18.5 C
تهران
شنبه, اردیبهشت ۲۵, ۱۴۰۰
فیروز نجومى

بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟

در روزهای پس از «عاشورای پاریس،» واقعه‌ی غم‌انگیزی که در آن بیش از 136 نفر، ازجمله گردشگران جهانی، به دست اسلامیست‌های «ناب» و «اصیل» و «انقلابی،» از نوع «تازیان بومی،» در خاک و خون خود غلتیدند، سیل ابراز همدردی با مردم فرانسه از سراسر جهان آغاز گردید. رهبران کشورهای مختلف، یا پیام تسلیت و تأثر فرستادند و یا شخصاً به دیدار فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه شتافتند؛ اما رهبر حکومت مقدس اسلامی، خداوندگار خامنه‌ای، راه دیگری را برای بیان همدردی با مردم فرانسه برگزید: صدور کیفرخواست علیه غرب به رهبری آمریکا به‌عنوان متهم اصلی خشونت‌ها و کشتارها، ازجمله خونریزی‌های اخیر از نیویورک تا پاریس.

بی‌اعتنا به بزرگان جهان، حضرت ولایت در نامه‌ای، جوانان را در سراسر دنیا، به‌ویژه جوانان اروپا و آمریکای شمالی را مورد خطاب قرارداد و راز و رمز کنش‌های جنایت‌کارانه غرب را برگشود و خاطرنشان ساخت که غرب به رهبری آمریکا دارای «ذهنیت آلوده به تزویر» می‌باشند، «ذهنیتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است.» این، بنا بر قول خداوندگار خامنه‌ای «ذهنیتی» ست اساساً «خشونت زا» و لاجرم زادگاه همه خشونت‌ها در جهان، به‌ویژه منطقه خاورمیانه، باید محسوب گردد. ازاین‌روی، ناملایماتی که اخیراً جوانان غرب تجربه کرده‌اند، در برابر رنج و دردی که مردم مسلمان در دست استعمار گران غربی و هم‌اکنون اشغالگران اسرائیل تحمل کرده‌اند، کمرنگ می‌شود.

کیفرخواست، غرب را متهم به تفرقه‌افکنی می‌کند از دوران استعمار تا زمان حاضر در میان مسلمانان؛ که اتحاد استعمار غربی بافرهنگ بدوی و قبیله‌ای راه را برای ظهور «افراطی‌گری» و «تندروی» و یا «زباله‌ای» همچون داعش و گروه‌های «تکفیری» هموار نموده است؛ که منطقه را به آتش بکشند و تحت اطفای آن بار دیگر به سرکوب دین مبین اسلام برخاسته که سدی بر بیداری آن گردند. حضرت ولایت در ادامه می‌افزاید: آتشی که منطقه را فراگرفته است ناشی از گوناگونی عقیدتی نیست، اگر بود باید نشانه‌هایی از آن در دوران پیش از استعمار مشاهده می‌شد. وی با ابراز تأسف خاطرنشان می‌سازد که:

گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلت‌های ناموفق بافرهنگ‌های وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، می‌بایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده می‌شد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی می‌دهد. مستندات مسلّم تاریخی به‌روشنی نشان می‌دهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت.

آیا این بدان معناست که بین امام علی و سران قریش بر سر جانشینی پیامبر اسلام و ادامه رسالت در خلافت و یا امامت اختلافی نبوده است؟ که امام حسین به‌واسطه ایستادگی بر عقیده‌اش شهید نشده است؟ اختلاف حسین و امامان پس از او با خلفای مسلمین اگر بر سر عقیده نبود، پس چرا همه امامان، یکی پس از یکدیگر شهید شدند، البته طبق روایت علما و فقهای امامت خواه؟ این حقایق تاریخی را حضرت ولایت «مصلحت» ندانستند که به خود یادآور کند. بااین‌وجود وی اظهار داشت: آتشی که استعمار غرب در منطقه بپا کرد امروز به دست آمریکا شعله‌ور نگاه داشته می‌شود، «وگرنه،» وی می‌پرسد:

«چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به‌مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت می‌داند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید.»

واقعاً جای پرسش دارد که آیا می‌شود فردی در دامن قرآن کریم، پرورش بیابد و دست به خشونت بزند؟ هرگز! بوی خشونت حتی به مشام حضرت ولایت هم نرسیده است. چراکه دین و آئین مقدس اسلام بیگانه است با خشونت و انتقام ستانی، الله، خداوند یکتا و یگانه، نه با دوزخ آشناست، نه با «عذاب الیم.» خدای اسلام «رحمان» است و «رحیم،» نسبت خشونت دادن به الله عین کفر است و برساخته استعمار و یا بقول یکی از روشنفکران تاریک‌اندیش «صنعت اسلام هراسی» ست. «جهاد» و «شهادت» که جنگ نیست، کشتار و خونریزی، تخریب و ویرانی نیست، «دفاع مقدس» است. اگر هم گردن کسی با شمشیر پیامبر اسلام بر زمین افکنده شده است، در دفاع از یکتایی و یگانگی الله بوده است. نه شمشیر شریعت سری را از تن جدا سازد و یا دست و پایی را قطع نماید، نه کسی بدار قصاص آویخته می‌شود و نه کسی به جرم «محاربه» باخدا و نه زنی به سنگسار کشیده شود. این استعمار است که خشونت را بر کلمات الله تحمیل کرده است، در ذات «رب‌العالمین،» مالک بر بهشت و دوزخ برای اهدای پاداش به فرمان‌بران و تنبه و مجازات «نه گویان» و «نه اندیشان.»

این بدان معناست که رمز فهم گفتمان ولایت، خوانش وارونه آن چیزی است که به زبان میراند. نه اینکه او ناآگاهانه دروغ می‌گوید، به‌عکس. چراکه دروغی که او می‌گوید عین حقیقت است؛ زیرا که حقیقت وقتی به کذب تبدیل شود که جنبنده‌ای و جانداری، نفس برآورد، نه از سر حمد و ستایش بلکه به آزادی بدون هراس از جدا شدن سر از تن. باید اعتراف نمود، چنین جنبنده و جانداری زمانی وجود داشتند؛ اما خون همه آنان درراه الله به دست‌پر رحمت ولی‌فقیه، جلوه خداوندگار یکتا، همان عارف دل‌شکسته‌ای که غرب را به خشونت متهم می‌کند، ریخته گردید. به بیانی دیگر، نباید تردید داشت که تا زمانی که سکوت برقرار است، نه دهانی گشوده شود و نه آوایی شنیده شود که ای مردم هرگز به سخنان، این فقیه ابله گوش فرا ندهید، خون قربانیان دگراندیش و انقلابی را بنگر که از آستینش قطره‌قطره بر زمین فرومی‌چکد. حضرت ولایت بر آن تصور است که اگر کیفرخواست علیه غرب و آمریکا صادر کند، دسته‌ای آلوده به خشونت جنایت خود و رژیم خود را می‌تواند بشوید و پاک‌سازی نماید. ذهی خیال باطل. چه اگر آب‌های دنیا را هم که بر دستش بریزند، ماهیتش را تغییر ندهند، زیرا که همچنان بوی خشونت و جنایت از وجود آلوده‌اش به مشام رسد، از وجودی که مظهر اسلام مقدس است، از وجود ولایت.

پست‌های مرتبط

امنیت و آزادی

admin

شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی

admin

معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر