏و معاصر، نسبت به جوامع مسلمان‌نشین به ویژه ‏در خاورمیانه و آفریقا و هم چنین درباره «اسلام» نه ‏به عنوان دین بلکه به مثابه یک ابزار مؤثر سیاسی ‏دارند.‏‎ ‎

هیچ دینی را نمی‌توان لیبرالیزه یا دموکراتیزه کرد ‏چرا که دیگر دین نخواهد بود. اما پیروان یک دین ‏همواره و همه جا ظرفیت آزاده بودن (در سده‌های ‏گذشته) و لیبرال و دمکرات شدن (در جهان امروز) را ‏دارند. به نظر من، هرگاه درک شود که مشکل نه ‏لیبرالیزه کردن اسلام با صدها فرقه‌ای که دارد، بلکه ‏لیبرالیزه شدن مسلمانان از همه این فرقه‌هاست، ‏آنگاه نیمی از مسئله حل شده است!‏

در زیر یکی از این تحلیل‌ها را می‌خوانید که توجه‌اش ‏به اسلام و فرقه‌هایش بیش از مسلمانان است ‏اگرچه خود در همان آغاز تأکید می‌کند که مسئله بر ‏سر مسلمانانی است که از اسلام پیروی ‏می‌کنند.(مترجم)‏

‎*****‎

تا همین ۲۵ سال پیش، اسلام‌شناس فرانسوی ‏ماکسیم رودینسون می‌توانست کتابی بنویسد زیر ‏عنوان «جذبه‌ی اسلام». از آن هنگام به بعد اما این ‏اسلام به یک خطر تبدیل شده است. در هیچ جای ‏جهان به اندازه‌ی منطقه‌‌ی شمال آفریقا تا ‏هندوکش، این همه جنگ در جریان نیست. ‏کشورهای این منطقه یک نقطه اشتراک دارند: ‏همه‌شان کشورهای مسلمان‌نشین هستند. ‏هم‌چنین گروه تروریستی بوکوحرام و حکومت‌های ‏اسلامی و طالبان نیز یک نقطه مشترک دارند: ‏همه‌ی آنها به اسلام استناد می‌کنند. و در ‏هفته‌های گذشته تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین ‏در خیابان‌های شهرهای اروپایی جلب نظر می‌کردند ‏که شعارهای ضد یهودی سر می‌دادند.‏

گفته می‌شود که اسلام همراه با خشونت است و ‏با مدرنیته سازگاری ندارد. دلایل چندی نیز برای این ‏نظر وجود دارد، اما برای صدور حکم کافی نیست: ‏مسئله نه بر سر اسلام بلکه بر سر پیروانی است ‏که آن را پیاده می‌کنند. ادیان جهانی مانند ‏مسیحیت و اسلام اتفاقا به این دلیل توانستند این ‏همه دوام بیاورند که انعطاف دارند و این فضا را در ‏اختیار پیروان خود می‌نهند که مرتب خود را با ‏پدیده‌های نوین وفق بدهند. اسلام نیز اجازه خیلی ‏کارها را می‌دهد چرا که یک سوره در قرآن یک چیز ‏می‌گوید و سوره‌ای دیگر مخالف آن را.‏

در هر عصری در جهان اسلام گروه‌های تروریستی ‏وجود داشتند. در قرن دوازدهم میلادی فرقه ‏اسماعیلیه (حشاشین) بود که امروز القاعده و ‏گروه‌های مشابه اخلاف آن به شمار می‌روند. آنها ‏خطرناک بوده و هستند اما هیچ جنبش توده‌ای بر ‏اساس آنها شکل نگرفت، بلکه برعکس. اعراب ‏مسلمان در قرن هفتم کشورهای ناحیه مدیترانه را ‏به این دلیل تقریبا بدون جنگ غصب کردند که ‏مسیحیان خاور در آنجا در مقابله با فشارهای ‏حکومت کلیسایی بیزانس اعراب را منجی خود ‏می‌شمردند.‏

دقیقا دویست سال پیش گوته مطالعه «دیوان ‏حافظ» شاعر ایرانی را آغاز کرد. پنج سال دیرتر، او ‏با «دیوان شرقی- غربی» یادبودی بر خاور اسلامی ‏بنا کرد. گوته زیر تأثیر اسلام لیبرال حافظ قرار گرفت. ‏روح آزاده‌ی حافظ هرگز نمی‌توانست از یک اسلام ‏توتالیتر الهام بگیرد.‏

توماس باوئر، اسلام‌شناس آلمانی از شهر مونستر، ‏عصر اسلام کلاسیک را که حافظ مدافع آن بود، ‏یعنی سده‌های بین اسلام آغازین و دوران مدرنیته، ‏با اصطلاح «بردباری دوپهلو» مشخص می‌کند. تنوع ‏گفتمان‌ها در تعبیر و تفسیر قرآن و چندمعنایی که ‏حافظ بر آن تسلط داشت، سبب رنجش و خشم ‏نمی‌شد بلکه جزو بدیهیات زندگی روزانه به شمار ‏می‌رفت. مسلمانان این چندمعنایی را نخست در ‏روند مدرنیزه شدن خود نابود کردند چرا که در چالش ‏روزانه با غربی که برتر از آنها بود، این نیاز به وجود ‏آمد که می‌بایست حقیقت قوی‌تری به میدان آورده ‏شود. امروز یک «نابردباری دوپهلو» ویژگی تفکر ‏مسلمانان است. همان گونه که به ادعای ‏سلفی‌ها آنها هستند که تنها اسلام حقیقی را ‏نمایندگی می‌کنند، به همان شکل بسیاری در غرب ‏نیز به این دام می‌افتند که گویا اسلام همانا فقط ‏اسلام سلفی‌هاست. اما این «هم‌اسلام‌گرایی» ‏‏[هومواسلام‎ Homo islamicus) ‎که هر اندیشه و ‏عملی را فقط حول اسلام می‌خواهد، به درد زندگی ‏روزانه نمی‌خورد. در میان افراطیون اما کسانی وجود ‏دارند که معتقدند همه چیز باید از حقیقت آنها ‏اطاعت کند. ولی بسیاری از مسلمانان خود را ‏همین طوری، بدون تغییر، با تغییرات وفق می‌دهند!‏

صادق ‌العظم، فیلسوف سکولار سوری، این واقعیت ‏را چنین ارائه می‌دهد: اسلام خشک‌اندیش به دلیل ‏تأکید بر توحید با مدرنیته ناسازگار است. اما اسلام ‏تاریخی به مثابه یک عقیده پویای انقلابی همواره ‏خود را تطبیق می‌دهد.‏

خیلی‌ها امروز ادعای اسلام دارند: عربستان ‏سعودی و ایران حاکمیت خود را با اسلام مشروعیت ‏می‌بخشند. طبقه متوسط نوعی «اسلام تجاری» را ‏به وجود می‌آورد که برای آزادی فردی و یک جامعه ‏مدرن خوب است. افراطیون زیر پرچم اسلام مانند ‏گروه‌هایی چون بادرماینهوف در اروپا به امید شفای ‏عاجل دست به خشونت می‌زنند.‏

امروز اسلام به طور انکارناپذیری در یک بحران ‏عمیق به سر می‌برد. بیشترین مسلمانان، از ترکیه ‏و هند تا اندونزی، در یک دموکراسی زندگی ‏می‌کنند. مسئله همانا مسلمانانِ عرب هستند. در ‏جهان عرب از همان اعتراضات سال ۲۰۱۱ [بهار ‏عربی] مرحله پسااستعماری به پایان می‌رسد. ‏قدرت‌های استعماری پس از جنگ جهانی دوم، ‏کشورهایی را بر جای نهادند که مرزهایش را آنها ‏رسم کرده بودند. اما انسان‌ها در آن مناطق خود را ‏با آن مرزها تعریف نمی‌کردند بلکه اسلام جایگزین ‏هویتی و ملّی آنها شد. امروز برخی از حکومت‌ها ‏فرو می‌پاشند و گروه‌های شبه نظامی زیر پرچم ‏اسلام برای رسیدن به قدرت تلاش می‌کنند.‏

در این میان آن بذری رشد می‌کند که عربستان ‏سعودی چندین دهه پیش کاشته بود. مشروعیت ‏خاندان سعودی بر همزیستی آموزش‌های ‏خشک‌اندیش وهابیت متکی است. هیچ اندیشه ‏دیگری مانند وهابیت طرفدار عدم تحمل و مبارزه با ‏‏«کافران» و دگراندیشان در اسلام نیست.‏

مسلمانان باید آگاه باشند که این گونه مسلمان ‏بودن در جهان امروز جایی ندارد و هر آن انرژی ‏مثبتی که برای متمدن بودن لازم است، در این نوع ‏مسلمانی غایب است و این «اسلام» است که ‏خطر به شمار می‌رود.‏ ‎ ‎

‎*‎برگرفته از روزنامه فرانکفورتر آلگماینه، ۲۹ ژوییه ‏‏۲۰۱۴‏

‎*‎راینر هرمان، کارشناس مسائل خاورمیانه و عضو ‏تحریریه سیاسی روزنامه فرانکفورتر آلگماینه

‎‎برگردان: الاهه بقراط

کیهان آنلاین

پست‌های مرتبط

زمینه‌های یک تسلیم؛ در جدال با اژدهای دو سر ناسیونالیسم افراطی و اسلام‌ سیاسی

admin

اگر به‌جای ایمان، عقل می‌داشتند

admin

باز آمدم چون عیدِ نو…

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر