22.7 C
تهران
یکشنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰
نجات بهرامی

طرحی برای سرقت تاریخ و فرهنگ

معمولاً بیشتر توان و قدرت حکومت‌های ایدئولوژیک در این جهت به‌کاربرده می‌شود تا هر چیزی را تبدیل به مصداقی از ایدئولوژی حاکم کرده و محیط بیرونی و فضای فکری جامعه را به رنگ و لعاب باورهای خویش درآورند.

آنچه این روزها در باب دشمنی با علوم انسانی و یا تحویل مدارس به حوزه‌های علمیه شنیده می‌شود، چیزی نیست جز انعکاس نگرانی حاکمان جمهوری اسلامی از عدم تحقق اهداف بنیادی خود. همان اهدافی که نسخه پیچیدن برای جامعه و بازور به بهشت راندن انسان‌ها را در خود مستتر داشته‌اند. در این میان تصمیم جدید آقایان در تغییر کتب مدارس و حذف پادشاهان از کتاب‌های تاریخ، جای تأمل و تأسف بسیار دارد و خطری است که واکنش همگانی برای دفع آن ضروری می‌نماید. هدف این طرح حذف پادشاهان از کتاب‌ها و جایگزینی آن‌ها با “چهره‌های تمدن ساز و دانشمندان و…” عنوان‌شده است. درباره این طرح ناشیانه باید به چند نکته اشاره کرد:

الف – تمدن‌های بشری اغلب در سایه حکومت‌های مقتدر به وجود آمده‌اند و متناسب با کاهش اقتدار حکومت‌ها، از تولید فرهنگ و شکوفایی تمدن نیز کاسته شده است. به‌عنوان‌مثال، بخش مهمی از آنچه که اوج شکوفایی تمدن اسلامی نامیده می‌شود در اوایل دوران حکومت بنی‌عباس و در سایه اقتدار هارون‌الرشید و پسرش مامون بوده و از تأسیس “بیت الحکمه” در این دوران می‌توان به‌عنوان نمونه‌ای کوچک از تحولات این دوره یادکرد. تأسیس مدارس نظامیه در شهرهای مختلف ازجمله بغداد نیز در دوران سلجوقیان اتفاق افتاد که یکی از قدرتمندترین حکومت‌های بعد از اسلام در این بوده است، و از این مدارس بود که بزرگانی چون سعدی پا به عرصه نهادند. نهضت ترجمه که جهشی بزرگ به سمت ترقی و توسعه علمی بود، تنها با تکیه‌بر عوامل مادی همچون ثروت فراوان ناشی از فتوحات مسلمانان و گسترش تجارت با دنیای خارج امکان‌پذیر شد و اینکه علم و دانش را امری انتزاعی و مجرد بدانیم که با تراوشات ذهنی دانشمندان و شاعران حاصل‌شده، ناشی از ناآگاهی و عدم اطلاع از تاریخ و فلسفه علم است.

ب – همان چهره‌های “تمدن ساز” که قرار است جای پادشاهان را در این طرح بگیرند، در دستگاه ایدئولوژیکی که مجری این طرح است، دچار گزینش، حذف و سانسور می‌شوند. بسیاری از فلاسفه، دانشمندان و عرفا در طول زندگی خود از گزند خشک اندیشان و فقهای عصر خود در امان نمانده‌اند و حتی تعدادی از آن‌ها با حکم ارتداد و تکفیر فقیهان معاصر خویش، کشته‌شده‌اند، و این امر را می‌توان با مطالعه تاریخ ادبیات و زندگی‌نامه فلاسفه به‌روشنی دریافت. از داستان کافر خواندن ابن‌سینا تا کشته شدن عین القضات همدانی و تعقیب سهروردی گرفته تا غزلیات پر از اشاره و کنایه حافظ و حمله او به “فقیهان شهر”، همه و همه نشانه‌های جدال جزم اندیشان و قشری‌های دوران با روشن اندیشان زمان بوده‌اند. و به‌راستی اگر در قرن بیست و یکم علوم انسانی مطرود می‌شوند، پس در این طرح جای امثال ابن‌سینا و فلسفه او کجاست؟ می‌دانیم که ابن‌سینا و فارابی و خواجه نصیر و کندی و ابن رشد از بزرگان فلسفه مشائی هستند. این فلسفه برگرفته از افکار ارسطو در جهان اسلام رشد و قوام پیدا کرد و گفته می‌شود کلمه “مشاء” نیز از قدم زدن ارسطو در باغ خود هنگام تدریس گرفته‌شده است. سؤال اینجاست که با دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه‌ای که بر فرهنگ ایران حاکم شده، آیا این چهره‌های تمدن ساز و تأثیر آن‌ها از فرهنگ غرب هم در تاریخ مدارس ما جایی خواهند داشت؟

ج – اگر مراد از پادشاهان همان حاکمان هستند، پس ناگزیر باید تاریخ انقلاب اسلامی را هم از کتب تاریخی مدارس حذف کنند. و اگر این کار انجام نشود سیاستی یک بام و دوهوا و غیرفرهنگی محسوب می‌شود. البته طراحان این طرح در این باب سخنی نگفته‌اند.

د – از آنجایی که تاریخ ایران باستان بیشتر با تاریخ پادشاهان عجین شده و گره‌خورده، به نظر می‌رسد یکی از اهداف پنهان‌شده در پس این عمل ضد فرهنگی، پاک‌سازی این بخش از تاریخ ایران از اذهان دانش آموزان است. و این تصمیم، شاید به خاطر رشد شتابان علاقه و اشتیاق نسل نوجوان و جوان به مطالعه تاریخ ایران باستان باشد که خشک اندیشان و فرهنگ ستیزان را نگران کرده است.

پست‌های مرتبط

ایدئولوژی داعش چگونه مهار می‌شود؟

admin

فرزندان آتاتورک یا میراث داران عثمانی؟

admin

بحران منابع یا بحران مدیریت متمرکز؟

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر