30.3 C
تهران
چهارشنبه, اردیبهشت ۲۲, ۱۴۰۰
مشروطه نوین

بررسی تحلیلی سیاست‌های محمدرضا شاه فقید

ماهنامه مشروطه نوین – شماره 2 ، مهرماه 1361 (ادامه 3- بررسی تحلیلی سیاستهای محمد رضا شاه فقید )

بررسی تحلیلی سیاست‌های محمدرضا شاه فقید

فهرست مطالب:
1- شروع سخن
2- اقتدار مصلحانه شاه فقید و عناصر اصلی آن
3- روش تحلیل سیاسی اوضاع جامعه ایران
4- نظریه سیستم سیاسی
5- تعریف بخشه‌ای یک سیستم سیاسی
6- «عمل» و «تصمیم» سیاسی چیست؟
7- روابط اصلی بین اجزای یک سیستم سیاسی
8- ارزیابی و نقادی نظریه سیستم سیاسی
9- تکمیل نظریه سیستم سیاسی
10- نظام اجتماعی، رژیم سیاسی، اقتدار قانونی
11- بررسی عملکرد سیستم سیاسی ایران
12- سیستم سیاسی ایران و رژیم شاه فقید
13- حاصل سخن
منابع و ملاحظات

1- شروع سخن

در شماره گذشته به بررسی نظام‌های سلطنتی در جهان پرداختیم و نظام «سلطنت مشروطه اقتداری» را شرح دادیم و به دلایل نظری و عملی نتیجه گرفتیم که رژیم شاه فقید در چارچوب یک «سلطنت مشروطه» قرار داشت و به دلیل کاربرد اقتدار توسط او، از مشخصه «اقتداری» هم برخوردار بود. ما ضمن بررسی دو مفهوم سیاسی «اقتدار» و «دیکتاتوری»، نتیجه گرفتیم که اطلاق «دیکتاتوری» به رژیم شاه فقید، از معنا بی بهر بوده و توسط دشمنان سیاسی ایران تبلیغ گردیده و توسط برخی از هم‌وطنانمان نیز، ناآگاهانه تکرار گشته است؛ اما نکته مهم در این میان آن است که چرا اقتدار؟ به چه دلیل شاه فقید پس از دوران جنگ دوم جهانی و سال‌هایی که نیروی «سلطنت» حتی عملاً از اختیارات قانونی خود کمتر استفاده می‌کرد، به‌تدریج به نقش اقتداری خود افزود و وزنه «سلطنت» را در برابر «مجلس» سنگین‌تر نمود، امری که علی‌الظاهر برخلاف روش‌های دموکراسی است؟ جواب آن است که شرایط اجتماعی- تاریخی از یکسو و اقتصادی- سیاسی از سوی دیگر، شاه فقید را مجبور کردند که با استفاده از اختیارات قانونی خود، با «اقتدار» وارد میدان عمل شود و نقش اجتماعی- سیاسی قویی‌تری را بازی کند تا بتواند ایران را از ورطه «ز هم گسستگی» (1) اجتماعی و سقوط اقتصادی- سیاسی نجات دهد. دورانی که شاه فقید به‌عنوان یک «بازیگر» (2) سیاسی در آن فعالیت داشت، شرایط اجتماعی مربوط به خود را به رییس کشور و اصولاً دستگاه‌های حکومتی تحمیل می‌کرد؛ هر دوره اجتماعی همین خاصیت و عملکرد را دارد. ازاین‌رو، بررسی دقیق شرایط اجتماعی، نیروهای سیاسی، گروه‌های فشار، اوضاع اقتصادی، جهان‌بینی و اخلاق و رفتار مردمان، می‌تواند روشنگر این مطلب باشد که چرا در جامعه‌ای با مشخصات ایران، حتی پس از استقرار نظام نسبتاً دمکراتیک مشروطیت، میزان قوای دستگاه مجریه نسبت به قوای دستگاه کنترل قدرت یعنی مقننه و قضاییه و سایر نیروهای کنترل‌کننده مجریه مانند افکار عمومی، احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی برتری می‌جوید و اصولاً نیازها و درخواست‌های ملت در دوران پس از جنگ دوم جهانی چه بوده و مسیر رشد از کدام شاخص‌ها حرکت می‌کرده و هدف مطلوب اجتماعی کدامین بوده است؟ و آیا رییس کشوری مانند ایران که سرزمینی از هر لحاظ ثروتمند و قدرتمند است چگونه باید عمل کند و جامعه خود را به کدام قبله رشد هدایت نماید؟ و آیا «شاه» در ایران دوره «مشروطه میانه» می‌توانست «بی چهره» باشد و نقشی هم چون ملکه انگلستان بازی نماید یا آنکه باید مقتدر باشد و اصولاً انتظارات ایرانیان از «شاه» چیست؟ نباید گمان کرد که این‌گونه سؤالات مربوط به گذشته است و «گذشته» هر چه بوده، بالاخره گذشته است؛ برعکس، ما تصور می‌کنیم که روشن نمودن این حقایق به‌طور منصفانه، نه‌تنها مردم ما را در تشخیص و قضاوت نسبت به گذشته خود کمک خواهد کرد، بلکه ملت را در پی‌ریزی آینده مطلوب یاری خواهد داد. باید دانست که اگر رژیم شاه «بد» بوده، حاصل و برآیند امیال و خواست‌ها و نیروهای ملت ایران بوده است و اگر «خوب» بوده، خوبی را از ملت ایران کسب کرده است. این فرآیندی است که هم‌اکنون سؤالات بسیاری در مورد آن مطرح است، چنانکه رژیم ملایان نیز باوجود تمام توطئه‌های بین‌المللی که در مورد سقوط ایران به عمل آمد، بالاخره به ضرب نمایش‌های چندمیلیونی و اعتصابات چند صدهزاری همین ملت بر اریکه قدرت نشست (در سلسله مقالات «چرا سلطنت؟»، علل و نحوه شرکت مردم ایران در این فعالیت‌ها تحلیل گردیده است) و اگر قرار است روزی ساقط شود، به نیروی ملت ایران از سریر قدرت به زیر کشیده می‌شود. عجیب به نظر می‌رسد ولی رژیم‌ها در ایران مانند یک آینه، تصویر خود ملت ایران را منعکس می‌کنند، آن‌هم با تمام زشتی‌ها و زیبایی‌هایش! تنها تفاوت در آن است که گاه رییس کشور از خود ملت در مسیر رشد و ترقی پیشی می‌گیرد (مانند رژیم شاه فقید) و گاه از سیل خروشان ملت عقب می‌ماند و به قهقرا می‌رود (مانند رژیم خمینی). برای آنکه به دریافتی صحیح از «گذشته» و مفهوم آن نزدیک‌تر شویم، ابتدا محتوای «اقتدار مصلحانه» شاه فقید را بررسی می‌کنیم و عناصر آن را روشن‌تر می‌سازیم و پس‌ازآن به تحقیق درباره علل کاربرد «اقتدار» توسط وی، می‌پردازیم

(نسیم آریایی، تبسم رهایی)

پست‌های مرتبط

مشروطه نوین جلد دوم قسمت ششم (فرهنگ ایران زمین «2»)

admin

مشروطه نوین جلد دوم قسمت پنچم (ارزشیابی ایده آفرینش)

admin

مشروطه نوین جلد دوم قسمت چهارم (جهان‌بینی ایرانی در فلات ایران)

admin

این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می‌کند.
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish
قبول اطلاعات بیشتر