18.5 C
تهران
شنبه, اردیبهشت ۲۵, ۱۴۰۰
مشروطه نوین

چرا سلطنت؟

ماهنامه مشروطه نوین- شماره2، مهرماه 1361

در این شماره:

• چرا سلطنت؟
• بررسی تحلیلی سیاست‌های محمدرضا شاه فقید
• مشروطه نوین
• فرهنگ ایران‌زمین
• رهبری با کیست؟
• اسناد و مدارک

به مناسبت 9 آبان

بدین‌وسیله بیست و سومین زادروز شهریار، رضاشاه دوم را به ایشان و به ملت ایران تبریک می‌گوییم. وجود و حضور شهریار درصحنه مبارزات و مقاومت‌های مردم علیه رژیم خمینی نشانه ناسیونالیسم ایرانی، مظهر آزادیخواهی، پرچم حق حاکمیت ملت و جلوه‌گاه پیشرفت و سربلندی ایرانیان است. بدین‌جهت ایرانیان در هرکجا که هستند و آن‌ها که در «زندان بزرگ» یعنی در میهن بلادیده‌مان گرفتارند، این روز را به اشکال گوناگون و با برگزاری مجلس‌های یادبود گرامی می‌دارند.

اهمیت این روز تاریخی به‌ویژه بدان جهت برجسته می‌گردد که شهریار دو سال پیش‌ازاین در چنین روزی مسئولیت‌ها و تعهدات خویشتن را به‌عنوان پادشاه قانونی ایران اعلام داشته و پرچم درخشان مبارزات رهایی‌بخش ملت ایران را علیه رژیم ظالمانه خمینی برافراشته‌تر ساختند. ازآن‌پس مبارزه برای احیای مشروطیت ایران وارد مرحله نوینی گردید و شور و شوق وصف‌ناپذیری به دل‌های آکنده از اندوه مردم مصیبت‌دیده ایران افتاد.

با آرزوی تندرستی و طول عمر برای شهریار
و آزاد و بهروزی برای ملت ایران

چرا سلطنت؟

مناسبات آزادیخواهی و سلطنت‌طلبی چیست؟

در شماره‌های گذشته دیدیم که سران لیبرالی در جامعه ما با ادعای «آزادیخواهی» و «دمکرات بودن» و با برچسب‌ها و اتهامات سنگین «دیکتاتوری» به رژیم اقتدار مصلحانه شاه فقید با دونیرو متحد شدند که کار را یکسره کنند و کردند 1- ملایان 2- کمونیست‌ها!

آن‌ها به طرفداران چشم و گوش بسته خود دستور دادند که با این دونیرو در بلوا و آشوب خیابان‌ها قاطی شوند و در اتحاد با آن‌ها رژیم سلطنتی را ساقط سازند. اگر آن‌ها واقعاً «آزادیخواه» و «دمکرات» بودند، حق بود که به پیروان خود و توده مردم توضیح دهند که با دونیروی نامبرده در بالا قاطی نشوند، زیرا آن دو از اساس، «آزادیخواه» و «دمکرات» نیستند، سهل است، به‌شدت طرفدار استبداد هستند و شعار آزادیخواهی آن‌ها کاذب است و انتقاد به «دیکتاتوری شاه» را تنها دستاویزی قرار داده‌اند که بساط دیکتاتوری واقعی خود را (مذهبی آن چنانکه امروز دیده می‌شود یا کمونیستی) بر کشور مسلط گردانند! ولی سران لیبرالی و به‌اصطلاح «جبهه ملی» عکس این خط‌مشی را در پیش گرفتند و کار به فاجعه‌ای کشید که امروز ما به ابتلای ملت ایران شده است.

ازقضا سران لیبرالی جامعه در شرایطی تن به این رسوایی و ننگ تاریخی دادند که نیروهای ملی و مشروطه‌خواه جامعه و در پیشاپیش همه محمدرضا شاه فقید تمام تلاش‌ها و کوشش‌های خود را بکار بردند که آقایان را از این اشتباه و خیانت بازدارند. به آن‌ها پیشنهاد شد که برای نجات مملکت و مشروطیت عهده‌دار مسئولیت شکور شوند و بر اساس قانون اساسی که به آن سوگند می‌خوردند، از سقوط کشور در دامان نیروهای ارتجاعی سرخ و سیاه و عوامل شناخته‌شده بیگانه جلوگیری به عمل‌آورند. ولی آن‌ها ترجیح دادند که با ملایان و کمونیست‌های آشوبگر همچنان به براندازی و اقدامات غیرمسئول و فاجعه انگیز خود ادامه دهد.

آری، سران لیبرالی در حالی مشروطیت و آزادیخواهی را بر سر راه هیولای فاشیسم مذهبی سر بریدند و قربانی کردند که سلطنت‌طلبان و مشروطه‌خواهان واقعی گروه‌گروه جان خود را درراه آرمانه‌ای والای ملت فدا کردند و با خون خود سند قانون اساسی ایران را دوباره بازنویسی نمودند. به‌راستی سران لیبرالی چه پاسخی در برابر این واقعیت بارز تاریخی دارند که همان سلطنت‌طلبانی که آن‌ها را متهم به «دیکتاتوری» می‌نمودند، تنها نیروی مقاومت در برابر استبداد ملایان و کمونیست‌های همدست آن‌ها شدند!

چه می‌شد اگر آن‌ها به‌جای خوش‌رقصی در مجلس اعدام اینان و پای‌کوبی در محضر ملایان مستبد، به این نیروی اصیل مقاومت ملی می‌پیوستند؟ آیا در این صورت اصولاً چنین فاجعه تاریخی و توطئه خارجی در مملکت ما پیاده می‌شد؟ آیا مکتب آزادیخواهی خود آنان امروز تا این حد کساد و بی‌آبرو می‌گردید؟ مگر مشروطیت که خون‌بهای پدران ما است، چه عیبی داشت که اصلاح آن با درک مسئولیت و ابراز حوصله اصلاح‌پذیر نبود؟

آیا آزادیخواهی و دمکرات منشی باید تا این حد در انظار و اذهان جوانان ما بی‌اعتبار می‌شد؟

به‌راستی عذر این آقایان چیست؟ ظاهراً آن دسته از سران لیبرالی که جان سالمی از دست قصابان رژیم خمینی بدر برده‌اند، دو عذر برای روش خود بیشتر ندارند که هیچ‌کدام موجه و پذیرفتنی نیست:

عذر اول ایشان آن است که «اغفال شدیم»

«عذر اغفال»، عذری بدتر از گناه، گناه به گردن داشتن مسئولیت فاجعه ایران است، زیـرا همکاری با ملایان و کمونیست‌ها نمی‌تواند از ندانم‌کاری و اغفال ناشی شود. هر فرد نسبتاً آگاه سیاسی (تا چه برسد بــه کسانی که ادعــای رهبری دارند!) می‌دانست و یــا می‌توانست بخواند کـه دست‌پروردگــان «اخوان‌المسلمین» در ایران از قماش خمینی، شریعتی، طالقانی، خامنه‌ای، خلخالی، بنی‌صدر و دیگران چه گفته و چه می‌خواهند. آن‌ها آشکارا از ده‌ها سال پیش از فتنه آشکار خود، خواهان «ولایت‌فقیه» بودن که چیزی جز یک استبداد فاشیستی، یک عصر جهالت، یک جنون آدمکشی و ایران براندازی را در برنداشت. کافی است به «آثار» و «نوشتجات» رنگارنگ آن‌ها مراجعه کنید، آنگاه درمی‌یابید که «عذر اغفال» تا چه اندازه بی‌پایه است.

همین ملایان با تشکیلات جبهه ملی عجین بودند و با آقایان سران لیبرالی مراوده و آمدوشد داشتند. چطور می‌توان ده‌ها سال با ملایان بنیادگرا نشست‌وبرخاست کرد و طرح و سیاست چید، آنگاه امروز مدعی شد که «ما اغفال شدیم»!؟ و آیا این حاشای اکنون شما در مورد کمونیست‌ها هم از همین سیاق است؟ آیا شما اتحاد عمل و آشکار خود را با این نیروی ضد مشروطیت و ضد آزادی چگونه توجیه می‌کنید؟ لابد این را هم نمی‌دانستید و «اغفال» شدید که کمونیسم از اساس سر سازگاری با «دموکراسی» ندارد! (حداقل برای آن دسته از جوانان که شما عملاً آن‌ها را به دام کمونیسم کشانده‌اید، کمی پایین‌تر توضیح خواهیم داد که چرا کمونیسم در نظریات سیاسی خود دوستدار «دیکتاتوری» است و صرف به‌اصطلاح مبارزه آن با «دیکتاتوری شاه» یک تاکتیک عوام‌فریبانه و رذیلانه بیش نبوده و نیست!) عیار «عذر اغفال» که از سوی سران لیبرالی عنوان می‌شود، معلوم شد. اکنون به عذر دوم آن‌ها که «عذر تحمیل» است، نظری بیفکنیم:

عده‌ای از این سران از صحنه گریخته اکنون باب کرده‌اند که: «قصد اولیه ما از جنبش، برقراری دموکراسی بود، ولی … بله ولی در بین راه خمینی استبداد خود را بر ما تحمیل کرد و جنبش را به بیراهه کشید!» به فرض که این عذر واقعاً صحت داشته باشد، باز عیب کار و بی‌کفایتی از خود سران لیبرالی و تشکیلات بی‌دروپیکر و سُست و ناآگاه آن‌ها بوده است. تشکیلاتی که نه بالا و نه پایینش معلوم باشد، تشکیلاتی که در رأس آن‌یک رهبری آگاه و باکفایت، یک رهبری جمعی و مسئول با منش دمکراتیک عمل نکند، تشکیلاتی که در آن مانند آش شله‌قلمکار همه نوع عقیده و هر نوع عنصر مشکوک تحت نام بی‌مسمای «جبهه ملی» وجود داشته باشد، تشکیلاتی که هیچ‌گاه در سازندگی مملکت نقشی مقبول و روشی مسئول را به عهده نگرفته و هیچ‌گونه آلترناتیو و برنامه معین و سازنده را ارائه نکرده باشد و صرفاً روی «فره» و نام مصدق بناشده باشد، آیا چنین تشکیلاتی اصولاً حق دارد در مسائل سرنوشت‌ساز یک مملکت به خود اجازه اظهارنظر و فعالیت، آن‌هم از نوع آشوب و ویرانگری را بدهد؟ و اگر داد، حق نیست که یکی دیگر (چه ملأ چه کمونیست) «از راه برسد» و بر گُرده آن سوار شود؟

آیا شما با ابراز «عذر تحمیل» در حقیقت بر بی‌کفایتی و ضعف‌های ساختی آن شَبَه بی‌جانی که به آن «جبهه ملی» نام داده‌اید، اقرار و اعتراف نمی‌کنید؟

ادامه دارد

(نسیم آریایی، تبسم رهایی)

پی‌نوشت:

لازم به یادآوری ست؛

نوشتاری که پیش رودارید مجموعه‌ای است ارزشمند از تلاش جمعی از میهن‌پرستان باورمند به‌نظام مشروطه پادشاهی که با درک کامل و همه‌جانبه از این نوع نظام حکومتی در هنگامه جنگ ایران و عراق بر آن شدند تا دیدگاه و اندیشه و برنامه‌هایشان را برای مبارزه با رژیم نوپای اسلامی در قالب ماهنامه‌ای منتشر کنند که سه شماره نخست آن با عنوان «اندیشه ایرانی – در خدمت ایرانی.» و در ادامه به نام “مشروطه نوین” تغییر یافت

ازآنجاکه انتشار این ماهنامه در دهه شصت صورت گرفته و به دلیل همزمانی آن با کشتارهای گسترده فعالین و میهن‌پرستان درون و برون مرز این نوشتارها بدون نام نگارنده منتشرشده؛ و این تردیدی باقی نمی‌گذارد که حس مسئولیت در مقابل ایران و سرنوشتش تا چه اندازه برای این اندیشمندان مهم بوده!

ارزش این مجموعه درجایی دوچندان می‌شود که پیش از پایه‌گذاری حزب مشروطه ایران به کوشش جاوید نام دکتر داریوش همایون این میهن‌پرستان منادی و پرچم‌دار مشروطیت در برون مرز بوده‌اند. ازاین‌رو قدردان تلاش‌ها و روشنگری‌های بی‌دریغشان هستیم.

در پایان از خوانندگان عزیز درخواست می‌کنیم چنانچه به سه شماره نخست این ماهنامه با عنوان «اندیشه ایرانی-در خدمت ایرانی» و یا به نویسندگان آن دسترسی دارند حزب مشروطه ایران (لیبرال-دموکرات) را در جریان قرار دهند.

سپاس از همراهی‌تان نسیم آریایی و تبسم رهایی

پست‌های مرتبط

مشروطه نوین جلد دوم قسمت ششم (فرهنگ ایران زمین «2»)

admin

مشروطه نوین جلد دوم قسمت پنچم (ارزشیابی ایده آفرینش)

admin

مشروطه نوین جلد دوم قسمت چهارم (جهان‌بینی ایرانی در فلات ایران)

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر