28.8 C
تهران
یکشنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰
نجات بهرامی

دوراهی اخلاقی طبقه متوسط جهان عرب

خشونتِ همه‌گیر و گسترده در خاورمیانه باعث انحراف توجهات جهانی نسبت به تغییر و تحول و گذارِ متزلزلی شده است، که تقریباً همه جوامعِ بزرگِ جهانِ عرب با آن مواجه‌اند. این تغییرات، طبقه متوسط جهانِ عرب را با یک انتخاب دشوار مواجه ساخته و از طرفی شکل و شمایل آینده منطقه را ترسیم می‌کند.

این تحولات با برخی تغییراتِ ملایم و ظریف، که دولت‌ها در سیاست‌های اقتصادی خود اعمال کردند، تقویت شد. در دو سال گذشته، چندین کشور در شمال آفریقا، مدیترانه شرقی و حوزه خلیج‌فارس، به‌منظور جبران هزینه‌ها، دست به بازسازی بخش‌های عمومی خود زده‌اند؛ سیاست‌های رفاهی خود را که در سال 2011 و همزمان با اوج بهار عربی آغاز کرده بودند، کاهش داده، مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم وضع کرده و یارانه‌های خود را در حوزه انرژی کاهش داده‌اند.

این تغییرات حاملِ مشکلات و دردهای اقتصادی قابل‌توجهی برای جوامع عرب خواهد بود. گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه که فقرا هستند، احتمالاً تلاش می‌کنند تا از طریق اعتصاب و تظاهرات خیابانی با وضعیت جدید بجنگند. در پاسخ به این گروه حکومت‌های منطقه تلاش خواهند کرد تا طرفداران خود در حوزه‌های انتخاباتی را تقویت کرده و از طریق سخنرانی‌های ناسیونالیستی و ترسیم چهره خود به‌عنوان منجی کشور بر افکار عمومی غلبه کنند. پس از مدتی اغلبِ این حکومت‌ها به سرکوب سیاسی معترضان و گروه‌هایی متوسل می‌شوند که سیاست‌های آن‌ها را به چالش می‌کشند. نتایج حاصل از این فرایند، یعنی تغییر سیاست‌های اقتصادی و به‌تبع آن دگرگونی‌های اجتماعی، طبقه متوسط جهانِ عرب را وادار به اتخاذ موضع می‌کند. افراد با تحصیلات بالاتر و اغلب شهرنشین معمولاً از این تغییرات منتفع می‌شوند و محله‌ها و مناطق مورد سکونت آن‌ها موقعیت مالی و پولی مناسب‌تری پیدا می‌کند و درنتیجه اغلب آن‌ها ترغیب می‌شوند تا به ولایت و شهرهای خود بازگردند. آن‌ها همچنین ممکن است نقشِ دولت را به‌عنوان مانعی بر سر راه خشونت و هرج‌ومرج که بیشتر خاورمیانه را فراگرفته است به رسمیت بشناسند.

اما طبقه متوسط به‌سختی می‌تواند امنیت و فرصت‌های مناسب را در بلندمدت و از طریق تقسیم موقعیت‌ها و امکانات با طبقه حاکم تضمین نماید و به‌این‌ترتیب، از بین رفتنِ تدریجی حقوق سیاسی و مدنی، منجر به بروز خشم و عصبانیتِ گروه‌های کلیدی در جامعه می‌شود. فقرا، جامعه مدنی، جوانان و افرادِ به حاشیه رانده‌شده اقتصادی ازجمله این گروه‌ها هستند. سرانجام جرقه‌ای سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی باعث به وجود آمدن موج بزرگی می‌شود؛ نظیر آنچه در بهار عربی شاهد بودیم. این مسئله ثبات ظاهری کشورهای عربی را دستخوش ناآرامی کرده و چرخه‌های جدیدی از خشونت و بلاتکلیفی را ایجاد می‌کند.

به‌این‌ترتیب طبقه متوسط جهان عرب با یک دوراهی دشوارِ اخلاقی مواجه می‌شود. سستی و بی‌عملی آن‌ها، ترس و وحشت و مرعوب شدنشان در برابر هرج‌ومرج و بی‌نظمی، تروریسم، افراط‌گرایی مذهبی و… تأثیر به سزایی در تجدید حیات استبداد و اقتدارگرایی در جهان عرب دارد. در حال حاضر ضرورت اخلاقی بزرگ این است که برای ایجاد دموکراسی مقاومت کنند. حتی اگر این امر با منافع اقتصادی و اجتماعی آن‌ها همگونی نداشته باشد.

طبقه متوسط جهان عرب، برای ساختن آینده‌ای بهتر، ناگزیر است با چالشی عمده مواجه شود و آن انباشتِ بیش‌ازاندازه قدرت در کشورهای عربی است، که با فساد نیز درآمیخته و دورنمای ترسیمِ اصلاحات به‌وسیله آن‌ها را دشوار و تیره‌وتار ساخته است. در این منطقه مؤسسات محلی به‌شدت از سوی حکومت‌ها کنترل و به دست آن‌ها اداره می‌شوند، حتی اگر این مؤسسات برای سرمایه‌گذاری و تأمین منابع مالی به بخش خصوصی وابسته باشند. در این مؤسسات گروه‌های وابسته به حکومت بسیار بیشتر از طبقه متوسط و گروه‌های کم‌درآمد جامعه به منافع اقتصادی دست پیدا می‌کنند.

مسئله دیگر اینکه این طبقه باید به چند سؤال عمده درباره موقعیت خودپاسخ دهد. همچنان که کشورهای متبوع آن‌ها نیز ناچار از پاسخگویی به این سؤالات هستند. نخست اینکه در قبال رژیم صهیونیستی قرار است چه رفتاری داشته باشند؟ آیا همانند دولت‌های منطقه بااحتیاط و دوپهلو به منازعه سرسختانه اعراب و رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک بحران بدون هیچ‌گونه راه‌حل بینابین نگاه می‌کنند و یا اینکه شانس و اقبالی هم برای صلح قائل هستند؟ دومین سؤالی که باید پاسخ دهند این است که موضع آن‌ها در قبالِ فرقه‌گرایی در منطقه چیست؟ آیا طبقه متوسط وارد نزاع شیعه و سنی می‌شوند؟ نزاعی که عراق، لبنان و سوریه را درنوردیده و خونین‌ترین جدال‌ها را در منطقه مدیترانه شرقی رقم‌زده است. سؤال سوم نگاه آن‌ها به ایالات‌متحده آمریکاست. کشوری که از طریق همکاری نزدیکش با اغلبِ کشورهای عمده منطقه، نظم موردنظرش در خاورمیانه را تعریف کرده است و نگاه طبقه متوسط به آمریکاست که مشخص می‌کند چنین نظمی در آینده باقی خواهد ماند و یا فرو خواهد پاشید.

این یادداشت طارق عثمان در فارین افرز را برای روزنامه ابتکار ترجمه کرده‌ام.

پست‌های مرتبط

ایدئولوژی داعش چگونه مهار می‌شود؟

admin

فرزندان آتاتورک یا میراث داران عثمانی؟

admin

بحران منابع یا بحران مدیریت متمرکز؟

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر